شفافیت پیام ابتدایی




عنوان مجموعه اشعار : صدای برف کوچ
شاعر : ...... ......


عنوان شعر اول : کامی غلیظ تر




پک میزنم به سیگار
کامی غلیظ تر
هربار تکه ای ازمن
در هوا پخش میشود
هیچکس اینگونه
عمرش را به باد نداده است
ابری که میبینی
تکه های من است
که روزی
با دود سيگارم
به آسمان فرار کرده است

عنوان شعر دوم : زخم
شعر پنجاه

زخم
زودتر از گلوله ها به شهر آمده بود
همچون سربازانی که
به جنگ میرفتند
اما زنده هیچکدامشان برنمی گشت
شلیک های هوایی
درخیابان ها پرسه میزنند
لرزه برجان دیوار ها افتاده
ومردمی که
تکه تکه
درپیاده روها
هرچه بیشتر پیاده میروند
پیاده تر میمیرند
خون های پیاده
ازدست سلاح های سواره میریزد
روز زانو به بغل میگیرد
بغض میکند
ساعت یک بامداد
دیدند
مادر را باد برده است
پدر .....
کودکان زیادی رودخانه شدند
کشتی نوح آمده بود
تاسربازهای زنده
به رمان سیاه گوشه عکس برگردند

عنوان شعر سوم : چشم های تو...
شعر بیست وپنجم

حواسم
پرت شد
از بام خیالت
بعد حواسم پرت شد که در کجای زندگی دست وپا میزنم
دراشکهاي خودم
یا چشم های تو......
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان شعر اول : کامی غلیظ تر

پک میزنم به سیگار
کامی غلیظ تر
هربار تکه ای ازمن
در هوا پخش میشود
هیچکس اینگونه
عمرش را به باد نداده است
ابری که میبینی
تکه های من است
که روزی
با دود سيگارم
به آسمان فرار کرده است

نقد:
فرق است میان شعر با روایت ادبی ببینید شما یک متن ساده را که چنین است:
من با سیگار کشیدن خود را نابود می‌کنم
که شما با کنایاتی مثل: تکه شدن و به هوا رفتن، عمر بر باد دادن متن را گسترش داده‌اید این متن هرچه دهم زیبا و ادبی باشد شعر نیست یک متن ادیبانه است چرا که آمیخته به آرایه‌های ادبی است و اما شعر می‌تواند شعر باشد و حتی روایتی ادیبانه هم نداشته باشد متنی ساده و بی‌پیرایه مثل اکثر آثار نیما که اغلب هیچ آرایه‌ای در ان‌نیست یا اگر هم هست یک یا دو تشبیه یا یک کنایه و گهگاهی استعاره ولی همه‌ی آن آثار شعر است چرات که فضایی را توصیف می‌کند که قابل تأویل است و هر خواننده‌ای بنا بر احساس خویش و تمایلات و دیدگاهش آن را به تأویل برده تفسیر می‌کند تأویل و تفسیری که به احساسی خاص می‌انجامد که با احساس اولیه شاعر نه تنها همسان نیست بلکه گاهی با آن مغایرت هم دارد چنین متونی و چنین فضاهای به تصویر رفته‌ای شعر هستند به شعر (به کجا چنین شتابان)‌شفیعی کدکنی توجه کنید ظاهر تصویر گفت‌وگوی گون بانسیم است نسیم مهاجر و گون پای در بند که این ظاهر فضای تصویری است ولی با این فضا هر خواننده‌ای بنا به دیدگاه خودش شعر را تأویل و بازسرایی می‌کند و به احساسی که دوست دارد می‌رسد.

عنوان شعر دوم : زخم
شعر پنجاه

زخم
زودتر از گلوله ها به شهر آمده بود
همچون سربازانی که
به جنگ میرفتند
اما زنده هیچکدامشان برنمی گشت
شلیک های هوایی
درخیابان ها پرسه میزنند
لرزه برجان دیوار ها افتاده
ومردمی که
تکه تکه
درپیاده روها
هرچه بیشتر پیاده میروند
پیاده تر میمیرند
خون های پیاده
ازدست سلاح های سواره میریزد
روز زانو به بغل میگیرد
بغض میکند
ساعت یک بامداد
دیدند
مادر را باد برده است
پدر .....
کودکان زیادی رودخانه شدند
کشتی نوح آمده بود
تاسربازهای زنده
به رمان سیاه گوشه عکس برگردند

