شك مي‌كند به ماهيت خويش، آينه




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : حسن مسیّبی


ای محو چشم‌های تو ماه و ستارگان!
روشن‌ترین دلیل تکاپوی کهکشان!

خورشید هم به گَرد نگاهت نمی‌رسد
ای داده چشم‌های تو رونق به آسمان!

از شوق دیدن تو پر از اشک می‌شود
وقتی تو را به چشم خودم می‌دهم نشان!

شک می‌کند به ماهیت خویش آینه
تصویر تو همین‌که در آن می‌شود عیان!

عشق و امید در دل غنچه جوانه زد
تقویم تا به دست تو شد عاری از خزان

از من مپرس ساعت و ایام هفته را
از دست من کنار تو در می‌رود زمان!
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
اين دومين نوبت است كه يكي از آثار دوست زنجاني 24ساله پايگاه نقد شعر به من سپرده شده؛ دوستي كه بنا به مشخصات درج‌شده، حدود 4سال، سابقه‌ي سرودن دارد و تا حالا 4نوبت، آثارش در پايگاه منتشر شده است؛ پس قبل از اينكه دست‌به‌كار نوشتن درباره‌ي اثر زير شوم، يك بار ديگر آثار قبلي‌اش را مرور كردم تا هم تكرار مكرّرات نكنم و هم تاثير احتمالي نقدهاي قبلي در اين اثر را مد نظر داشته باشم. مهم‌ترين شاخصه‌اي كه تقريبا در همه‌ي آثار قبلي و فعلي سراينده ديده مي‌شود، ساده‌نويسي‌ست كه وي به شكلي هدفمندانه بر آن تاكيد دارد و در اين اثر نيز كاملا به چشم مي‌آيد. بيشتر مصراع‌هاي اين غزل، جملات مستقل و صريح هستند و عمدتا صرف توصيف شده‌اند؛ توصيفاتي كه بيشتر در قالب خطاب شكل گرفته است. براي اينكه اين نوشته با نوشته‌ي ديگر من درباره‌ي اثر قبلي سراينده، پيوندي داشته باشد، ترجيح مي‌دهم از همين بحث توصيف شروع كنم. در نوبت قبل گفته بودم كه برخي تصويرها و مضامين به‌كاررفته در بيت‌هاي عمدتا سالم سراينده، معمولي هستند و به قول معروف يقه‌ي مخاطب را نمي‌گيرند. حالا مي‌خواهم قدري درباره‌ي اين كم‌جان‌‌بودن بگويم. در يك تخاطب، وقتي علاقه‌اي براي مخاطب ايجاد مي‌شود كه بتواند با مولف يا متن (فرقي نمي‌كند) وارد تعامل شود. براي ايجاد چنين تعاملي، بايد قرينه‌هاي مشتركي وجود داشته باشد كه مخاطب بتواند آنها را بسنجد، بپذيرد و بر همين اساس، به مولف، اطمينان كند و خودش را به فضاي شعر بسپارد. در اين سنجش و پذيرفتن، مثل همه‌ي محك‌زدن‌هاي ديگر، استدلال و استتنتاج، نقش مهمي دارد؛ و البته كه اين استدلال و استنتاج، بنا به روش علمي صورت نمي‌گيرد و به جاي منطق، مبتني براي فرامنطق است. در ساحت علم، اصول حاصل از تجربه‌هاي علمي، مبناي مقبوليت است اما در ساحت هنر، تجربه‌هاي تازه‌اي كه منجر به آفرينش هستي‌هاي خودبسنده مي‌شوند، مقبوليت دارند. در فضاي خيال، ما منطق را به ارزش افزوده مي‌رسانيم تا در فرامنطق، به زيبايي برسيم. «چو شو گيرم خيالت را در آغوش / سحر از بسترم بوي گل آيو». در منطق علمي، هم‌جواري، باعث انتقال بوي شيئي به شيء ديگر مي‌شود. شاعر، همين تجربه را مبنا قرار مي‌دهد، معشوق را به جاي گل مي‌نشاند و او را در خيال، به آغوش مي‌كشد و در يك فضاي خيالي اما عيني، بسترش بوي گل مي‌گيرد. من و شماي مخاطب هم مي‌دانيم كه اين، خيال است اما نه‌تنها آن را مي‌پذيريم بلكه از آن لذت مي‌بريم.
در بيت‌هاي اول و دوم غزل شما، مخاطب نمي‌تواند مدعاي شما را باور كند. چرا؟ چون قرينه و استدلالي وجود ندارد؛ در حالي كه فضاي اين مدعا، محدود به يك تجربه‌ي شخصي نيست؛ هر كسي كه ماه و ستارگان و خورشيد و آسمان را مي‌بيند، درباره‌ي اين مدعا، حق چند و چون دارد. بيت سوم چنين نيست؛ به احوال شخصي شما محدود است و به همين دليل، بيت مقبول‌تري‌ست. در اين بيت و بيت چهارم، علاوه بر تجربه‌ي عاطفي شخصي شما، تشخيصي كه براي چشم و آينه رقم زده‌ايد هم در باورپذيري و همدلي مخاطب، موثر است و البته جاندارپنداري آينه در بيت چهارم، عياري بالاتر دارد و به همين دليل، مي‌توان اين بيت را بهترين بيت اين غزل دانست. اشاره به مبحث ماهيت در مصراع نخست اين بيت، پايه‌ي منطقي محكم‌تري را بنا گذاشته و همين ابتنا باعث شده كه استدلال مضموني محكم‌تري بر بيت، حاكم باشد. در بيت پنجم، باز هم هيچ استدلالي پشت خالي‌شدن تقويم از خزان به دست «تو» نمي‌يابيم. و بيت پاياني هم بيان موزون يك رخداد احساسي‌ست و كافي‌ست با بيت چهارم همين غزل، قياس و عيارسنجي شود.
براي اينكه بهتر متوجه موضوع شويد، براي شما كه هم اهل زنجان هستيد و هم تجربه‌هايتان نشان مي‌دهد كه علاقه‌ي زيادي به غزل‌هاي حسين منزوي داريد، يك پيشنهاد دارم: مقايسه و استنتاج. يك بار ديگر سراغ آثار منزوي برويد و ببينيد در شعرش با پديده‌ها چگونه برخورد كرده كه حاصلش چيزي جز مقبوليت و زيبايي نيست. مثلا بيت پنجم خود را با اين بيت مقايسه كنيد: «تقويم را معطل پاييز كرده است / در من مرور باغ هميشه‌بهار تو». ببينيد در اين بيت، نقش «در من» چقدر مهم است و... .
مهم اين است كه نشان داده‌ايد راه را يافته‌ايد؛ كافي‌ست پيگير و هدفمند پيش برويد؛ خود راه بگويدت كه چون بايد رفت.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۳
ابراهیم اسماعیلی اراضی » 5 روز پیش
منتقد شعر
سلام دوست خوب و مهربانم. خواهش می‌کنم و امیدوارم پیروز باشید.
ابراهیم اسماعیلی اراضی » 5 روز پیش
منتقد شعر
سلام دوست خوب و مهربانم. خواهش می‌کنم و امیدوارم پیروز باشید.
حسن مسیّبی » 6 روز پیش
سلام جناب اسماعیلی عزیز. ممنون که وقت گذاشتین و شعر حقیر رو نقد کردین.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.