پول داری فقط تو با یک ژن




عنوان مجموعه اشعار : شماره ۲
شاعر : رضا میرزاوند


عنوان شعر اول : .....
دیگر امروز پول نانی نیست
دیگر امروز جیب ما خالیست
از سحر تا به وقت خوابیدن
کار کن چون که وقت حمالیست


رونق و کسب و کار در کشور
در هوا هست هم چو نیتروژن
پول و ثروت دگر به کارت نیست
پول داری فقط تو با یک ژن

نفت مان آتش است و دامن سوز
گازمان قاطی و نمیسوزد
بار کرده میان ما وجدان
نخ و سوزن دگر نمیدوزد

حال امروز مردمان خوش نیست
حال فردای مردمان بدتر
آن عقب مانده در کلاس درس
می شود در میان ما برتر

درد امروز ما گرانی نیست
مهره سوزی و مهره بازی هاست
درد ما آب و برق مجانی
درد ما جنگ روس و نازی هاست

مردمی خسته ایم چون تنبل
زنده بودیم و خوابمان کردند
از عقب خنجری فرو کردند
از جلو بوس و نازمان کردند

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : انسیه موسویان
چهارپاره ي ارسالي دوست خوش ذوقمان را خواندم. شعري كه در آن تلاش كرده اند تا با نگاهي طنزآميز، معضلات و مشكلات اجتماعي و محيط پيرامون خود را بنگرند. سرودن شعر طنز بسيار دشوار است و در وهله ي اول كسي كه قصد دارد شعر طنز بسرايد، بايد خود طناز و نكته سنج و تيزبين باشد تا بتواند سوژه هاي طنز را از محيط پيرامون خود شكار كند. هدف و قصد طنز نويس معمولا نشان دادن نا بساماني ها و معضلات و بيان دردهاي جامعه به شيوه اي غيرمستقيم و پوشيده و به قصد اصلاح آن هاست. به نظر مي رسد اين ويژگي را دوست شاعرمان دارند. يعني روحيه ي طنازانه دارند و مي توانند به پديده هاي اطراف خود، با نگاهي طنز آميز بنگرند. اما چگونه مي توان به شكل غيرمستقيم و هنرمندانه سوژه هاي طنزآميز را به شعر درآورد؟ طنزنويسان براي اين كار، تكنيك ها و شگردهاي متنوعي را به كار مي گيرند كه از آن جمله مي توان به اغراق و مبالغه، كنايه، تقليد طنزآميز، ايجاد موقعيت طنز، بازي هاي زباني و ... اشاره كرد.
حالا برگرديم به شعر مورد بحث. اين شعر در قالب چهارپاره سروده شده و به جز يك مورد ايراد قافيه، اشكال ساختاري خاصي در آن به چشم نمي خورد:
مردمی خسته ایم چون تنبل
زنده بودیم و خوابمان کردند
از عقب خنجری فرو کردند
از جلو بوس و نازمان کردند
در اين بند، خوابمان/ نازمان همقافيه شده اند كه اگر «مان» را از انتهاي آن ها برداريم ( جزو اصلي كلمه نيست) آنچه باقي مي ماند ناز / خواب است كه هيچ حرف مشتركي باهم ندارند.
شاعر به مسائلي چون گراني اجناس، بيكاري جوانان، پارتي بازي يا رانت خواري برخي از افراد ( ژن برتر) و ... اشاره كرده است اما اين مسائل را به شكل كاملاً مستقيم بيان كرده. جمله ها حالت خبري و گزارش گونه دارند و تنها وزن و قافيه است كه آن را از نثر جدا كرده:
دیگر امروز پول نانی نیست
دیگر امروز جیب ما خالیست
از سحر تا به وقت خوابیدن
کار کن چون که وقت حمالیست...

حال امروز مردمان خوش نیست
حال فردای مردمان بدتر
آن عقب مانده در کلاس درس
می شود در میان ما برتر
تنها در يكي دو بيت بيان، تا حدودي هنرمندانه شده. مثلاً آنجا كه مي گويد:

رونق و کسب و کار در کشور
در هوا هست هم چو نیتروژن
به اصطلاح از افعال معكوس استفاده كرده. چيزي گفته كه منظورش دقيقاً عكس آن است. در چنين شعرهايي هميشه بيم آن مي رود كه با كهنه شدن سوژه، به مرور زمان شعر هم لطف و تأثيرگذاري خود را از دست بدهد و به قول معروف، شعر تاريخ مصرف داشته باشد.
نمي دانم اين شاعر گرانقدر چقدر مطالعات شعري دارند و به ويژه در زمينه ي شعر طنز چيزي خوانده اند يا خير. به هر صورت ضروري ست كه حتما اشعار طنز شاعراني چون عمران صلاحي، سعيد بيابانكي، ناصر فيض، اسماعيل اميني، اميد مهدي نژاد و ... را مطالعه كنند و به شيوه ها و شگردهاي طنزآفريني آنها دقيق شوند و از تجربه هاي خوب اين شاعران طنزنويس براي سرودن شعرهاي زيباتر بهره بگيرند.
شعر مورد بحث، همچنين به لحاظ زباني استوار و محكم نيست و شاعر آن نياز دارد تا با مطالعه ي شعرهاي خوب و محكم و تمرين و ممارست بيشتر، ضعف ها و سهل انگاري هاي زباني شعر خود را برطرف كند. با آرزوي پويايي و شكوفايي براي ايشان.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.