فراقی نویسی




عنوان مجموعه اشعار : به جستجوی حضورت
شاعر : محمد حیدری


عنوان شعر اول : حضور تو
اینجا
همه ی چشم ها حضور تورا می جویند
گوشها پی امواج صدای تو می گیرند
و من
تصویر صدای گرم تو را
در لیوان چوبی ام ریخته ام
و روی یک صندلی سرخ با پس زمینه ی نخهای خشکیده
نوشیده ام

پاسبانها
حال مرا دیده اند
تو را میجویند
درون تک تک سلول های لحظه ها
درون شعر ها
کتاب ها
درون کشوی سمت راستی میزم
بالایی و پایینی
همه جا سرک کشیده اند
تو کجایی که
همه جا هستی ولی انگار نه

دیروز در شاملو می جستمت
امروز `حمید`
فردا کجا پی ات بگیرم ای نازنین کجا ؟
که اینچنین همه جا هستی ولی انگار نه

درون شاه بیت شعر هایم نشسته ای
ملکه ی شعر هایم شدی
مرا کنار زدی‌
پادشاه شدی
کجای شعر هایم نشسته ای
که اینچنین همه جا هستی ولی انگار نه

•کجای کوچه گیر کرده آمدنت•
که میرسی به در خانه ام
ولی انگار نه


م.ح‌خزان
محمد حیدری

عنوان شعر دوم :


عنوان شعر سوم :
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
فراقی نویسی از مهم ترین شاخه های ژانر تغزلی یا عاشقانه محسوب می شود . در سنت شعری ایران و جهان می توان عاشقانه نویسی و به دنبالآن فراقی نویسی را رایج ترین محتوای شعری دانست . این را گفتم تا بدانیم عاشقانه نویس و فراقی نویسی دردوره ی ما کار ساده ای نیست چرا که پیش از ما قرن ها با این مفهوم شعر نوشته اند و به اصطلاح شیره ی آن را کشیده اند . شاعر در روزگار ما تنها می تواند با نمایش امروزین فراق و با کمک دایره ی واژگانی تازه و ایجاد فضایی بکر ، در این حوزه حرف تازه ای بزند .
و این همان تلاشی ست که « محمد حیدری » به خرج داده است . او خرده روایاتی هم موضوع و هم راستا را ذکر می کند که همگی نبودن « تو » و جست و جوی « تو » را ترسیم می کنند . طبعا جزءنگری مشخصه ی این روایت پردازی ست تا متن را چون هر روایت دیگر ، باورپذیر نماید . اما چقدر ؟!
شاعر جزییاتی را بر روی کاغذ می ریزد که هیچ نقشیدر پیشبرد روایت شاعرانه ندارند و تنها فضا را شلوغ و پرازدحام می کنند . چوبی یا شیشه ای بودن لیوان راوی و نشستن او روی صندلی سرخ یا آبی با پس زمینه ی نخ های خشکیده یا کاموای خیس (!) و ... ذکر جزییاتی از این دست به جز ملال و دلزدگی مخاطب کاری نمی کنند و نقشی هم در ادامه ی شعر ندارند چون در سطرهای بعدی اساسا از آنها خبری نیست .
در کنار این جزءنگری افراطی و عینی گرایی گاهی اما تصاویر دهنی هم وارد شعر می شوند که متن را از یک دستی دور می کنند . ریختن صدای گرم در لیوان چوبی یا جست و جوی کسی در تک تک سلول های لحظه ها و تصاویر و مضامینی از این دست ...
این شعر می توانست بسیار مختصرتر و ساختمندتر از این باشد که الان هست . و « حیدری » هنوز راه های نرفتنه ی بسیاری پیش روی خود دارد .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.