درخت و آتش گرفتن




عنوان مجموعه اشعار : ری را
شاعر : بهزاد گرانمایه


عنوان شعر اول : درخت
افتاده در فکر پرستوها سفر کم کم
مثل درختی می شوم بی بال و پر کم کم

عادت به تنهایی ندارم آه از این تقدیر
با مرگ تدریجی چه خواهم کرد؟ سر کم کم

این زندگی از چشمم افتاده ست مدتهاست
باید گرفت آخر سراغی از تبر کم کم

با خنده در باران پاییز اشک می ریزم
این فصل را هم می کنم دیوانه تر کم کم

هیزم شدم آتش گرفتم دود خواهم کرد
اینگونه خواهم داد از مرگم خبر کم کم

روزی پرستویی سراغ از عشق می گیرد
آن روز آتش می کند در من اثر کم کم


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
این شعر، در بسیاری از عبارات و جملات، زبانی ساده و روان دارد، ردیف «کم کم» به دلیل این که قید جمله است، در هر بیت کارکرد خودش را دارد و چیزی جدا از بیت نیست. توضیح این که گاهی بعضی ردیفهای غیرفعلی در بعضی بیتهای یک غزل، فقط به خاطر ردیف بودن می‌آیند و کارکرد ضروری در معنای بیت ندارند، اما در اینجا «کم کم» شاید به دلیل قید بودنش، اگر هم در بعضی موارد مثل «با مرگ تدریجی چه خواهم کرد سر کم کم» ضروری نباشد، چندان اضافه بر بیت هم نیست و می‌شود آن را نوعی تأکید در نظر گرفت. هرچند ممکن است بعضی آن را حشو بدانند چون شاعر از «تدریج» گفته و «کم کم» همان است.
در بیت اول، «افتاده در فکر پرستوها سفر کم کم/ مثل درختی می شوم بی بال و پر کم کم» دو مصرع اگر به نوعی دلیل واضح یکدیگر می‌شدند، بسیار معنای مؤثرتری داشت، البته در این حالت هم، نادرست نیست و حتا می‌شود گفت دست کم توصیف دو وضعیتِ نزدیک به هم است.
در بیت «عادت به تنهایی ندارم آه از این تقدیر/ با مرگ تدریجی چه خواهم کرد؟ سر کم کم» جایگاه قافیه باعث شده که عبارت سر کردن به شکل برعکسش بیاید، ولی توجه کنیم که نحوِ جمله، مهمتر از رعایت وزن است، منظور این که وزن و نحو، به طور توأمان باید روان و درست باشند و یکی فدای دیگری نشود. در سطر «اینگونه خواهم داد از مرگم خبر کم کم» نیز خبر دادن همان وضعیت را دارد. از سوی دیگر «آه از این تقدیر» شاید می‌شد با عبارتی خلاقانه‌تر جایگزین شود، دلیلش هم می‌تواند «آه» باشد هم «تقدیر»، «آه» را شاعر باید کلمه‌ای بداند که می‌تواند ارتباطی با سایر اجزای بیت داشته باشد و صرفاً یک صوتِ حاصلِ غم نباشد. تقدیر هم نسبت به بیانِ بقیه بیت، کمی ثقیل است یا کلی‌گویی به نظر می‌رسد.
در سطر «هیزم شدم آتش گرفتم دود خواهم کرد» زمانِ فعلها با هم هماهنگی ندارند، مگر آنکه بگوییم یک «اگر» حذف شده (که حذفش گاهی اشکالی ندارد و در لحنِ خواندن می‌شود جبرانش کرد)، یعنی اگر هیزم شدم و... خواهم کرد، که در این صورت هم چیزی بسیار بدیهی گفته شده. همچنین اگر بیت بعد را هم در نظر بگیریم: «روزی پرستویی سراغ از عشق می گیرد/ آن روز آتش می کند در من اثر کم کم» دو بیت آخر معنای دقیقی ندارند چون یک بار آتش گرفتن آمده و بار دیگر شاعر آن را موکول به روزی دیگر کرده است و منطقِ درستی ندارد، البته از نگاهی دیگر، شاید شاعر فقط دارد از اثراتِ بعدی آتش گرفتن می‌گوید، اما باز جای کار دارد که بلیغتر این معنا را ارائه دهد.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. از سال ۱۳۷۵ فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال ۱۳۸۵، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ...



دیدگاه ها - ۱
بهزاد گرانمایه » 6 روز پیش
سپاس فراوان و بینهایت تشکر.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.