نقد:
این متن می‌توانست شعر باشد اگر ابهام‌های آن برطرف می‌شد دقت کنید بعضی از عبارت گنگ و گاهی نامفهوم هستند:
زخم زودتر از گلوله ها به شهر آمده بود
شلیک های هوایی درخیابان ها پرسه میزنند
ومردمی که تکه تکه درپیاده روها هرچه بیشتر پیاده میروند پیاده تر میمیرند
خون های پیاده ازدست سلاح های سواره میریزد
ساعت یک بامداد دیدند مادر را باد برده است
کودکان زیادی رودخانه شدند
کشتی نوح آمده بود تاسربازهای زنده به رمان سیاه گوشه عکس برگردند
این عبارت یا گنگ هستند یا نامفهوم زخم زودتر از گلوله به شهر آمده است دیعنی چگونه و چه اتفاقی افتاده است. شلیک‌های هوایی در خیابان پرسه می‌زنند یعنی چه یعنی در خیابان تیر هوایی شلیک می‌شود یا؟ و مردمی که تکه تکه پیاده می‌روند و پیاده می‌میرند معنای روشنی ندارد. ساعت یک مادر را باد برده است و رودخانه شدن کودکان و کشتی نوح و سربازان زنده این‌ها همه گنگ هستند ممکن است خواننده زور بزند و معنایی بر آن‌ها متبادر کند اما این درست نیست پیام اولیه متن که قرار است تصویر خیال شاعر را بیان کند باید شفاف و روشن باشد و نباید در چم و خم‌های لفاظی مه‌آلود شود مگر این که شاعر به عمد فضا را مه‌آلود کند.
عنوان شعر سوم : چشم های تو...
شعر بیست وپنجم

حواسم
پرت شد
از بام خیالت
بعد حواسم پرت شد که در کجای زندگی دست وپا میزنم
دراشکهاي خودم
یا چشم های تو......

نقد:
این متن کوتاه که بر اساس یک کنایه و توجه به معنای حقیقی آن یعنی پرت شدن حواس و پرت شدن از جایی و همچنین دست و پا زدن با معنای واقعی شنا کردن که توجه به معنای کنایی کنایات و معنای حقیقی عبارات کنایی ساخته شده است شعر نیست چنین ساخ0تاری در ادبیات ما کاریکلماتور نامیده می‌شود یعنی متنی که بر یک یا چند بازی زبانی شکل گیرد بارها نوشته‌ام که کوتاهترین و زیباترین کاریکلماتور خود واژه‌ی (کاریکلماتور) است.

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۳
...... ...... » 7 روز پیش
که پیاده میمیرند اونم به دست سلاح های سواره کجاش گنگه?ما قرار نیست سطحی شعر بنویسیم ولقمه آماده در اختیار مخاطب قرار بدیم مخاطب باید کنکاش کنه تا بهش چیزی ااضافه بشه درمورد شعر سوم تعریف کاريکلماتور این نیست کاريکلماتور. یک بازی زبانی صرف هست میبینید در کار من پرت شدن از بام خیال که به دست وپا زدن مخیر بین اشک های خودم و چشم های تو می انجامد شعر اتفاق افتاده یاعلی
...... ...... » 7 روز پیش
سلام با کمال احترام به شما استاد گرامی نقد شما منصفانه نیست و بیشتر تکیه بر سلیقه شخصی شما داره شعر چیه پس?مگه یه اتفاق در جهان بینی خود شخص نیست که در بستر زبان رخ میده درمورد شعر اول درسته بسط دادن به جمله سیگار کشیدن مرا نابود میکند شعر نیست اما وقتی میگه تکه های من درهوا پخش میشود با المان ابر وپکي غلیظ وارد دنیای شعر میشه اون قسمتی که شما اشاره کردید بخش اطناب برای شعر و انگار با دقت کارو نخونده بودین درمورد شعر دوم کجای کار گنگ ومبهمه سربازانی که از جنگ زنده هیچ کدومشون برمی گشت?یا مردمی ک
محمد مستقیمی (راهی) » 6 روز پیش
منتقد شعر
سلام دوست من تصاویر جزئی در روایت شعر خلق نمی کنند فضای کلی شعر باید فضایی استعاری باشد که این اتفاق در شعر دوم شما افتاده است آنچه که مشکل در شعر دوم است تصاویر مبهم است شما باید در تعریف شعر تجدید نظر کنید البته اجباری در کار نیست استعاری بودن فضای کلی شعر ویپگی شاهکارهای ادبیات جهان است حال خود دانید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.