شعر و طبیعت




عنوان مجموعه اشعار : شعرهای سپید
شاعر : آرزو بهرامی


عنوان شعر اول : کوهستان
عنوان شعر اول : کوهستان

وقتی دریا بافاصله ی دورتری دریا شده باشد
دلتنگی"
دشوار تر میشود.

شاید برای من 
بهتر این باشد 
غروبها 
اندوهم را در حیاط خانه پهن کنم؛

و بیندشم
به کوه
چرا که من از کوهستانم
و اهالی کوهستان
ساعات دلتنگی چای مینوشند.

آشتی 
اتفاق کوچکی ست که هرشب
استکان چای
به خانه مان می آورد 
شاید
کمتر سردمان شود ؛

و پدرم باور کند
هیچ تاروتنبوری 
مرابه بیراهه نخواهد برد

مادرم
کمتر دلش بلرزد از شعر،
که مرا به ابتذال نخواهد کشاند

خواهرم
بتواند بیندیشد
به معشوق سالیان دورش

پدر
روزی توافق کند با او
با معشوق سالیان دورش.

.

در کوهستان 
عاشق اگر باشی 
مجاب میشوی با استکانی چای
و غروب 
شروعِ 
شبی تمام نشدنی ست

دریا اگربود
دانه های غم را
نخ میکردم باصدفها
آویز میشدند
برای گوشم

وگوش ماهی ها
چه شعر ها..
چه شعرها که نمیشدند...

.

دریا بی رحم ترین است
برای آنانی که دورند
که دورترند
و ندارندش...

.

آرزو_بهرامی
شعر_سپید

عنوان شعر دوم : پیرمرد
عنوان شعر دوم : پیرمرد

سالها بعد
پیرمردی میشوی
که از به یاد آوردن بدنم خجالت می کشد

عددهای شناسنامه
جسارتت را گرفته اند

وقتي از پنجره ي عينك
دير تر شناخته مي شوي

توجيه خوبي نيست
که ساعت قرار را
با فرار پرندگان پير پارك هماهنگ كرده باشي

مي بيني
موسيقي سرفه هايت سنگين تر شده اند
پُك هايت عميق تر
مردانگي ات خسته تر
با این همه اما

می آیی
به اندازه ی همه ی سالهایی که زندگی نکردی سیگار بکشی
ژست بگیری
و سُرفه در سُرفه مقاومت کنی

وقتی که من نیستم
تا ازین همه مردانگی حظ کنم.


#آرزو_بهرامی

عنوان شعر سوم : دوستت دارم
عنوان شعر سوم : دوستت دارم
دوستت دارم
و حالا می توانم
برسر ابرها دست بکشم،
بگویم ببار
و باران بگیرد.

به خورشید نگاه کنم،
گرمت شود؛

آفتاب گردان‌ها
سرگردان شوند
ندانند،
کدام حقیقت روز را روشن نگه داشته

میدانی!؟
قلبم"
زلال ترازین نمیتواند
نشان بدهد عاشق است.
#آرزو_بهرامی
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
انتقال و سرایت دادن حالات درونی شاعر به طبیعت از رایج ترین شگردهای شاعری ست . تکنیکی که به گونه ای خاص از امپرسیونیسم درنقاشی تبعیت می کند . سعدی یک امپرسیونیست است وقتی می سراید :
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
« آرزو بهرامی » در شعر نخست با عناصر طبیعی چون کوه و دریا برخوردی امپرسیون داشته است . او از منظر حالات و آنات خود به این عناصر نگریسته و برداشتی شخصی انجام داشته است .
اما فراتر از این رویکرد شاعرانه که مضامین شاعرانه متن را ایجاد کرده است ، « بهرامی » به درونمایه ای اجتماعی و اخلاقی و فرهنگی نیز پرداخته است . از این منظر او اعتقادان سنتی و غالبا پیرانه سر جامعه و خانواده ها در یک جامعه ی سنتی را مورد نقد قرار داده است .
« بهرامی » در شعر دوم با تکنیک فلاش فوروارد به سالهای آتی زندگی کاراکتر شعرش فراری رو به جلو کرده است و البته خود را در آن روزگار با مرگ از صحنه خارج ساخته است ! تعابیر او از پیری و زوال انسان در کهن سالی نسبتا تازه اند .
عددهای شناسنامه
جسارتت را گرفته اند

وقتي از پنجره ي عينك
دير تر شناخته مي شوي

البته در این توصیف بخش های مختلف شعر حاصل تداعی های آزادند و با یکدیگر ربطی ساختاری برقرار نمی کنند . درست مثل دو مضمون در چهار سطر فوق .
شعر « دوستت دارم » شعری عاشقانه است که احساسات لطیف و البته امپرسیونی راوی را به نمایش گذاشته است . البته تعبیر حقیقت برای خورشید تا حدی شعر را ذهنی کرده است حال آن که روال کلی شعر این شاعر بیشتر عینی و ملموس به نظر می رسد .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.