تولد و تبادل در شعر کوتاه




عنوان مجموعه اشعار : قوطی کبریت
شاعر : یاما شاهی


عنوان شعر اول : قوطی کبریت


خم می شوم
تا قوطی کبریت را
از پیاده رو بردارم
زندگی من اینگونه پوچ است.

عنوان شعر دوم : بازار
گاهی
با دستانی در جیب
در بازار انگشتر فروشان
راه می روم.




عنوان شعر سوم : دایره



راه میروم
همانطور که بی هیچ اندیشه ای
تسبیح را می گردانم.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
هر چند هنوز هم نمی توان تعریف و تمایزی قطعی برای شعر کوتاه پیدا کرد که مورد پذیرش همه ی محققان و منتقدان باشد اما به هر حال این شکل از شعر در روزگار ما از اقبال خاصی برخوردار است و توجه شاعران بسیاری را به خود جلب کرده است. صرف کوتاه نویسی نمی تواند دال بر شعر کوتاه باشد و اگر پیشینه ی تاریخی و معلومات شعر دیگر ملل و رویدادهای امروزی شعر را کنار هم بگذاریم به قواعدی دست خواهیم یافت که می تواند در تمایز این شکل شعر موثر باشد.
آن چه که بر آن می توان تاکید کرد اما دو مولفه ی فشردگی متن و کامل بودن محتوایی است که در اندک مجال شعر اتفاق می افتاد. وقتی صحبت از محتوا می شود به دنبال روایت ها و فضاسازی ها و اتفاقات داستانی نباید بود. متن وقتی متولد می شود با خود درک و دریافت هایی همراه خواهد آورد. همین تولد و همین تبادل می تواند خصیصه ی کامل بودن متن باشد.
به شعری از شمس لنگرودی توجه کنیم:
روز
با کلمات روشن حرف می زند
عصر
با کلمات مبهم
شب
سخن نمی گوید
حکم می کند.
و شعر دیگری از یدالله رویایی:
همسایه تو طناب!
جریانی باریک است
و در این باریکی
کسی به چاه تو می افتد
کسی به چاه تو بالا می افتاد
با "یاما شاهی" اگر چه با همین سه شعر آشنا شده ام اما مطمئنم در فاصله ی این چند سال که از آن ذکر کرده است هم خوانده است و هم تمرین داشته است. آن چه که مایلم شاعر عزیز را به آن دعوت کنم جدی گرفتن فلسفه ی آفرینش ادبی است و تاکید دارم که مخاطب را هوشمندتر از خود فرض کرده تا به راحتی هر چه در ذهن و زبان مان خلق می شود را به مخاطب اهدا نکنیم.
اگر توجه کنیم در هیچ کدام از سه شعر هیچ گونه حرکت زبانی و اتفاق هنری شکل نگرفته است و شاعر با دستاویز قرار دادن ساده نویسی عملاً متن خود را تبدیل به جملاتی شبه قصار کرده است. مثلا در سطر "کسی به چاه تو بالا می افتد" رویایی می توان به خلاقیتی در اجرای شعر و انتخاب متمایز فعل و تغییر در وضعیتی روبرو شد که برای مخاطب قابل توجه است.
چشم در راه آثار دیگری از دوست عزیز هستم.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.