مبحث شیرین وزن




عنوان مجموعه اشعار : ناله های آوارگی
شاعر : امیر فقیر


عنوان شعر اول : طنین
همه گویند که ویرانتر از این خواهم گشت
خودم هرچند به دنبال همین خواهم گشت

من از امروز که عاشق شده ام میفهمم
لحظه ای شاد شوم،عمری حزین خواهم گشت

حالت غمزه گر کنج نگاهش گیراست
گیر این کنج شوم شاهنشین خواهم گشت

مژه بر ساحل چشمش چو نسیمی بزند
مثل موج از طلبش نقش زمین خواهم گشت

ناله در همهمه ی خلق ندارد اثری
موسم خلوت عالم طنین خواهم گشت

نذر کردم که اگر حاجت قلبم بدهد
بی تعلل به شعف تارک دین خواهم گشت

عنوان شعر دوم : هراس
تلاشی بی ثمر دارم که از بیگانه پندارم
جواب آشنایت را که میگویی نمی مانم

خداحافظ غمی دارد که روی برگه می ماند
شروع نامه ننویسی که میدانی نمی خوانم

معما میتراشی تا موجه سازی رفتن را
مقصر جلوه ام دادی به جرمی که نمی دانم

نمایان غوطه ور بودم میان شادی و اکنون
شناور میشود دنیا به روی اشک پنهانم

هراس سوگ پیوسته شروط مردنم بسته
اگر پیروزی میخواهی به دست خود بمیرانم

عنوان شعر سوم : مستمند
سنگ راهت شده ام پا به سرم بگذاری
نکند رد بشوی در گذرم بگذاری

همه جا گشته ام و راه توام ناپیداست
در هراسم که چنین در به درم بگذاری

ناامید از همه جا خسته ی راهم بشنو
ظالمی سخت اگر در سفرم بگذاری

مستمندی به تماشای توام روی مپوش
جلوه ای کن که جهان از نظرم بگذاری

عادتت شد که مرا تا به ابد بر رویت
سائل لحظه ای که می نگرم بگذاری

اخم تو دامنه اش عمر مرا کاهش داد
خنده زیباست، چرا در خطرم بگذاری؟
نقد این شعر از : آرش شفاعی
فرض کنید از شما بخواهند به زیبایی یک بنا، به سلیقۀ معمار در آجرچینی و استفاده از رنگ های زیبا و شاد در ساخت ساختمان، نمره بدهید. شما به عنوان یک معمار وقتی با این ساختمان مواجه می شوید، متوجه می شوید که زیرسازی ساختمان ناقص است و پی آن ضعیف و در معرض ریزش. به نظر شما در این صورت اصلاً توجه کردن به زیبایی در و دیوار و نمره دادن به آجرچینی دلیلی دارد؟ ساختمانی که قرار است به زودی فرو بریزد و بود و نبودش به کمترین باد و بارانی بند است، دیگر تحسین در و دیوار دارد؟ وضعیت شعرهای شما نیز همین گونه است. وقتی هر شعرشناسی شعر شما را بخواند در همان بیت اول اولین شعر یک ایراد وزنی فاحش را می بیند که البته می شد با کمی تغییرات به وجود نیاید:
همه گویند که ویرانتر از این خواهم گشت
خودم هرچند به دنبال همین خواهم گشت
همین که شاعر تشخیص نداده است که کلمۀ «هرچند» در اینجا وزن شعر را به هم زده است، مخاطب حرفه ای را از ادامۀ خواندن شعر، منصرف می‌کند. چنین مخاطبی که بهترین و اولین مخاطب شعر هم هست، از خواندن بقیۀ شعر و دریافت هنرنمایی ها و رندی‌های شاعر در این غزل ها محروم می‌ماند. البته باید به مخاطب حق داد، تشخیص او به مانند تشخیص مهندسی که از تماشای آجرچینی خانه ای با پی ریزی ضعیف ، منصرف می شود؛ درست است. اینجا شاعر می ماند و یک انتخاب. آیا قرار است مخاطبان شعرش را به همین راحتی مأیوس کند یا اینکه یکبار برای همیشه ایرادی را که خود نیز از آن باخبر است برطرف کند و به مخاطبانش فرصت دهد زیبایی‌های شعر را بیشتر و بهتر درک کند؟
به همین دلیل معتقدم عاجل ترین و بهترین کاری که شاعر برای شعرش می تواند کرد، این است که کتاب های آموزش عروض را بخواند و به دقت مباحث فنی وزن را بیاموزد چرا که نمی توان در مسیر شاعری قدم برداشت و سختی های یادگرفتن وزن و عروض را به جان نخرید. کمی که بخوانید و تمرین کنید، می بینید که اتفاقاً چه مبحث شیرینی هم هست!

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.