یک تضمین خوب، چه ویژگی‌هایی دارد؟




عنوان مجموعه اشعار : ری را
شاعر : بهزاد گرانمایه


عنوان شعر اول : دوره قاجار
فرو میریزد آخر قامت دیوار بعد از تو
به جا می ماند از من تلی از آوار بعد از تو

همیشه قبل تو می ماند چشم خسته ام در راه
"تو را من چشم در راهم" ولی اینبار بعد از تو

"که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها"
خطا کرده جناب خواجه هم انگار بعد از تو

بدون تو نفس مرگ است اما می کشم هر روز
مرا در بر گرفته مرگ بالاجبار بعد از تو

تمام فکر و ذکرم تو تمام فکر و ذکرم درد
فقط تکرار هی تکرار هی تکرار بعد از تو

رهایم کن رها ، ای عشق ! ای بیماری مزمن
به درد خود بمیرم گوشه ای بگذار بعد از تو

تمام شعر من را بعد تو بیگانگان بردند
به راه افتاد یعنی دوره ی قاجار بعد از تو

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : احسان رضایی
اینجا با غزلی عاشقانه و هجرانی مواجهیم که شاعر با ردیف کردن عبارت «بعد از تو» خواسته تأکید بیشتری هم بر مفهوم مورد نظرش داشته باشد. شعر نقاط قوت زیادی دارد. اولاً با یک فعل و حرکت و خبر دادن از موضوعی شروع می‌شود و در واقع شعری پویا است. زبان روانی دارد که در عین استحکام از کلمات ساده‌ای هم استفاده کرده است. چند بازی و شگرد زبانی دارد. مثل بیت «تمام فکر و ذکرم تو، تمام فکر و ذکرم درد/ فقط تکرار هی تکرار هی تکرار بعد از تو» که هم در مصراع اول یک دور را شاهدیم و هم تکرار خود واژۀ «تکرار» در مصراع دوم بیهودگی ایام هجران را به خودی نشان می‌دهد. چندتایی از تشبیه‌‌های شعر هم زیبا و خوش نشسته‌اند: تصویر دیواری که تاب فراق را نمی‌آورد و می‌ریزد، به جا ماندن تل آوار از وجود عاشق منتظر، تعبیر «بیماری مزمن» برای عشق و بخصوص «نفس کشیدن مرگ» که تشبیه متصاد فوق‌الاده‌ای شده. با این حال اگر بخواهیم برای شعر نقطۀ ضعفی قایل باشیم، آن دو بعراتی است که از نیما و حافظ به کار رفته انگار هنوز درست سر جای خودشان ننشسته‌اند. اینجا شاعر با استفاده از صنعت تضمین و تکرار عباراتی از شاعران پیشین خواسته بگوید آنچه دیگران در غ دلدار کشیدند را او هم درک کرده و بلکه رنجش از رنج آنها بیشتر است. اما این کار بدون ظرافت شاعرانه و فقط طبق یک فرمول انجام شده، آوردن یک عبارت و بعد نفی کردن آن. «تو را من چشم در راهم ولی این بار بعد از تو» (که اینا قید «ولی» معنای زیبایی ندارد) و «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها/ خطا کرده جناب خواجه هم انگار بعد از تو» (در حالی که خواجه حافظ هم دقیقاً همین را گفته و اعتراض بی‌وجهی است). در تضمین، ساده‌ترین کار همین نقل یک عبارت درست با همان کاربردی که شاعر اول بار استفاده کرده و بعد رد یا تأیید آن است. یعنی حافظ گفته «غم فراق نه آن می‌کند که بتوان گفت»، من هم بگویم غم فراق خیلی سخت اصلاً به قول آقای حافظ «نه آن می‌کند که بتوان گفت». اما تضمین خوب و هنرمندانه آن است که عبارت ارجاعی را هنرمندانه در بافت کلام خودمان به کار ببریم و مال خود کنیم. برای نمونه، غزل معروف زنده‌یاد حسین منزوی دربارۀ شاعری را به یاد بیاورید
شاعر! تو را زین خیل بی‌دردان کسی نشناخت
تو مشکلی و هرگزت آسان کسی نشناخت
در این غزل هم برای تأیید حرفش از تعداد زیادی شاعر با تضمین و تلمیح یاد کرده و هم هر بار با یک شیوه. مثلاً تضمینش از خواجه حافظ این‌طور است:
روزی که می‌خواندی «مخور می محتسب تیز است»!
لحن نوایت را در آن سامان کسی نشناخت
اینجا در عبارت استخدامی از حافظ، شاعر نمی‌خواسته (مثل خود حافظ) توصیه به هوشیاری کند، بلکه بر فهمیدن حرف شاعر نظر داشته. حالا ببینیم که در تضمین شعر اخوان‌ثالث، شاعر چه ترفندی به کار می‌برد و به «قصۀ شهر سنگستان» او چطور ارجاع می‌دهد:
چون راز دل با غار می گفتی تو را هم نیز،
ای «شهریار شهر سنگستان»! کسی نشناخت
این کی ارجاع به معنای خود شعر البته نزدیکتر است، اما درست مثل یک تیم والیبال که برای امتیاز گرفتن باید حمله‌های مختلفی را طراحی می‌کند تا حریف نتواند دستشان را بخواند، شاعر هم تا روش‌های مختلفی برای اجرای صنایع ادبی مختلف به کار برده تا خواننده هر بار شگفت‌زده شود و بیشتر به شعر دل بدهد و توجه کند. تضمین خوب، چنین چیزی است.

منتقد : احسان رضایی

متولد ۱۳۵۶ تهران، نویسنده و منتقد ادبی. در نشریات مختلفی، از «همشهری جوان» و «همشهری داستان» تا «کرگدن»، نوشته و می‌نویسد. مجری-کارشناس برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی مختلف دربارۀ کتاب (کتاب باز، کاغذ رنگی، الف، شهر قصه) بوده. تألیفاتش در زمینه تاریخ و ادبیات است.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.