از فضا به زمین بیایید!




عنوان مجموعه اشعار : مجموعه اشعار شاعر فضایی :)
شاعر : رعنا نوری


عنوان شعر اول : شعر اول
ورق می‌زنم شادی دیگرونو
شاید فصل آرامش ما شورو شه
خدا بعد یه عمر واسه‌ام بخوادو
یه حس جدید از نگاه تو روو شه

تو خیره بشی توو چشامو ببینم
چقد خواستن من پره توو نگاهت
چه‌جوری باید پیش مردم بتونم
نگم جون من درمی‌ره با یه آهت ...

شب و روز، سر تا سر من، تمامم
یه چیزی طلب می‌کنه از خدامون
دو رکعت نماز اضافی که چیزی
نتونه بشه مانع و سد رامون ...


همه‌اش با خودم می‌گم اصلا نمی‌شه
کنار تو آدم غمی داشته‌باشه
تو باشی یقین دارم این آسمونم
نمی‌تونه چشم نمی داشته‌باشه

چقد دیگه باید توو دنیا بمونم
ببینم قدم از قدم برنداری ...؟
یه‌دنیا دلم گریه می‌خواد بفهمم
تو اونقد که باید، منو دوس نداری ...

شب و روز، سر تا سر من، تمامم
یه چیزی طلب می‌کنه از خدامون
دو رکعت نماز اضافی که چیزی
نتونه بشه مانع و سد رامون ...

#رعنا_نوری

عنوان شعر دوم : شعر دوم

یک عمر در خوف و رجایت زندگی کردم
در آرزوی چشم‌هایت زندگی کردم

هر روز از من دورتر می‌شد قدم‌هایت
هر لحظه پشت رد پایت زندگی کردم

فواره‌ی اندوه بالای سر من بود
وقتی به امید وفایت زندگی کردم

دیگر رهایم کرده‌بودی، زندگی می‌گفت
هر چند در عطر رهایت زندگی کردم

می‌ماند از من ماجرایی که نمی‌دانی
از روزگاری که برایت زندگی کردم

#رعنا_نوری

b]عنوان شعر سوم : شعر سوم
...
نقد این شعر از : احمد امیرخلیلی
باسلام.
جنگ اول به از صلح آخر... این نوشته های معمولی، بی اتفاق، بدون کشف و تکراری را کنار بگذارید. شما شاعر خوبی خواهید شد اگر تلاشتان را صد برابر از آنی که برای نوشتن این سطرها بکار گرفتید به کار بندید. این توصیه من جدی ترین راهکاری است که می توانم به شما بدهم. صرف بلد بودن وزن و عروض و قافیه شما را شاعر نمی کند چه بسا که در این بیت قافیه را هم باخته اید و فعل مرکب "قدم از قدم بر نداشتن" شما را به این اشتباه انداخته است که با "دوست نداشتن" دو معنای متفاوت می دهد در صورتی که هردو "نداری" ها فعل آغازی از عدم حرکت و سکون و نخواستن است و ردیف و قافیه غلط. بگذریم!

1. ارتباط عمودی: برای نوشتن شعر خوب اولین چیزی که نیاز دارید بیاموزید شناخت ارتباط عمودی و افقی شعر و نسب مصاریع و ابیات و بندهای شعر است. نسبت و ارتباطی که با نخی نامرئی هر لَختی را به لخت دیگر از لحاظ مفهوم یا مضمون یا معنا متصل می کند.

ورق می‌زنم شادی دیگرونو
شاید فصل آرامش ما شورو شه
خدا بعد یه عمر واسه‌ام بخوادو
یه حس جدید از نگاه تو روو شه

در همین یک بیت ورق زدن شادی دیگران چگونه می تواند باعث شروع آرامش شما بشود؟ علت و معلول اینکه آرامش شما در گرو شادی دیگران است چیست؟
خدا وسط ورق زدن شادی مردم از کجا پیدایش شد و چرا باید بخواهد که یک حس جدید از نگاه معشوق رو شود و در کل "رو" شدن حس از نگاه کسی چه بار عاطفی و معنایی ویژه ای دارد؟
این نبود چرایی ها و ارتباط تقریبا در همه ابیات وجود دارد یا در صورت بودن ضعیف است.

2. کشف: آن چیزی که باعث می شود به اصطلاح یقه مخاطب را بگیرید و پای شعر خود بنشانید کشف است. مخاطب تنها با دیدن اتفاقی که تکراری نباشد و متعلق به هنرمند باشد پای هنر شما خواهد نشست و شما را دنبال خواهد کرد. در کدام بیت کشف تازه و بکری برای مخاطب داشته اید که پیش از شما بهترِ آن نوشته نشده است؟

3. تالیف: آن چیزی که خواننده سطرهای شما به وجد می آورد تالیفِ درست آن چیزی است که کشفش کردید، چه بسیار نویسندگان و شاعرانی که کشف هایی داشته اند ولی نتواسته اند آن چیزی را که کشف کرده اند را به خوبی دیگری ارائه دهند. به این دو بیت نگاه کنید:

دوش پیری ز خرابات برون آمد مست
دست در دست جوانان و صراحی در دست (خواجوی کرمانی)

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست (حافظ)

چرا خواجوی بزرگ در حافطه مردم گوشه ای است و حافظ بر قله! چون در کشف مشترک اتفاق با استقبال از شعر، حافظ تالیف و مضمون را به اوج می رساند.

تا همین جا کافی ست. این سه مورد را اصلاح کنید و شعر تازه ای را شروع کنید. منتظر خواندن شعرهای آتی شما هستم.

منتقد : احمد امیرخلیلی

احمد امیرخلیلی شاعر و ترانه سرا متولد 1368 است. وی سال 91 عنوان نفر اول جشنواره شعر فجر در بخش ترانه سرایی را به خود اختصاص داد. در کارنامه او سابقه همکاری با خوانندگانی چون علیرضا قربانی، محمد اصفهانی، فریدون آسرایی، حجت اشرف زاده، سینا شعبانخانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.