برای خودمان قید دست و پا گیر ایجاد نکنیم




عنوان مجموعه اشعار : شماره یک
شاعر : حسن زینلی مقدم


عنوان شعر اول : خود جانی
دلسردترین ماه زمستانیِ خویشم بیراهه‌ترین راهِ پریشانیِ خویشم
یک کاغذ بی‌خط پر از احساسِ نگفته من راوی یک عمر پشیمانی خویشم
شاید بنویسم دو سه تا جمله ولی، نه در بین تب و واهمه زندانی خویشم
من متهمِ قتل دلم هستمو دیریست دلتنگ خودم هستم و قربانی خویشم
همبازی گرگی شده‌ام در ته چاهی درّنده‌ی پیراهنِ کنعانی خویشم
با دست خودم پشت سرم توطئه کردم درسایه‌ترین دشمن پنهانی خویشم
طبعم شده باروت نمور ته انبار من نسخه‌ی آرامِ خودِ جانیِ خویشم



عنوان شعر دوم : عاشقانه ی مرطوب
باید بنویسم غزلِ نابِ دوتایی از منطقِ بی‌منطق و جذّابِ دوتایی
از دامن گلدار و دو تا بوسه ی مرطوب تا بالشِ نم دار و کمی خوابِ دوتایی
دل دل نکن و دل به دل من بده بانو حالا که فراهم شده اسبابِ دوتایی
چشمان تو تا نیمه شده باز و دوباره آغاز شده قصّه‌ی مهتاب ِ دوتایی
عطر و مزه‌ی آب دهانت شده مخلوط با ضرب چکا چک چکِ بُشقابِ دوتایی
آرایش خوبی شده با دستِ نشُسته مالیدن سرخاب و سفیدآب دوتایی
از صورت پُف‌کرده‌ی تو عکس گرفتم تکمیل شده آلبوم کمیاب دوتایی
حال تو به هم خورد و کمی خنده‌ی دکتر وقتی که سه‌تایی شده آداب دوتایی


عنوان شعر سوم : حال بهم ریخته
حال خود را به دو خط شعر بهم می‌ریزم گله‌ها را به تقلای قلم، می‌ریزم
لکنت شعر و غزل‌هایم را در پای بغض‌هایی که در آن کرده ورم می‌ریزم
کمی از ادکلن سرد تو برمی‌دارم به مشام دل پرخاطره غم می‌ریزم
قهوه‌ای تلخ‌تر از فاصله‌ها دم کردم شکر یاد تو را کم کم کم می‌ریزم
صحبت دوریمان شد همه چی ریخت بهم اشک را بر تن ویرانه‌ی بَم می‌ریزم
بعد از آنکه غزلم روی تو تأثیر نکرد مشت خاکی به سر شعر و خودم می‌ریزم
دکترم گفته که یادت بکنم می‌میرم یاد تو کردمو در قافیه سم می‌ریزم
نقد این شعر از : احسان رضایی
اولین نکته در مورد اشعار ارسالی شما، استفادۀ شما از وزن‌های دوری برای با ارکان طولانی است. در مورد این اوزان، از دیدگاه‌های مختلفی بحث شده اما به نظرم مهمترین نکته، ضرورت استفاده از آنهاست. اینکه چرا شما از این وزن استفاده کرده‌اید و چه حرفی داشتید که باید در این شکل و قالب بیان می‌کردید؟ به هر حال هر وزنی برای یک نوع از شعر مناسب و متناسب‌تر است. این مثال را مرحوم سیدحسن سینی در کتاب «بیدل، سهراب سپهری و سبک هندی» آورده است که این دو قطعه از اقبال لاهوری هر دو یک مضمون را دارند، دعوت به کار و تلاش و درگیر بحثهای بیخود نشدن، اما در دو وزن مختلف:
ساحلِ افتاده گفت: گرچه بسی زیستم
هیچ نه معلوم شد، آه، که من کیستم!
موجِ ز خود رفته‌ای، تیز خرامید و گفت:
هستم اگر می‌روم، گر نروم نیستم

چه پرسی از کجایم، چیستم من؟
به خود پیچیده‌ام تا زیستم من
در این دریا چو موجِ بی‌قرارم
اگر بر خود نپیچم، نیستم من!

