تکنیک‌های تکراری را استفاده نکنید




عنوان مجموعه اشعار : رباعی
شاعر : میلاد اسکندرزاده


عنوان شعر اول : رباعی
انگار که دل به دیگری باخته ای
از عشق فقط فسانه ای ساخته ای
سرد است و شبیه حلقه ی دار شده است
دستی که به گردن من انداخته ای


عنوان شعر دوم : رباعی
مگذار که زندگی کند خاموشت
ای کاش که زودتر شوم مدهوشت
آرامش آغوش تو را می خواهم
ای مرگ مرا بگیر در آغوشت


عنوان شعر سوم : رباعی
از درد و غم زمانه سرشاری تو
با قلب ستم دیده ی ما یاری تو
عمریست که خون ز چشم خود می ریزی
ای زخم عجب دل پری داری تو
نقد این شعر از : آرش شفاعی
ویژگی قابل توجه رباعی هایی که پیش روی ماست، این است که یک مجموعۀ پیوسته است؛ نه مجمع الجزایری از ابیات پراکنده. بسیاری از رباعی های شاعران جوان امروز را که می خوانیم، دچار معضلی است که از آن نام بردم. یعنی در شعر این شاعران، مصرع‌های مختلف شعر هرکدام سازی می زنند و برخی از آنها آمده اند که وزن را پر کنند و قالب را شکل دهند و ارزش زیبایی شناسانه و معنایی زیادی در شعر ندارند. هر سه رباعی این دوستمان از این آسیب به دور مانده است و در آنها شاعر، سعی کرده است مصرع ها در شعر کارکردی داشته باشند و در کنار هم نشستنشان در مجموع رباعی را شکل دهد. مثلاً در رباعی دوم ما از ابتدای شعر شاهد شکل گیری گفت و گویی میان راوی شعر با یک مخاطب هستیم. ابتدای شعر شروعی غافلگیر کننده دارد و از مخاطب می خواهد که نگذارد زندگی او را خاموش کند. سپس شاعر آرزوی مدهوش شدن برای مخاطب را دارد و تازه در بیت دوم است که ما می فهمیم، مخاطب شعر کسی جز مرگ نیست. با رسیدن به مصرع پایانی و مرور دوبارۀ رباعی است که متوجه می شویم، مصرع اول به چه دلیل آمده است. رباعی سوم نیز همین گونه است و شاعر ما را تا پایان شعر و درک این نکته که مخاطب شعر، زخم است همراهی کرده است. توجه به این شکل از غافلگیری و نیز ارائۀ تصویر و استفاده از تخیل نکتۀ برجسته ای برای شاعر است. در شعر سوم این تصویر که زخم از چشم خود خون می ریزد، کشف خوبی است که به شعر جان بخشیده است. به همین دلیل در مجموع و با صرف نظر از برخی مصرع های معمولی و متوسط شعر مثل « از عشق فقط فسانه ای ساخته ای» یا «با قلب ستم دیدۀ ما یاری تو» می توان گفت سه رباعی نسبتاً خوب را می خوانیم اما باید به یک نکته هم توجه داشت و آن اینکه تقریباً هر سه رباعی از یک تکنیک استفاده کرده است و بخصوص در رباعی های دوم و سوم، تکنیک غافلگیری شعر کاملاً مشابه است. این یعنی اینکه شاعر هر تکنیکی را که کشف می کند، به سرعت از آن استفاده‌های مکرر می کند. این مسأله باعث خواهد شد دست شاعر به زودی برای مخاطب رو شود و لذت غافلگیری شعر از آن گرفته شود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.