موزون و خوش‌لفظ




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : شیرین سیاسر


عنوان شعر اول : فصل کوچ سینه ی تو
عاشق روی همچو‌ ماه تو و ، اشکهایی که دیدنی نشدند
مردم از بس میان این همه درد، عشوه هایم خریدنی نشدند
حافظ آن بوسه ای که جان بستاند ، رفته از یاد شهر بی حرکت
مردم از این بلوغ تکراری، سیب هایی که چیدنی نشدند
دیده بودم‌ که بازی از سر عشق ،آخرش شکل یک کبوتر شد
من چرا فصل کوچ سینه ی تو ، بالهایم پریدنی نشدند
باید از دور عاشقت شد و‌سخت، پای تاوان بی تو‌ بودن ماند
بي هراس از عروج شبهايي، كه حريف غم زني نشدند
من چرا این همه زمین خوردم ؟پا شدم تا تو‌را نفس بکشم
این نفس های تا ابد خالی، در هوایت کشیدنی نشدند

شيرين سياسر

عنوان شعر دوم : قتل خانگی
و‌من که شاهد یک قتل خانگی بودم
درون سینه ی شب فکر تازگی بودم
و‌من که از جسد آینه ،ترک‌ خوردم
شهادتین شدم، از خودم كتك خوردم
و شك نكرده به آيين تو ، نماز شدم
به رقص بركه در اندام ماه، ساز شدم
نديده و نشنيده تو را بغل كردم
به ياد جام الستي كه در بغل كردم
به انتحاري چشمم در آن نگاه ، قسم
اگر به سجده نيفتاد بر تو ماه، قسم
مرا ببر به تماشاي چشم غمگينت
به ياس فلسفه در وصف شعر سنگينت
خمار از تر ك لب ،به صحنه دود شدم
من آن توهم سرخم كه هي كبود شدم
وخون كه ريخت، دچارت شدم به شكل بدي
تو هم دوباره به اين مرد خوب، سر نزدي
...
و عشق در ته فنجان قهوه جان مي داد
تمام شب قفسم را به من نشان مي داد

