چرا شعر به تصویرسازی نیاز دارد؟



عنوان مجموعه اشعار : به رنگ تنهایی
عنوان شعر اول : غَمِ پنهان
در دست گرفتم غم پنهان خودم را
احیا کنم آرامش ویران خودم را

هر چند که دور از تو شدم عشق!نهایت
درد تو گرفته است گریبان خودم را

هی شعر نوشتم که غمم تازه بماند
تا حفظ کنم حال پریشان خودم را

هر روز فرو ریختم از درد نهانم
از یاد نبردم غم دوران خودم را

ماندم مگر از عمق نگاه تو ببینم
آرامش گمگشته ی حیران خودم را

عنوان شعر دوم : عشق
تو به اندوه به جا مانده ات عادت کردی
هرچه ما دور شدیم عشق!سماجت کردی

راه ما از تو جدا بود،خدا می داند
که ندانسته به ما باز اصابت کردی

تا کجا ها که کشاندست خیالت ما را
تو به من ذهن من انگار خیانت کردی

مثل یاد تو که تکثیر شده در ذهنم
بار دیگر به دلم سخت سرایت کردی

عشق یک درد فراگیر و غمی شیرین است
دل من خسته نباشی که جسارت کردی

عنوان شعر سوم : رهایی
بچرخ دور سرم با هجوم افکارم
منم که بعد تو مثل زمین دوارم

دلم به حضور تو گرم بود و هنوز
به یاد نگاهت مدام تب دارم

تنیده ام به خودم تا رها شوم از غم
شبیه پیچک تنهای کنج دیوارم

_از غزلی تازه
نقد این شعر از : احسان رضایی
خانم زارع‌دوست، شما شاعر پرکار و جدی و کوشایی هستید که به مقدمات شعر مسلط هستید، شعرهایشان غلط وزنی ندارد، قافیه‌هایتان خوش نشیته‌اند، زبانتان به نسبت سن و سابقۀ ادبی‌تان قابل قبول است، ... و به همۀ این دلایل است که باید سطح شهرستان را از این هم که هست بالاتر ببرید.

اولین چیزی که در این سه قطعه شعر به چشم می‌خورد حجم احساسات شاعر است. همه حرفها و تصاویر این اشعار، موضوعاتی است که از افکار و احساس‌های شاعر می‌گوید. اما بیشتر این حرفها، بیان انتزاعی و ذهنی از چیزی است که درون قلب و مغز شاعر می‌گذرد و فقط در دو بیت، این حرفها با تصویر عینی و بیرونی همراه است. یکی بیت «هی شعر نوشتم که غمم تازه بماند...» و یکی هم جایی که تنهایی خود را به گیاه پیچک تشبیه می‌کند:
تنیده‌ام به خودم تا رها شوم از غم
شبیه پیچک تنهای کنج دیوارم

درست است که شعر، محل بیان احساس و درونیات است، اما برای انتقال بهتر و دقیق‌تر این حرفها، نیاز به بیانی داریم که مخاطب بهتر و سریعتر آن را درک کند‌. آن صنایع ادبی که در کتاب‌های بیان و معانی گفته‌اند برای همین است. کارکرد تشبیه و استعاره و مجاز و ... همین بیان مفاهیم ذهنی به مدد تصاویر عینی است. برای نمونه همان غزلی را که به طور سنتی در ابتدای دیوان حافظ آورده می‌شود (چون که به نوعی خلاصۀ کل دیوان و حرف حساب حافظ است) به خاطر بیاورید. غزل با یک تصویر عینی شروع می‌شود: «الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها» ساقی جام من را پر کن و به بقیه هم بده. بعد توضیح می‌دهد که چرا حالش خوش نیست و می‌خواهد درددل کند: «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها» در ادامۀ غزل هم تقریباً هر بیت (جز بیت آخر)، یک تصویر عینی دارد. گله از معشوقی که با هر تاب دادن گیسوی سیاهش «چه خون افتاد در دل‌ها». خب با این وضعیت چه امن و آسایشی؟ انگار هر لحظه «جرَس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها» و مدام خودش را منتظر رفتن و ترک کردن می‌بیند ... و همین‌طور تا:
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها؟

می‌بینید؟ مضمون اصلی حرفها، همین است که شما در شعرهایشان گفته‌اید و بقیه هم می‌گویند. عشق داستان مکرری است که از هر زبان که می‌شنویم، نامکرر است، منتها به شرط اینکه تصویرهایی که برای بیان مصایب عشق ارایه می‌شود، قابل فهم باشد. ممکن است حرف ما هر چقدر هم که برای خودمان واضح و روشن باشد، برای شنونده و خواننده همان وضوح را نداشته باشد. مثلاً این‌که: «مثل یاد تو که تکثیر شده در ذهنم/ بار دیگر به دلم سخت سرایت کردی». سرایت کردن به دل، مفهومی نیست که همه ما یک تصور از آن داشته باشیم، چه رسد به سخت سرایت کردن. حالا همین را مقایسه کنید با شعر حسین منزوی مقایسه کنید و ببینید که او ضربۀ سخت عشق را چطوری تصویر کرده:
خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود

فرق این دوتا بیان، در تصویرسازی عینی منزوی است. شما وقتی می‌گویید «تو به من ذهن من انگار خیانت کردی»، باید با بیان صریحتری نشان بدهید که منظورتان از خیانت ذهن به خود آدم دقیقاً یعنی چی؟ شعر برای برقراری ارتباط بهتر با مخاطب و بیان صریحتر، نیاز به تصاویر عینی دارد. در شعر شما هم از این دست تصاویر هست، اما باید بیشتر شود. موفق باشید.

منتقد : احسان رضایی

متولد ۱۳۵۶ تهران، داستان‌نویس، منتقد ادبی و مجری-کارشناس برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی مختلف دربارۀ کتاب. مؤسس و اولین سردبیر پایگاه نقد داستان. تألیفاتش در زمینه تاریخ و ادبیات است.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.