موسیقی کلام!



عنوان مجموعه اشعار : غزل۲
عنوان شعر اول : زیارت آفتاب
عقل پرسید از دل؛ کدام انتخاب بهتر است
باب الجواد؟ یا ورودی نواب بهتر است؟!

وقتی قرار شد ذوبِ لطفِ او شوی
دیگر مپرس کدام سمت آفتاب بهتر است

گل ها همه به گل های حرم غبطه میخورند
باید قبول کرد این خاک و آب بهتر است

هر بار نوای نقّاره می رسد به گوش
حالم میان صحن انقلاب بهتر است

از هر چه هست در عالم برای ما
مهر و ولای اولاد بوتراب بهتر است

زائر، همین که درد دلی کند کافیست
اما دعایش بشود مستجاب بهتر است


از شوق دیدنش هیچگاه کم نمی شود
دلتنگم و در راه عشق شتاب بهتر است

عنوان شعر دوم : غدیر

در این سفر، میان خوف و خطر
ورق خورد برگی از حیات بشر

وداع آخر است و نهاده شده است
رسالتی عظیم روی دوش پیغمبر

بگو کلام وحی را ایها الرسول
مباد رنجِ رسالت بدون ثمر

به رودها بگو به برکه برگردند
تمام رودها می رسند به یک نفر

زمین شبیه کهکشان، تماشائیست
ستارگان در طواف گردا گرد قمر

خدا تمام کرد نعمت خود را به ما
خدا نخواست بمانیم در عصر حجر

به گوش تمام خلق رسانده شود
نفر به نفر، نسل به نسل این خبر

نزول آیه های نور گره زده است
ولایت علی را به سرنوشت بشر

فرج را در غدیر وعده داد رسول
پس از شب تار خواهد رسید سحر



عنوان شعر سوم : پاییز عشق
در غروب سرد پاییزی دلم بس تنگ بود
قصد عشق و عقل هم یکبار دیگر جنگ بود

ناگواری ها فراوان پشت زرق و برق عشق
مثل پاییزی که پنهان در میان رنگ بود

پا به پایش رفتم و چون نوبت او می رسید
این رفیق نیمه راه من، همیشه لنگ بود

اشتباه فاحشم در عشق تنها سادگیست
کِی گمان میکردم آخر او پیِ نیرنگ بود


کاش قدر لحظه ای با من مدارا کرده بود
چشم های من همیشه تشنه ی لبخند بود


گل نرویید از محبت، بیشتر شد کینه ها
پاسخ گنجشک روی سیم آری سنگ بود


کار دستم داد آخر این غرور لعنتی
عاشقش ماندن به هر قیمت برایم ننگ بود!
نقد این شعر از : احمد امیرخلیلی
باسلام.
وقتی سخن از غزل نوشتن و شعر موزون به میان می آید اولین چیزی که شاعر موظف است آن را بداند موسیقی شعر است. موسیقی شعر که شامل موسیقی بیرونی کلمات، وزن و قافیه و ردیف و واج آرایه ها بوده و موسیقی درونی کلمات که شامل مراعات نظیر و نسبت های مضمونی و تصویری و تشبیه و استعارات است که در ناخودآگاه مخاطب ایجاد موسیقی می کند. در این میان موسیقی بیرونی از واجبات زیبایی شناسی شعر موزون و موسیقی درونی از مستحبات زیبایی شناسی است.
پس تا پیش از اینی که شما موسیقی کلام را رعایت کنید نمی توان قدمی برای صحبت در مورد باقی مسائل شعر شما جلوتر گذاشت.
با این حساب در شعر اول شما هیچ مصرع موزونی که از لحاظ وزن درست باشد وجود ندارد. قافیه و ردیف اما درست است.
شعر دوم هم به بیماری شعر اول دچار است پس از آن هم بگذریم تا شما کتاب "روزنه" محمدکاظم کاظمی را از انتشارات سپیده باوران تهیه کنید و در آن وزن و چگونی تقطیع های وزن را بخوانید تا با آگاهی از وزن شعر موزون بنویسید و بصورت ناخودآگاه.

اما شعر سوم با دو شعر بالاتر متفاوت است و ناخودآگاه موسیقی ذهن شما فعال عمل کرده و وزن را در سطرها نگه داشته است:
در غروب سرد پاییزی دلم بس تنگ بود (فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن)
قصد عشق و عقل هم یکبار دیگر جنگ بود (فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن)

اما در این غزل نیز در میانه ها قافیه را باخته اید:
کاش قدر لحظه ای با من مدارا کرده بود
چشم های من همیشه تشنه ی "لبخند: بود!
که "لبخند" باید "لبخنگ" باشد تا با جنگ و ننگ و نیرنگ قافیه شود.
در هر صورت پشنهاد جدی من به شما خواندن کتاب روزنه و آموختن اصول نوشتن شعر مورزون است و پس از آن نوشتن شعر.
موفق باشید.

منتقد : احمد امیرخلیلی

احمد امیرخلیلی شاعر و ترانه سرا متولد 1368 است. وی سال 91 عنوان نفر اول جشنواره شعر فجر در بخش ترانه سرایی را به خود اختصاص داد. در کارنامه او سابقه همکاری با خوانندگانی چون علیرضا قربانی، محمد اصفهانی، فریدون آسرایی، حجت اشرف زاده، سینا شعبانخانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.