آهنگ شعر و انتقال حال




عنوان مجموعه اشعار : بی مجموعه
شاعر : سعید علی زاده


عنوان شعر اول : لبخند خدا
لبخند زد خدا و تو را آفرید و بعد
لبخند بر لبان قشنگت کشید و بعد

دریایی از محبت خود در دلت نهاد
قدری از آن ز شوق ز چشمت چکید و بعد

شُست آنچه بود در دل من تیرگی و شد
غم‌های من تمامی‌شان ناپدید و بعد

سر‌سبز شد جهانِ من، آری بهار شد
شد لحظه‌لحظه زندگی‌ام مثل عید و بعد

لبخند بر لبانِ قشنگ تو گل نمود
گل‌های سرخ و آبی و زرد و سفید و بعد

کردم یقین چقدر تو را محشر آفرید
"لبخند زد خدا و سپس دختر آفرید"

سعید علی زاده





عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
دربارۀ شعرهای این شاعر گرامی پیش از این دو نوبت مطالبی نوشته‌ام. دربارۀ این غزل کوتاه که موضوعی دلنشین و شاد دارد، دقت به نکته‌ای مختصر به نفع شعر خواهد بود.
غزل در وزنی روان و آرام و متناسب با موضوع سروده شده است. احوالی که با این وزن از شاعر به مخاطب انتقال می‌یابد حالی روان و بی‌فراز و فرود است؛ حالی مانند جریان ملایم رود. پس ردیفی که شاعر انتخاب کرده، با وزن شعر هم‌خوانی و هم‌سویی دارد. مصرع‌هایی نیز در این شعر کوتاه کاملا منطبق با احوال آسوده و خوشایند شاعرند: سرسبز شد جهان من، آری بهار شد، دریایی از محبت خود در دلت نهاد، و ... در چنین حالتی، اگر مصرعی میان ابیات دچار جابه‌جایی ارکان جمله شود تا وزن شعر برقرار بماند، این به‌هم ریختگی، مانند یک دست‌انداز یا سرعت‌گیر نابه‌هنگام در یک بزرگراه که خودروها در آن با سرعت در حال حرکتند عمل خواهد کرد؛ کردم یقین چقدر تو را محشر آفرید: علاوه بر جابه‌جایی در اجزای فعل مرکب «یقین کردم»، انتخاب کلماتی که از منظر آوایی در همنشینی با سایر کلمات، آهنگ مصرع را از حالت روان و در جریان، به لکنت دچار می‌کنند نیز خوشایند نیست؛ هنگام تلفظ «چقدر تو را...» این پستی و بلندی آوایی احساس می‌شود. وقتی این مصرع را با مصرع «سرسبز شد جهان من آری بهار شد» مقایسه کنیم بهتر متوجه این حالت خواهیم شد. برای روشن‌تر شدن مقصود، دو مصرع بیت دوم را نیز بخوانیم و وضعیت آهنگ مصرع اول را با مصرع دوم مقایسه کنیم:
دریایی از محبت خود در دلت نهاد
قدری از آن ز شوق ز چشمت چکید و بعد
قدری از آن، ز شوق، ز چشمت ... سخن از وزن شعر نیست، بلکه مقصود آوای روان شعر در تلفظ کردن کلمات و آهنگ آن است. گاهی کلمات آن‌قدر دقیق انتخاب می‌شوند و در کنار یکدیگر می‌نشینند که هنگام خوانش مصرع یا بیت، هیچ فاصله‌ای میانشان حس نمی‌شود و زبان برای تلفظ کلمات به زحمت نمی‌افتد و حاصل این همنشینیِ هماهنگ، خوش‌آوایی ابیات است که در خوش‌لفظی شعر و دلنشین شدن آن موثر است. این مصرع را هم ببینیم: «شُست آنچه بود در دل من تیرگی و شد» هنگام خوانش این مصرع خوش‌آهنگی و هماهنگی تا پایان مصرع وجود ندارد و از کلمۀ تیرگی به بعد زبان دچار لکنت یا دست‌انداز می‌شود و علاوه بر این، برای رعایت وزن لازم است حرف «ی» در تیرگی، با تشدید تلفظ شود. ضمن این که قرار گرفتن ارکان جمله در دو مصرع و جداشدن‌شان، این ناهماهنگی را تقویت کرده است.
هماهنگی لفظی معمولا با حضور کلماتی که از منظر جنس آوا، نزدیک به هم نیستند، به‌هم می‌خورد. گاهی نیز جابه‌جایی ارکان جمله این نظم و هماهنگی را دچار خدشه می‌کند.
همچنین توجه داشته باشیم که حضور آهنگ و آوای روان یا به‌هم خوردن این نظم و روانیِ آوایی می‌تواند در جهت انتقال معنا و حس شعر به شاعر کمک کند. گاهی موضوع شعر این ناهماهنگی را می‌طلبد همچنان که موضوع این غزل، روان بودن و خوش‌لفظی را طلب می‌کرد. نمونه‌ای معروف در ناروانی آوای کلمات که به نفع انتقال معنای شعر و احوال شاعر است، بیتی است از حسین منزوی در غزلی با مطلع «شبم به نیمه رسید و صدای او نرسید» :
چنان به خیره‌سری، بست بغض، راه نفس
که گریه‌های من از سینه تا گلو نرسید
شاعر با ایجاد این ناهمواری‌های آوایی در مصرع اول، حالت بغض و بستگی راه نفس را کاملا به مخاطب منتقل می‌کند.

آنچه دربارۀ این شعر اشاره شد، نکته‌ای است در حاشیۀ شعر که معمولا رعایت آن به سلامتِ اثرگذاری شعر و دلنشینی آن بسیار کمک خواهد کرد.
با آرزوی موفقیت برای این شاعر ارجمند.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.