دور باطل!



عنوان مجموعه اشعار : بهانه های بهار
عنوان شعر اول : سفره های خالی ( کودکان کار )
حسم به تو حسِ ترحم نیست
تو به همه دنیا بزرگی و نشون دادی
چشمام دیگه زیبایی ها رو خوب می بینن
تو این نگاه و یادِشون دادی
کوچیک اما مثلِ یک مردی
تو قلب سختیهای این دنیا که نامرده
غم داره حرفای پراز بغضت
کاشکی دوباره شادی به چشمات برگرده
تو سرخی سیلی نامردا رو میشناسی
جاش خیلی وقتِ روی گونه ت هست
می خندی اما خندت از دردِ
من آسمونِ ابریِ چشمات یادم هست
شرمنده ی زخمای پاهاتم
وقتی تموم شهر و با امید می گردی
شاید بشه یک شب با دستِ پر
راحت بری، به خونه برگردی
ببخش اگر، حتی کسی یک بار
دلیل التماسِ دستات و نپرسیده
بی رحمیِ دنیاست اگر هرگز
به ساز قلبِ بی گناهِ تو نرقصیده...

عنوان شعر دوم : ....
.....

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : احمد امیرخلیلی
باسلام

"در اینکه ابتدای راه شاعری، همه شاعران دفتر دفتر نوشته هایی داشته اند و فکر می کردند شعر است ولی حتا متن های شاعرانه ای هم نبوده است و نیست. انسان از زمانی که می آموزد سخن بگوید به این می اندیشد که آنچه در ذهنش می گذرد را به دیگران انتقال دهد. قرن ها و قرن ها گذشت و انسانی که آموخته بود کلام ابزاری ست برای انتقال آنچه در سر می پروراند تلاش کرد تا به زیبایی های کلامش بیافزاید. به آنان که راز این زیبایی را کشف کرده و بکار بسته اند شاعر می گویند.
تلاش شما در این سطرها قابل ستایش است اما شعر نیست. چرا شعر نیست زیرا شعر آن چیزی نیست که می اندیشید و می نویسید، شعر آن چیزی است که شما را می اندیشد و می خواهد بنویسدش. شاید این سطرها برای شما گنگ باشد اما در اولین تجریه شعر گفتن متوجه منظور من از این حرف ها خواهید شد. پس از شما می خواهم از نوشتن کوتاه نیایید و برای نوشتن تلاشتان را دوچندان کنید و برای نوشتن شعر صدچندان. ابتدای راه این است که آنچه کلیات شعر نوشتن است را بیاموزید. کار ساده ای است کتاب "روزنه" که تالیف محمدکاظم کاظمی است را از انتشارات سپیده باوران تهیه کنید و مطالعه بفرمایید. قدم بعدی مطالعه در حوزه های مختلف تا ذهن شما درگیر با شناخت هایی تازه از جهان پیرامونتان شود. قدم بعد تنفس در فضای شعر است که کمال همنشین بی تاثیر نخواهد بود پس سری به انجمن های ادبی محل زندگی تان بزنید و قدم آخر این است که استادی را برای خود انتخاب کنید که:
سالك نرسد بی‌مدد پیر به جایی
بی زور كمان ره نبرد تیر به جایی
و از او بخوهید به شما چگونه زیست شاعرانه داشتن را بیاموزد تا شعر سراغی هم از شما بگیرد و دست نوشته های شما را هدایت کند به سمت شعر شدن!"

شما به پزشکی مراجعه می کنید و می گویید فلان درد را دارم. پزشک برای شما دارو تجویز می کند. هفته بعد به همان پزشک مراجعه می کنید و می گویید فرصت نکردم داروهای شما را مصرف کنم و هنوز بیمارم و همان درد را دارم! شعر شما بیمار است و باید نواقص آن رفع شود و مجدد کار تازه ای بنویسید تا بشود در موردش حرف زد برای همین است که همان حرف های گذشته را به تکرار برای شما نوشتم. اگر حوصله خواندن و نوشتن و جنگیدن برای شاعر شدن را ندارید کارهای دیگری هم هست که سرگرمتان کند. اگر هدفتان نوشتن است همین فردا "روزنه" را تهیه کنید و بسم الله.

منتقد : احمد امیرخلیلی

احمد امیرخلیلی شاعر و ترانه سرا متولد 1368 است. وی سال 91 عنوان نفر اول جشنواره شعر فجر در بخش ترانه سرایی را به خود اختصاص داد. در کارنامه او سابقه همکاری با خوانندگانی چون علیرضا قربانی، محمد اصفهانی، فریدون آسرایی، حجت اشرف زاده، سینا شعبانخانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.