پشت دیوار فخامت




عنوان مجموعه اشعار : همای سعادت آباد
شاعر : مازیار(نسیم) حسنی


عنوان شعر اول : مکتب عشق
رفتیّ و هیچَت از من دلداده یاد نیست
رسم ستمگران‌ جهان ، عدل و داد نیست

پیمان عشق بستم و یادم نبود هیچ
در عهد ما به عهد کسی اعتماد نیست

زاهد به حد مزن منِ از حد گذشته را
با کافران عشق مجال جهاد نیست

من هر چه داشتم همه را باختم به هیچ
این چند روز عمر که دیگر زیاد نیست

مرگ تَهَمتَن از ستم شاه کابل است
ورنه گمان و شائبه ای در شغاد نیست

من از سواد چشم تو خواندم کتاب عشق
در مکتبی که فرصت مشق و مداد نیست

دور از《 نسیم 》، کار جهان بر مراد توست
ایام عمر ماست که وفق مراد نیست

عنوان شعر دوم : گل یخ

هرکسی رفت از این گوشه به جایی گل یخ
به چمن نیست دگر شور و نوایی گل یخ

دل من بود که رنجید ز بی مهری یار
تو چنین خسته و رنجیده چرایی گل یخ؟

خوش به حالت گل یخ! ساحل امنی داری
فارغ از دغدغه موج بلایی گل یخ

من گرفتار خم زلف نگاری شده ام
خوش به حالت که از این بند، رهایی گل یخ

گله دارد گل یخ خاطرم از سنگدلان
نه صفاییست به اینان نه وفایی گل یخ

در مجالی که محبت نکند سود کسی
نقد بازار جهان را چه بهایی گل یخ؟

هرکه پیمانه کش ساغر جانسوز کسیست
نفست خیر! که هم کاسه مایی گل یخ

به هوای دگری دل بِکَند از تو 《نسیم》؟
نتوان با گل رویت دو هوایی گل یخ

عنوان شعر سوم : ای پری ... ای کاش ...
یاد دارم که زمانی همه جا
صحبت از عشق تو بود
من‌دچارت بودم
غرق دریای نگاهت بودم
تو که میخندیدی
پر از احساس تو میشد همه جا
و صدای تو که می آمد
دل من می لرزید
و تو میدانستی
که‌ چرا می گویی
《دوستت دارم》
خوب میدانستم
که چرا میگویم
《دوستت دارم》

......

ناگهان قصه عوض شد به مرور
《شهر دلتنگ غروبی خفه بود》
تو صدایم کردی
دستهایم لرزید
خنده هایت گم شد
خشک شد حوض نگاهت
و سکوتی دلتنگ...
همه جا را پر کرد...
و تو آهسته و غمگین گفتی
که‌ببندم...
چشم هایم را....
بشمارم تا ده
چشم خود را بستم....
ناگهان عطر تنت دور شد از من
و صدایت‌گم شد
من‌شمردم تا ده ...
چشم من باز نمیشد انگار
چشم من میدانست....
نیستی دیگر...
رفته ای از اینجا....
ای پری..
کاشکی باز تو را میدیدم....
روی زانو هایت....
باز میخوابیدم
تو برای دل رنجیده من
شعر نو میخواندی
من برای دل رنجیده تو
شعر نو میگفتم
باز میخندیدی...
و‌ پر از حس تو میشد همه جا
ای‌پری...
آرزویم همه این است که تنها یک بار
باز هم با لبخند
باز هم از سر ذوق
نرم و آهسته بگویی دم گوشم:
《دوستت دارم》
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای دوست شاعرمان اگرچه در قالب های مختلف و در فضاهای تقریباً متنوعی سروده شده است، در یک چیز مشترک و ثابتند. همگی دارای درون مایه ای رمانتیک هستند و از ابتدا سعی دارند احساسات و عواطف مخاطب را تحت تأثیر قرار دهند. این ویژگی البته می تواند یک ویژگی خوب برای شعر باشد، قدرت شاعری در تحریک عواطف مخاطب، نشان دهندۀ ضعف او نیست بلکه اگر به درستی و با استفاده از زبانی پیراسته و تخیلی جوشان اتفاق بیفتد، خیلی هم خوب است و باید به شاعرش آفرین هم گفت. در سه شعری که از این شاعر می خوانیم، کمترین سطح درگیری مخاطب و احساسات او با شاعر و شعرش، در شعر اول اتفاق افتاده است. در شعر اول مخاطب مرعوب و تحت تسلط اصرار شاعر بر فخامت و فضل فروشی ادبی است. انگار شاعر قصد دارد مخاطب خود را مجاب کند با شاعری از شاعران قرن ششم هجری رو در رو ست. همۀ عناصر و لوازم و کلمات شعر، کهنه اند و شاعر در پشت حجابی از فخامت زبانی پنهان شده است. به همین دلیل مخاطب اگر درگیر شعر می شود، درگیری اش از نوع درگیر شدن احساسات و عواطف نیست بلکه از جنس مرعوب شدن از زبان ادبی و فخامت زدۀ شاعر است. در شعر دوم اما شاعر از قرن ششم کمی به جلوتر حرکت می کند، در اینجا زبان لطیف تر می شود، از آن پردۀ ضخیم فخامت خبری نیست و شاعر نشان می دهد اگر بخواهد می تواند مخاطب خود را احساساتی کند، با او به گفت و گویی از سر درددل بپردازد و مخاطب را در شکایت نامه اش از ابنای روزگار شریک و همراه کند. البته مخاطب همچنان این سؤال برایش می ماند که چرا خطاب شاعر در این شعر به گل یخ است؟ مثلاً به گل سرخ نیست یا به گل یاس؟ چه ویژگی خاصی در گل یخ هست ( و در شعر به آن اشاره شده است) که شاعر باید چندین بیت برایش شعر بسراید؟ آیا از اسم گل یخ استفادۀ شاعرانه ای شده است؟ می بینیم که هیچ موردی در این شعر نیست که پاسخگوی سؤالات ما باشد. در شعر سوم اگرچه شاعر سعی کرده است در حیطۀ شعر نو وارد شود هنوز شعرش به معنای واقعی نو نیست و شاعر برای وارد شدن به حوزۀ شعرنو نیازمند مطالعه و تجربۀ بیشتر است تا بتواند به شکلی درست و دقیق در این حیطه وارد شود. مطالعۀ نامه های نیما و کتاب عطا و لقا و بدایع و بدعت های نیمایوشیج را به این دوستمان توصیه می کنم.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.