پس از حس و موسیقی شعر




عنوان مجموعه اشعار : دیوان شعر.
شاعر : مسعود صفری


عنوان شعر اول : مادرم
هم همنشین هیبت دریاست مادرم
هم رازدار خلوت صحراست مادرم

چون رود مهربان و زلال و رونده است
چون کوه ایستاده و تنهاست مادرم

از پینه ها بپرس به چه عطری نشسته اند
با زخمها بگو که چه زیباست مادرم

من کورم و نشانی خط بریل نیست
در دورها نشسته و خواناست مادرم

مانند مادر حسنک سخت و پردل است
گُردآفرید لحظه غوغاست مادرم

در خون و دود و معرکه ها باز مادر است
من تکه تکه هم بشوم (دا)ست مادرم

مسعود صفری

عنوان شعر دوم : آن روزها




آن روزها برای همه مادر آفرید
یااینکه نه ؛برای بهشتش در آفرید

شاید برای خانه ی هرکس جدا جدا
پروردگار آمد و پیغمبرآفرید

از بس که غصه دار منی مادر خدا
چشم تورا برای همیشه تر آفرید

لبهای لخت لخت مرا مستی مدام
دستان چاک چاک تو را ساغر آفرید

گفتی که او برای دلم مادر آفرید
گفتم که نه برای بهشتش درآفرید....


عنوان شعر سوم : رباعی
حالا که رسیده ای به بن بست برقص
از مدرسه تا میکده سرمست برقص
این توصیه شمس به مولانا بود
بگذار کتاب و درس، یکدست برقص
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
غالبا شعر را نمی‌توان با برجستگی یکی از مولفه‌های اساسی‌اش، موثر و پذیرفتنی یافت. به ویژه اگر این مولفه، عاطفۀ جاری در آن شعر باشد. که اگر چنین بود، در تعریف کلاسیک شعر می‌گفتیم: سخنی است عاطفی و موزون. اما چرا تنها نمی‌توان به این دو وجه از شعر اکتفا کرد در حالی که سخن‌پردازان بزرگی در تاریخ شعر، با همین دو عنصر سخنانی ماندگار آفریده‌اند: بگذار تا مقابل روی تو بگذریم/ دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم... یافتن پاسخی برای این پرسش، یافتن وجه ممیز شعرهای ماندگار و ناماناست. شاید بتوان همین‌جا بر اهمیت زبان و ساختار شعر اشاره و تاکید کرد و نقش موثری را که در برجسته‌سازی یک سخن معمولی ایفا می‌کنند روشن ساخت. زبان شعر با دایرۀ کلمات، قدرت احضار کلمات و هوشمندی، توانایی، ذوق و پسند شاعر ارتباطی مستقیم دارد. حاضر کردن کلمه‌ها و انتخاب درست و دقیق از میان کلمات حاضر در ذهن، یکی از توانمندی‌های شاعر است که اگر با چینشی بر اساس ذوق و هوشیاری او همراه شود، بیت یا سطری ساختمند، دقیق و ظریف را شکل خواهد داد. سخنی که با این شیوه بیان شود، خلاقانه و هنرمندانه است، حتی اگر ظاهرا ساده و صرفا بر پایۀ عاطفه و موسیقی استوار باشد.
عمده تفاوت شعر اثرگذار و ماندگار با شعرهای دیگر در نحوۀ ساخت آن است. گاهی خیلی ساده به نظر می‌رسد و این سهل البته ممتنع نیز هست. با مقایسه میان دو مصرع آغازین شعر اول اندکی از این حساسیت را می‌توان دریافت:
هم همنشین هیبت دریاست مادرم
هم رازدار خلوت صحراست مادرم
در مصرع اول اگرچه شاعر نظری بر همآوایی کلمات آغازین؛ هم، همنشین و هیبت داشته، اما احتمالا همین توجه، او را از دقت در واژه‌گزینی که منجر به تولید تصویر و نهایتا اصل کلام می‌شود بازداشته است. «همنشین هیبت دریا» ترکیبی زیباست اما چقدر قابل پذیرش است؟ همنشین هیبتِِ چیزی بودن یعنی چه؟ کلمۀ همنشین در این مصرع چقدر به جا و موثر به کار برده شده است؟ آیا می‌توان با «هیبت» هم‌نشینی کرد؟ اگر به جای همنشین، کلمه‌ای دیگر مثلا همتراز به کار می‌رفت مصرع قابل قبول‌تر نبود؟ در مصرع بعدی کلمات دقیق‌تر و مرتبط‌تر انتخاب شده‌اند: «رازدار خلوت صحرا» اتحاد و انسجام و هم‌سنخی میان این کلمات، مصرع را باورپذیر، شیوا و دلنشین کرده است. انتظار این است که در هنگام کلمه‌گزینی و پیوند دادن کلمات به یکدیگر و ساخت شعر، به نکاتی از این دست، توجهی دقیق و توام با ذوق و خوش‌پسندی داشته باشیم. از این نوع فراز و فرودهای زبانی و ساختاری باز هم در این سه شعر دیده می‌شود:
در بیت سوم، صرف نظر از اضافه بودن حرف «به» در مصرع اول که ممکن است ایراد تایپی باشد، جملۀ فصیحی ساخته نشده است. همچنین مصرع بعد نیز توجیهی هنری ندارد؛ زخم‌ها و زیبایی ربط محکمی ندارند:
از پینه ها بپرس به چه عطری نشسته اند
با زخمها بگو که چه زیباست مادرم
بیت چهارم نیز هم در ایجاد ارتباط میان جزییات مصرع اول (من کورم و نشانی خط بریل نیست)، هم در ربط دو مصرع، تلاش هنری صورت نگرفته است.
همین وضعیت در بیت پنجم نیز دیده می‌شود: گُردآفرید لحظه غوغا...
در شروع شعر دوم، با قید زمانی خنثی روبه‌رو می‌شویم که نبودنش از بودنش بهتر به نظر می‌رسد:
«آن روزها» برای همه مادر آفرید
یااینکه نه ؛برای بهشتش در آفرید
در سومین بیت نیز ترکیب «مادر خدا» کارایی مشخصی ندارد مگر این که فرض کنیم ضمیر ملکی «م» از «مادر»، هنگام تایپ جا مانده و «خدا» فاعل مصرع بعد باشد:
از بس که غصه دار منی مادرم، خدا
چشم تورا برای همیشه تر آفرید
با همین جزییات که گاه چندان به چشم نمی‌آیند، یک شعر، یک بیت، یا حتی یک مصرع از سطحی به سطحی دیگر تغییر می‌کند و ساخت شعر، توجه به همین ظرایف است وگرنه تنها با نظمِ موسیقایی بخشیدن به سخنی آمیخته با حس و عاطفه، نمی‌توان کلامی موثر آفرید.
بیت‌هایی از این دست نیز نشانه‌های روشنی از توانمندی شاعر با خود دارند که می‌توان با رفع کاستی‌ها به شعرهای روشن‌تر شاعر امید بست:
شاید برای خانۀ هرکس جداجدا
پروردگاری آمد و پیغمبر آفرید
با آرزوی موفقیت بیشتر برای این شاعر ارجمند.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.