نجات یک شعر




عنوان مجموعه اشعار : بال
شاعر : رضا دلاوری


عنوان شعر اول : پیله
ما که قرار است پروانه شویم
بگذار دنیا تا میخواهد پیله کند

عنوان شعر دوم : جور دیگر
رنگی شد دنیای سیاه و سپیدم
وقتی عینکی به چشم زدم با مارک #جور دیگر

عنوان شعر سوم : انتقام
زمان انتقام از آخرین دشمنم
ماشه را میچکانم
با اینکه میدانم برعکس گرفته ام هفت تیر سیاهم را
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
به دوست عزیز شاعر که این گفتگو احتمالاً نخستین گفتگوی او در پایگاه نقد شعر خواهد بود خیر مقدم عرض می کنم. سه شعر از او که قطعاً مخاطب از ظرافت های معنایی و روابط درون متنی پدیده هایش لذت خواهد برد پیش روی من است. هر چند به روشنی نمی توان مختصاتی را برای این گونه ی ادبی برشمرد اما از میان آن چه که تا کنون در تعاریف متخصصان شکل شناسی شعر اشتراک داشته است می توان به مواردی هم چون فشردگی در کلام، کامل بودن و تک هسته ای بودن اشاره کرد. به کارگیری حداقل جملات و رعایت ایجاز به نحوی که در معنی اختلالی ایجاد نکند و وحدت موضوع از توضیحات این بخش می تواند باشد. اما آن چه که می تواند تحریف این مسیر باشد شیفتگی برخی از شاعران به جملات کاریکلماتوری و قصاری است که در بسیار وقت ها از ارزش ادبی چندانی برخوردار نمی باشند.
در این شکل، بنای گزارشگری و فضانویسی و موقعیت آفرینی نیست و شاعر هر چه قدر که تلاش کند در این فرصت اندک به اصل ماجرا بپردازد، موفق تر خواهد بود:
- ما که قرار است پروانه شویم
بگذار دنیا تا می خواهد پیله کند...
حالا اگر همین شعر را بر این اساس دوباره خوانی کنیم قطعا متوجه می شویم که متن می تواند بدون بسیاری از این کلمات و حروف کامل باشد و بی هیچ نقصی در معنا ارائه شود.
در واقع اگر از زاویه ی خلاقیت در متن بخواهیم با این شعرها روبرو شویم باید بگویم که شعر کوتاه بیش از آن که مجال مفهوم آفرینی باشد فرصت تصویرسازی است و شاعر برشی بصری از آن چه می تواند مخاطب را شگفت زده نماید انتخاب می کند.
آن چه که علاوه بر شگردهای هنری و ویژگی های اجرایی و زبان آوری های مرسوم می تواند نجات بخش یک شعر کوتاه باشد کشف شاعرانه و طرح درست آن در متن شعر است. مثلا در شعر سوم شاعر کشف بدیعی داشته است اما طرح نامناسب آن باعث شده است که خواننده در پایان کار هیچ تاثری از متن نداشته باشد و در شعر دوم نیز شاعر صرفاً احساس خود را بی هیچ کیفیت ادبی مطرح کرده است.
شاعر را با دعوت به مطالعه ی شعر کوتاه زیر و تاکید بر مطالعه آثاری از بیژن جلالی و سیروس نوذری و شعر کوتاه دیگر ملل به خدای می سپارم:
کوزه می سازم
و دهانم به ابرهاست (برزگر)

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.