لزوم آشنایی با شعر معاصر




عنوان مجموعه اشعار : مستانه
شاعر : حنیفه توکلی


عنوان شعر اول : شکفتن
در سرت چشمه ای زلال میجوشید
در نگاهت دو گل تلخ رازقی
در سینه ات بهار میروئید ؛ میسرود شعر سرخ آتشی
زبانت زبان آدمها ؛ گویشت لهجه ای دیگر داشت
آسمان دلت مهتابی ؛ گرچه میل باریدن داشت
در صدایت بغضی نشکفته ؛ آواز قناری سر میداد
با تنی خسته وروحی آشفته ؛ آوای رهایی سر میداد
ذهن تو ذهن درگیر بود ؛ ذهن پرواز در شادی
جرم تو جرم سنگین بود؛ جرم نان و آزادی

حنیفه توکلی

عنوان شعر دوم : رهایی
خانه ات ویران گشت ;
کوچ را آموختی

تا نچیدن بالتو پرواز را آغاز کن.
حنیفه توکلی

عنوان شعر سوم : بازگشت

میدانم روزی باز خواهی گشت ,

آن دم که سپیده میزند خورشید ,
و شکفته میشود نیلوفر از شبنم ;
تو باز خواهی گشت , با کوله باری از رنج , و قلبی آکنده از اندوه ,

با چهره ای مغشوش وغبار گرفته ,
به سراغم خواهی آمد
و مرا جستجو خواهی کرد ,
من خیره به قدمهایت, از میان آدمیان خفته در گور به تو لبخند خواهم زد.
حنیفه توکلي
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
این سه نوشته در بعضی عبارات ممکن است شاعرانه باشند اما در واقع به معنای تخصصیِ ادبی، به طور کامل شعر نیستند بلکه شاید بشود آنها را نثر ادبی نامید، ولی در همان نثر ادبی بودن نیز باید ویرایشی صورت بگیرد مثلاً اصرار شاعر در قافیه آوردن در شعر اول مشخص نیست، چون اتفاقا اگر ساده‌تر حرفش را بیان کند بیشتر به شعر نزدیک خواهد شد، از همین ابتدا می‌توان پیشنهاد داد که اگر احساس و عاطفه یا فکر و نگاهی به جهان اطرافمان داریم که حس می‌کنیم می‌توانیم با شعر آن را بیان کنیم، باید حتماً در کنارش با زبان و شیوۀ سرودن شعر معاصر آشنا باشیم که با مطالعه‌ی فراوان در شعر شاعرانِ شاخص معاصر امکان پذیر است. در ادامه به ذکر چند مثال اکتفا می‌کنیم:

در سطرهای «در سرت چشمه ای زلال میجوشید/ در نگاهت دو گل تلخ رازقی/ در سینه ات بهار میروئید؛ میسرود شعر سرخ آتشی» تصورِ همۀ اینها در یک نفر، برای مخاطب باورپذیر نیست (تأکید می‌شود که به طور دقیق تصور کنیم این سطرها را و در نهایت می‌بینیم که سرِ یک شخص، چشمه‌ای زلال در حال جوشیدن است و دو گل در نگاهش و در سینه‌اش بهار با آن مفهوم وسیعش، و سپس همان بهار شعر سرخ آتشی می‌سرود) به بیان دیگر، این سطرها بیش از آنکه چیزی را تصویر کنند، کلماتی از طبیعت را به یک شخص نسبت داده‌اند اما نه به شکل شاعرانه و خوشایندی، که در ذهن مخاطب تصویری تازه و دقیق بسازند.

در سطرِ «خانه ات ویران گشت» گشتن در معنای شدن به کار رفته که لزومی ندارد و فقط سطحِ کلام را به شکلی غیرادبی شاعرانه جلوه می‌دهد، در حالی که «خانه‌ات ویران شد» عملاً می‌تواند سطرِ شاعرانه‌تری در یک شعر باشد که البته به سطرهای دیگرش بستگی دارد. در سطرِ «تا نچیدن بالتو پرواز را آغاز کن.» باز هم لزومی ندارد که نیمی به محاوره و نیمی رسمی گفته شود چون با هم متناسب نیستند.

شاید بتوان گفت «بازگشت» نسبت به دو مورد قبلی، بیشتر به شعر نزدیک شده است، زیرا فرضاً مثل مورد اول، سعی نشده که قافیه و ردیفی برای بعضی سطرها ساخته شود و بیان ساده‌تری دارد. اما از سوی دیگر، عباراتی مثلِ کوله‌باری از اندوه، قلبی آکنده از اندوه، هم از فرط تکرار در گفتار و نوشتار، دیگر شاعرانگیِ خود را از دست داده‌اند و هم این که دو عبارت تقریباً تکرار معنای همند.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. از سال ۱۳۷۵ فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال ۱۳۸۵، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.