جنبه های معنا و شیوه های انتقال معنا




عنوان مجموعه اشعار : ۱. با پاییز نسبتی داری؟ ۲. دیوارها شاعرند
شاعر : هاله زارع


عنوان شعر اول : باشد!
باشد!
با دوربین مرا شکار کن
و پرنده ای مرده
به خانه ببر

عنوان شعر دوم : جشن تولد
رنگین کمان را برداشتم
گفتم: با روبان آبی دورش بپیچ
گفتم: آنطور که دوست دارند
لبخندی پرحرف!
از صورتش به راه افتاد
پله پله از سرم بالا رفت
و به چشمم آمد

به تعداد عزیزانم
شمع روی کیک گذاشتم
فوت کردم و گریستم
هدیه را باز کردم
و گریستم


در سرم اما
جشن شلوغی بود
دیوانه ای که از زبان فروشنده پرید
مدام می‌خواند و می رقصید
با همه ی عزیزانی
که داشتم
و نداشتم

عنوان شعر سوم : ماهی‌های مرده
خود را به جریان می‌سپارند
چقدر عاقلند
ماهیان مرده
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
اگر بخواهم منصفانه حرفی زده باشیم باید بگویم ناآشنایی شاعر با شیوه های اجرایی شعر آزاد و نا آگاهی از ضرورت های زبانی سبب شده است که توان تخیل و انرژی شاعرانگی اش تحلیل رود. در چرخه ی تولید شعر، متن، محصول اصطکاک جسم و جان شاعر با پدیده ها و رویدادهایی است که او را متوجه می کند و دریافت هایی را برایش ممکن می کند که خوش شانس اگر باشند، شعر نام خواهند گرفت. خانم زارع از فرصت تماشا و مکاشفه خوب استفاده کرده است و همین حُسن استفاده باعث شده است رسوبات ذهنی قابل توجهی برایش باقی بماند که بتواند در سرپا نگه داشتن سازه های ادبی اش از آن استفاده کند.
نمی دانم چقدر در کوتاه نویسی، شاعر تجربه اندوخته است اما فکر می کنم چندان که باید در این فضا، عرق نریخته است و تلاشش هنوز در چرخه ی تمرین و تدارک است و البته اگر این تمرکز، جدی تر گرفته شود قطعا به مقصد منتهی خواهد شد.
خانم زارع باید به خاطر داشته باشد ارگانیسم شعر به پیکری می ماند که با بیش از دو دست و دو پا و دیگر تقارن های ترکیبی زیباتر نمی شود بلکه به موجود عجیب الخلقه ای شباهت پیدا می کند که چندان تماشایی نیست و گاهی ترس آور و گاهی مضحک می شود. بنابراین پیشنهاد می دهم پیش از آن که به فکر تعیین طول و عرض شعر باشیم به فکر اشراف بر جنبه های تولید و انتقال معنا باشیم. در هر سه شعر پیش روی من که به حوصله چند بار مرورشان کردم می توان اصل و اساس ذوق و نگاه متمایز را متوجه شد اما شاعر آن گونه که باید قدرت انتخاب و توان انتقال اکتشافات و واردات خود را ندارد.
شاید تعجیل شاعر در انتشار آثارش و دقیق نشدن در رابطه آفرینی های عناصر و روابط رویدادی و تصحیح کلامی را بتوان مهمترین اشکال این متن ها به شمار آورد.
دو شعر اول و سوم از نظر من کارکرد شاعرانه تری دارند و این کارکرد به واسطه ی ارزش بخشی معنایی است که در سطرهای اندک شعر منتشر شده است و مخاطب با دریافت آن، از اقناع و لذت ادبی برخوردار می شود اما شعر سوم از نظر من به هیچ وجه شاخصه های یک اثر ادبی را ندارد و شاعر باید با وسواس بیشتری به آن چه به نام او منتشر می شود توجه کند.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.