بدون نیاز به آوردن هیچ دلیل دیگری، شهرت قطعۀ اول نشان می‌دهد که وزن استفاده‌شده در آن قطعه برای مضمون شعر بسیار مؤثرتر است. پس به این نکته توجه داشته باشید که آیا حرفی که می‌خوهید در شعرتان بزنید، نیاز به این وزن خاص دارد یا نه؟ یعنی حرفی که در یک مصرع با وزن طولانی زده‌اید، آیا آن دو نیم‌مصرعش قابل تبدیل شدن به مصراع‌های کوتاهتر هستند یا نه حتماً باید کنار هم بیایند؟ این چند نمونه از کاربرد اوزان طولانی را ببینید که حرفی دارند که در وزن‌های کوتاهتر بیان نمی‌شده و به اصطلاح در نمی‌آمده:

شده که بی هوا گمان بکنی قفس سینه‌ات پر از سنگ است؟
بعد عمری گشاده‌دل بودن ناگهان حس کنی دلت تنگ است؟ (غلامرضا طریقی)

امشب هلال ماه شب تهران با خنجری به جان من افتاده
آن‌سوتر از هجومِ مه و فانوس، خورشید بی سر و کفن افتاده (حامد یعقوبی)

تا واژه‌ها در کنار منند و تو با منی، دنیا مکان بهتر و زیباتری‌ست، نیست؟
وقتی بهار می‌شوم اینجا کنار تو، حتی سکوت دست نوازشگری‌ست، نیست؟ (سرخوش پارسا)

گاهی این اصرار به یک وزن خاص و مقید کردن خود به آن و کارهایی مثل داشتن ردیف و قافیه در تمام مصراع‌ها که شما انجام داده‌اید، باعث ایجاد تنگناهایی می‌شود. مثلاً در غزل دوم، بیت سوم، شاعر برای پر کردن وزن صدای برخود قاشق چنگال به بشقاب مشترک یک زوج را «چکا چک چک» توصیف کرده که می‌دانیم در ذهن مخاطب، چک چک یادآور صدای باران است و این صوت ابداعی، خوش ننشسته. یا در بیت دوم همین غزل از قدم زدن دو دلداده در شب مهتابی با «قصۀ مهتابِ دوتایی» تعبیر شده که غلط است، چون قید «در زیر نور مهتاب» تبدیل به اسم خاص شده.

از اینها که بگذریم، در دو تا از مصرع‌ها، نیاز به مختصر ویرایشی دارند تا وزن خراب نشود. مثلاً در غزل اول، مصرع دوم در عبارت «پر از احساس نگفته» از را باید حذف کرد، یا در غزل سوم، مصرع دوم «لکن شعر و غزل‌هایم را در پای بغض‌هایی که در آن کرده ورم می‌ریزم»، به نظر «بغض‌هایی» هجای اضافه دارد و باید «بغضی» باشد. اینها البته موارد چندان مهمی نیست و خودتان با یک نوبت ویرایش اصلاحشان می‌کند.

منتقد : احسان رضایی

متولد ۱۳۵۶ تهران، داستان‌نویس، منتقد ادبی و مجری-کارشناس برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی مختلف دربارۀ کتاب. مؤسس و اولین سردبیر پایگاه نقد داستان. تألیفاتش در زمینه تاریخ و ادبیات است.



دیدگاه ها - ۲
حسن زینلی مقدم » شنبه 18 خرداد 1398
در مورد طولانی بودن ابیاتی که اینجا تایپ شده، اینجا هر خطی شامل دو مصرع و در واقع یک بیت هست. من با اینتر مصرع هارو جدا کرده بودم ولی اینجا، مصرع ها به هم چسبیده نوشته شده.
حسن زینلی مقدم » شنبه 18 خرداد 1398
سپاس از جناب آقای رضایی بابت وقتی که در نقد اشعار بنده گذاشتند. ممنون از راهنمایی های ارزشمندتون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.