زبان، زبان، زبان




عنوان مجموعه اشعار : _
شاعر : عبدالحسین میرشکاری


عنوان شعر اول : _
چقدر از تو نوشتن برای من زیباست
تویی ؛که حجم نگاهت، به وسعت دنیاست

گناهِ کوچکِ چشمم،خودت که می دانی
ستونِ برج بهشت من از تو پابرجاست

خدا هم از هیجانات عشق می دانست
که عطرِ وسوسه انگیز سیب وانفساست

درست...لحظه ی شومی که عقل می میرد
صدای خنده ی شیطان بلند و بی پرواست

قسم به شیطنت دانه دانهٔ گندم
که خوشه خوشهٔ زلفت چکامه ای زیباست

شبیهِ ابر ،که نوشیده است دریا را
بخار پاک لبانت ،لطیف وباران زاست


ببین دوباره تو دریاچهٔ پریشان را
که حسِّ خوبِ عبورِ پرندگان اینجاست
#عبدالحسین میرشکاری

عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزلی که بر پایۀ احساسات و عواطف بنا شده است، از همان اول تکلیف خود را با مخاطب روشن می کند. بر اساس معاهده ای ننوشته شده اما پذیرفته شده، شاعر از همان ابتدای کار به مخاطب خود می گوید که من با این شعر قرار است احساسات تو را هدف قرار دهم، پس توقع نداشته باش در این شعر، عنصر تفکر برجسته شده باشد یا تصویرهایی جز تصویرهای نرم و رمانتیک ببینی. اتفاقاً مخاطب اصلی غزل فارسی همین شعر را می پسندد. شاعر هم دوست دارد در همین مسیر حرکت کند ولی یک نکته را نباید فراموش کند و آن هم این که استواری شعر بر بنیاد احساسات و عواطف، دلیلی بر بی توجهی یا کم توجهی به زبان نیست. قرار نیست احساسات و تصویرهایی که شاعر در حوزۀ تحریک عواطف مخاطب می آفریند، حواس او و خواننده را از استواری و صلابت زبان پرت کند. به همین دلیل است که مهمترین ایرادی که در این غزل می بینم، کم توجهی های زبانی شاعر است.
قبل از اینکه وارد حوزۀ زبان بشوم، از شاعر می پرسم که آیا وسیع بودن نگاه ( که تصویر یک چشم خیلی بزرگ و شاید حتی گفت گل و گشاد را به ذهن می آورد) نشانه و نشان دهندۀ زیبایی است؟
و اما بحث زبان. چند مثال از شعرهای خود شاعر:
خدا هم از هیجانات عشق می دانست
که عطرِ وسوسه انگیز سیب وانفساست
ایراد من به کلمۀ وانفساست. وانفسا در معنی، یک شبه جمله عربی است به معنی این که «ای وای بر من» یا «ای ‌دریغ از من» و گاهی نیز در زبان فارسی در نقش صفت به کار می رود به معنای کاری بسیار سخت. خب حالا با این معنا، بیت را بخوانید و معنی کنید. چه معنایی از این بیت به دست می آید؟
یا در این بیت:
ببین دوباره تو دریاچهٔ پریشان را
که حسِّ خوبِ عبورِ پرندگان اینجاست
اولاً که شاعر می توانست از ظرفیت اسم زیبای دریاچۀ پریشان استفاده ای شاعرانه کند (که نکرده است) ثانیاً کلمۀ تو را از مصرع اول اگر برداریم، چه مشکلی در شعر ایجاد می‌شود؟ به نظر می‌رسد که این کلمه حشو است و به زبان آسیب می زند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
عبدالحسین میرشکاری » چهارشنبه 19 تیر 1398
درودتان جناب شفاعی عزیز ،ممنون از اینکه خواندید و اظهار نظر فرمودید ولی خارج از هر گونه تعصبی نسبت به شعرم اذعان می دارم که حذف«تو»در مصرع اخر که نقش اسم معرفه را بازی می کند کاملن اشتباهه،چون در صورت حذف ،ببین می تواند متصف به هر شخصی بشود ونبودش در زبان دست اندازی ایجاد می کند و در ثانی ایا نمی توان از مصرع دوم بیت اول تصویر وسعت دید را برداشت نمود محبوب نگاه وسیع دار نه چشم بزرگ ،البته وانفسا در بیت سوم را کاملن می پذیرم و این کلمه بار معنایی مشکل ایجاد کردن را ندارد ولی به هر صورت ممنونم د

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.