شيرين سياسر


عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
پیش از پرداختن به جزییاتی دربارۀ این دو شعر، اشاره به نکته‌ای کلی درباره شعر امروز ضرورت دارد و آن این است که در میان شعر شاعران جوان حتی آن‌ها که صاحب نام و آوازه‌ای نیز شده‌اند، کم‌لطفی و کم‌اعتنایی به زبان، بسیار سابقه دارد و این‌طور به نظر می‌رسد که در سرودن شعر موزون، تنها به رعایت وزن، حضور پررنگ عاطفه و کلماتی خوش‌لفظ بسنده می‌کنند. غم‌انگیزتر این است که مخاطبان عام هم که چندان اهل تعمق در شعر و معنای حاصل از هر بیت یا جمله نیستند، به همین اندک بسیار خرسند و راضی‌اند و با تشویق‌ها و تحسین‌های غیرکارشناسانه و عوامانۀ خود، این دست شاعران را دچار توهمِ «پرمخاطب بودن مساوی است با درست بودن اثر» کرده، آن‌ها را در این اشتباه بیشتر و بیشتر به پیش می‌رانند. (صائب دو چیز می‌شکند قدر شعر را/ تحسین ناشناس و سکوت سخن‌شناس). این نکته که اشاره شد مسئله‌ای عمومی است و ربطی به شعرهای این شاعر ارجمند ندارد، آنچه برای این شاعر می‌تواند از میان سطرهای بالا به کار آید این است که تا می‌تواند از خواندن شعرهای شاعران جوان که نام‌شان به دلایل غیرعلمی آشنا و رایج شده است بپرهیزد و در گزینش اثری برای مطالعه حتما به شعر شاعران بزرگ و پیشکسوت روی کند. در شعرهای بزرگان چنین مسامحه‌هایی بسیار نادر است بنابراین شاعر خواه و ناخواه ذهنش با شعرهایی سالم مأنوس شده و تربیت و رشد می‌یابد. سلامت دستوری، سلامت جزییات زبان از جمله ترکیب‌سازی‌ها، سلامت تشبیه‌ها و کاربرد آرایه‌ها با تمام جزییات مربوط به آن و ... همگی با خوانش شعرهای سالم حاصل می‌شود.
اما نکته‌ای که در دو شعر این شاعر جلب نظر می‌کند، سرایش بر پایۀ عاطفه و احساس است. وقتی با غلبه و غلیان عواطف، احساس شاعر، هدایت و مهار شعر را به دست می‌گیرد، ناچار باید در احضار و گزینش کلمات و ساخت ترکیب‌ها و آفرینش تصاویر و بیان سخن دقت بیشتری صرف کند. اگر در لحظۀ سرایش چنین اختیار و توجهی از شاعر سلب شده باشد، پس از سرودن می‌تواند از جنبه‌های گوناگون شعر خود را بازبینی و ویرایش کند. در انجام این امر بهتر است بر خود سخت بگیرد و به سادگی هرچه به ذهن می‌آید نپذیرد و یقین داشته باشد که به ساختی بهتر و بهتر نیز می‌توان رسید. در این دو شعر برخی جزییات زبانی با کمترین تغییر می‌توانند شعر را در وضعیتی بسیار مطلوب قرار دهند:
عاشق روی همچو‌ ماه تو (و)/ (با)، اشکهایی که دیدنی نشدند
مردم از این بلوغ تکراری، سیب هایی که چیدنی نشدند؛ بین این دو جزء عامل ربطی ـ مثلا: با / و / ... ـ نیاز است تا جملۀ دوم معنایش کامل شود در غیر این صورت جزء دوم این مصرع از منظر دستوری و معنایی وضعیتی ناتمام و معلق دارد.
دیده بودم‌ که بازی از سر عشق ،آخرش شکل یک کبوتر شد؛ «از سر عشق»، و «آخرش» در این جمله عبارت و کلمه‌ای سست هستند. یک پیشنهاد این است: عاقبت شکل یک کبوتر شد.
من چرا «فصل کوچ سینه ی تو» ، «بالهایم پریدنی نشدند»؛ این دو عبارت و جمله نیز قوت لازم را ندارند: فصل کوچ سینه تعبیر روشن و معناداری نیست. پریدنی‌شدن بال هم چندان دقیق نیست. پریدن را معمولا به پرنده نسبت می‌دهند نه به بال‌هایش: پرنده پریدنی است. بال پرنده پریدنی است. کدام درست است؟
باید از دور عاشقت شد و‌سخت، پای تاوان بی تو‌ بودن ماند؛ جمله دوم این مصرع کژتابی دارد و معنایی که به ذهن متبادر می‌کند معلق است: «بی‌توبودن» تاوان است یا جرمی است که تاوانی دارد و باید پای تاوانش ماند؟
بي هراس از عروج شبهايي، كه حريف غم زني نشدند؛ عروج شب‌ها چطور حریف غم می‌شود؟ چرا «عروج» شب‌ها؟
این «نفس های تا ابد خالی»، در هوایت کشیدنی نشدند (؟)
و‌من که از جسد آینه ،ترک‌ خوردم؛ از جسد آینه ترک خوردن یعنی چه؟
شهادتین شدم، از خودم كتك خوردم؛ ربط شهادتین و کتک خوردن از خود چیست؟
نديده و نشنيده تو را بغل كردم؛ قافیه این بیت چیست؟
خمار از تر ك لب ،به صحنه دود شدم (؟)
همین مقدار توجه به جزییات زبان، می‌تواند به شعرهای خوب این شاعر جوان ارجمندی بیشتری بخشد تا سراسر هر شعر او بیت‌هایی از این دست باشد:
و شك نكرده به آيين تو ، نماز شدم
به رقص بركه در اندام ماه، ساز شدم

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۲
شیرین سیاسر » 11 روز پیش
بسیار قدرشناسم بابت این نقد ، بماند که شوکه شدم!! کمک بسیار زیادی به من کردید ممنون میشوم اگر مرا در یافتن کتابهایی برای برطرف کردن این ضعف ها یاری کنید. شیرین سیاسر
فریبا یوسفی » 6 روز پیش
منتقد شعر
سلام. به دلیل استعداد، گرایش ذهنی و تسلطی که بر وزن شعر دارید شعرهای کلاسیک بزرگان شعر امروز را بیشتر از پیش و با دقت در اجزای کلام مرور بفرمایید. از جمله سیمین بهبهانی، اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج، حسین منزوی، قیصر امین‌پور .

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.