دو نگاه به یک شعر




عنوان مجموعه اشعار : غزل
شاعر : الهام ابوالحسنی


عنوان شعر اول : جشن رویاها
شادیم را در خیالم با تو قسمت می کنم_
_تا تو را در جشن رویاهام دعوت می کنم

بوسه ام گل می کند بر گونه های سرد تو
باز هم عکس تو را غرق محبت می کنم

خون به مستی می دود با شور عشقت در رگم
قلب غم را اینچنین لبریز حسرت می کنم

نیمه نه,دیگر تمام من شدی سر تا به پا
دم به دم با آینه جای تو صحبت می کنم

دوست دارم پیش رویت حرف دل گویم ولی
از خودم پرسیده ام هر بار,جرات می کنم؟



عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر «جشن رؤیاها» از یک نگاه شعر خوبی است و البته از یک نگاه دیگر شعر خوبی نیست. دربارۀ این تفاوت قضاوت حرف خواهم زد و در پایان به شاعر خواهم گفت که باید کدام نگاه را باور کند و براساس کدام قضاوت شعرش را پیش ببرد. ابتدا از نگاه مثبت و خوش بینانه به شعر نگاه کنیم. اول اینکه شعر دچار زیاده گویی نیست، شاعر با اینکه قافیه و ردیف نسبتاً ساده‌ای داشته است، سعی نکرده است با زیاده گویی و چسباندن بیت های اضافی حس و حال شعر را از بین ببرد. دومین نکته این که شعر تقلیدی نیست. شاعر به جای اینکه تجربه های شاعران دیگر بخصوص غزلسرایان را در شعرش تکرار کند، سعی می کند خود به کشف و شهود دست بزند. تصویرهایی در شعر بیاورد که نتیجۀ کشف خود اوست یا حداقل خودش تصرفی در تصویرهای پیشین کرده باشد. مثل این بیت:
نیمه نه,دیگر تمام من شدی سر تا به پا
دم به دم با آینه جای تو صحبت می کنم
سومین نکتۀ خوب این شعر این است که احساس و عاطفۀ خوبی در آن جاری است. شعر صادقانه و صمیمانه با مخاطب حرف می‌زند و احساسات و دریافت های خود را از جهان و پیرامون خود به صورتیکه مخاطب احساس دلزدگی نکند، در اختیار مخاطب قرار می دهد و در حقیقت احساسات خود را به خوبی با مخاطب شعر به اشتراک می‌گذارد. به گونه ای که شاید مخاطب احساس کند شعر در برخی موارد دچار کاستی‌ هایی هست اما این مسأله را که شعر دارای پتانسیل حسی خوبی است، به مخاطب منتقل می‌شود.
اما دربارۀ کاستی های شعر هم توضیح بدهیم. مهمترین ایراد این شعر در ضعف زبانی است. این بیت شعر را در نظر بگیریم:
خون به مستی می‌دود با شور عشقت در رگم
قلب غم را اینچنین لبریز حسرت می‌ کنم
در اینجا نوعی پیچیدگی بی دلیل در زبان روی داده است. اول اینکه «اینچنین» در این بیت به چه چیزی اشاره می کند؟ به دویدن خون در رگ با شور عشق؟ دویدن خون با شور عشق که نشان دهندۀ شور و شوق و حالتی هیجانی و وجدآمیز است. نسبت این تصویر با قلب غم و لبریز شدنش از حسرت چیست؟ ضمن اینکه شعر در برخی پاره ها بی دلیل، زبان خیلی کهنه ای پیدا کرده است. مثلاً حرف دل گویم یا دم به دم و ... ناگهان زبان شعر را کهنه کرده است درصورتیکه زبان جاری شعر به زبان روز نزدیک است. اما شاعر باید کدام نگاه به شعرش را مبنا قرار دهد؟ به نظر من هر دو را. البته دومی را باید جدی تر بگیرد یعنی این که ایرادهای شعرش را بفهمد و سعی در اصلاحشان کند ولی در عین حال قوت های شعر از جمله ایجاز و قدرت عاطفی و حسی شعرش را جدی بگیرد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
الهام ابوالحسنی » 8 روز پیش
سپاسگزارم جناب شفاعی

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.