دیر شروع کردید، زود خودتان برسانید!




عنوان مجموعه اشعار : شعر
شاعر : عدنان دِریس


عنوان شعر اول : تنها رفيق عمرم
ممنونِ روزگارم که روی زخمِ قلبم عمدا نمک می پاشه
شاید که لابه لای زخم قدیم قلبم زخم جدیدی وا شه
صد ساله که همیشه با خواب قهر چشمام سلول های شب هام
دنبال نور ماه و خورشید پشت ابرِ نقاشیِ نقاشه
رحمی نداره فکرم هی تو سرم می کوبه مثل گلوله می خواد
بشکافه کاغذا رو انگشت واژه اما نمیره روی ماشه
وقتی که هر حقیقت شکل طناب داری دور گلوم بپیچه
البته که این مجرم دار و ندارِ حرفاش ناله ای دلخراشه
پیش پرنده ای که تنها توی قفس مُرد تنها نشستم امّا
تنهاترم قفس بود صداشو میشْناسم درگیره میله هاشه
بیزارم از شکایت پُردردم از نفهمی خلاصه ی حکایت
من مغز یک مدادم تنها رفیق عمرم تیغ مداد تراشه


عنوان شعر دوم : فالگير
چشماشو بست و گفت تو ‌، یه فرقی داری با همه
تو فنجونت خیلی سیاس ، توو فنجونت خیلی غمه
با دقت و حوصله که ، قهوه ی تلخمو می خوند
می گفت آخه ای پسرم ، دشمن داری یه عالمه
دنیای سرد و بی امید ، هجوم تیک تاک غروب
تلخیِ لحظه های شب ، هر چی که هست مسلّمه
لبخندی زد با ذوق و شوق ، معشوقه میبینم برات
دوسِت داره خیلی زیاد ، خیلی زیاد خیلی کمه
حتی اگه مردی براش ، شهید عشقی پسرم
راه رسیدن به بهشت ، گذشتن از جهنمه


دماوند رویِ سینه ش
انار رو لبش خندان
چشاش فیروز نیشاپور
سفیدیش برفِ کردستان
موهای لَخت و برّاقش
شبیه نفت خوزستان


آتیشه عشقت روشنه ، آتیشی که بی هیزمه
معشوقه میبینم برات ، برای بار چندمه
از ماه نورانی تره ، از باد طوفانی تره
در وصف معشوقه ی تو ، هر شاعری سر در گمه
روزای خوب داره میاد ، شیرینه امّا آخرش
تقدیرِ تو مثلِ بابات ، هرچی کشید از گندمه
اصرار بیخودی نکن ، دورخودت اینقد نچرخ
دریای عشقت تا ابد ، موّاج و پر تلاطمه
فنجونمو زد و شکست ، باید فراموشش کنی
معشوقه ای در کار نیست ، هر چی که بود توّهمه

دماوند رویِ سینه ش
انار رو لبش خندان
چشاش فیروز نیشاپور
سفیدیش برفِ کردستان
موهای لَخت و برّاقش
شبیه نفت خوزستان



(ايده از يك شعر عربي)


عنوان شعر سوم : يكي پايين يكي بالا
واسشون خیلی عزیزی
با نگاه به روت میخندن
اما تا وقت عمل شد
درا رو به روت میبندن
این دیگه بازیِ دنیاست
یکی پایین یکی بالاست

واسشون هفت آسمونی
یا شاید بیشتر از اینه
اما تا شکستی خوردی
دیگه جات قعر زمینه
اینم از رفاقت ماست
یکی پایین یکی بالاست

یه روزش دور و برت پر
بقیه شم تنهای تنها
این ضمایر جا به جا شد
من شده به جای ماها
آسمون به رنگ دریاست
یکی پایین یکی بالاست
نقد این شعر از : احمد امیرخلیلی
باسلام
سپاس بابت اینکه در همین ابتدای کار نقد شدن را برای آثارتان انتخاب کردید و این نوید آن را می دهد که شما در جستجوی شعر نوشتنی جدی تر از آنی که فرستادید هستید. پس به شعر برسیم...
در همین ابتدا باید بگویم شما وزن و عروض و ردیف و قافیه میدانید یا حداقل من در شعر شما ایرادی اگر باشد، ندیدم؛ البته اگر وزن را در بعضی ابیات هجایی و تکیه ای بواسطه زبان محاوره فرض کنیم.

اما در مورد کلیات شعر:
شعر شما، شعرِ سلامتی است اما لزوما شعر سالم شعر خوب نیست. شعر مجموعه از عناصر عاطفه، صورخیال، زبان، آهنگ و فرم تشکیل شده است. تمامی این ها در کنار هم به علاوه عناصر زبان، مکان و فرهنگ می تواند سازنده یک شعر خوب باشد. کشف مضمون های تازه و بکر، تالیف مضامین به حدی که حق مطلب را ادا شود، ساختار و بافتار شعر همه و همه منتج به یک شعر خوب خواهد شد وگرنه با اندیشه اینکه بر وزن و عروض و قافیه مسلط هستم و میتوانم شعری سالم بنویسم شما را شاعر نخواهد کرد و آنچه نوشتید بیشتر نظم است تا شعر. با صراحت لهجه ای که خود شما از منتقد درخواست کردید به شما می گویم آنچه نوشتید مانند هزاران هزار شعری ست که در هر هفته از شارعران بسیاری می شنویم و صدای جهان بینی شعرشان تا نوک بینی شان نمی رشد و هیچ کشف و اتفاق تازه ای در آن نیست غیر از آنکه شعری نوشته شده است که نوشته شده باشد و صدای شاعر تا ده سانتی تریبون او نمی رود چه برسد به گوش دیگری. جهان بینی خود را نسبت به شعر عوض کنید و سعی کنید با ممارست در نوشتن در هربار اثر تازه نوشتن شعری قابل تامل و تفکر بنویسید. تنها و تنها با تلاش بیشتر و نوشتن و خواندن بیشتر این امر میسر می شود پس از همین حالا برای نوشتن شعر تازه تان دست بکار شوید تا در آن بعدی اتفاق و حرفی تازه برای نشان دادن داشته باشید. برای شما بهرین آرزو ها را دارم./

منتقد : احمد امیرخلیلی

احمد امیرخلیلی شاعر و ترانه سرا متولد 1368 است. وی سال 91 عنوان نفر اول جشنواره شعر فجر در بخش ترانه سرایی را به خود اختصاص داد. در کارنامه او سابقه همکاری با خوانندگانی چون علیرضا قربانی، محمد اصفهانی، فریدون آسرایی، حجت اشرف زاده، سینا شعبانخانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.