وزن، وزن، وزن!




عنوان مجموعه اشعار : کولاک
شاعر : حامد عبدی


هوا کولاک بود آن شب ،
همان شب که تو میرفتی...

دریغ از یک ستاره در فضای سرمه ای پوش شبانگاهی،
من ملتمس برخاک،دست در دامان تو!

و تو سرکش تر از سوزی که از درز پنجره بر خانه می تازید...

تو رفتی!!
بدون آنکه حتی چتر خود را نیز بگشایی!!!

و بوران بی امان فکر سقوط ردّ پایت بود...


و من غمگین ترین مردی که از برف و زمستان سخت بیزار است.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
اگر این گونه فکر کنیم که قرار بوده است ما با شعری نیمایی رو به رو شویم، باید گفت که هنوز این اتفاق در شعر نیفتاده است. چرا؟ چون یکی از مشخصه های ممیز شعر نیمایی نسبت به دیگر صورت های شعرنو این است که شاعر در این قالب هنوز خود را ملزم به رعایت وحدت وزن می داند. یعنی در شعر نیمایی شاعر از ابتدا تا انتهای شعر اولاً وزن را رعایت می کند و ثانیاً از یک زنجیرۀ وزنی پیروی می کند. در شعر «کولاک» این اتفاق نیفتاده است و شاعر در برخی سطرها نتوانسته است وزن را رعایت کند و در برخی سطرها هم از زنجیرۀ واحد وزن تخطی کرده است. به همین دلیل توصیۀ اکید به آموختن اصول و قواعد عروض و رعایت وزن شعر نخستین و مهترین توصیه به شاعر است. اصول و قواعد عروض چیزی نیست که بشود در یک نقد کوتاه شعر آن را به شاعر آموزش داد چراکه مطالعه، تمرین، ممارست و شعر حفظ کردن می خواهد و البته برای شاعری که می خواهد در شعر وزن را هم رعایت کند، از نان شب واجب تر است چرا که تا زمانی که شاعری وزن شعرش را رعایت نکند، توجه به دیگر اصول و قواعد شعری یا صحبت کردن دربارۀ تصویر و زبان در شعر او بیهوده است. مانند اینکه دربارۀ ساختمانی که پی ریزی مناسبی ندارد و در آستانۀ فروپاشی است دربارۀ رنگ در و پنجره صحبت کنیم.
نکتۀ دیگری هم دربارۀ زبان شعر باید گفت و آن لزوم رعایت ایجاز در شعر. در برخی پاره های شعر احساس می شود شاعر دوست دارد شعر را بی دلیل توضیح بدهد یا طولانی کند. مثلاً شروع و ختام شعر.
هوا کولاک بود آن شب
همان شب که تو می رفتی
که به راحتی و با ایجاز بیشتر می شد گفت:
هوا کولاک بود آن شب که می رفتی
و وزن شعر هم درست بود.
یا در سطر آخر:
و من غمگین ترین مردی که از برف و زمستان سخت بیزار است
به نظر می رسد وقتی برف یا زمستان را می آوریم، یکی از این دو کافی است. وقتی شاعر بگوید از برف بیزارم، لازم نیست بگوید از زمستان بیزارم چون یکی، دیگری را هم به یاد می آورد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.