بر پایۀ جزییات




عنوان مجموعه اشعار : رباعی
شاعر : امین کنونی


عنوان شعر اول : رباعی
ابرو بکش و تیغ بزن ناحق را
برخیز و سر جا بنشان احمق را
گیسوی تو نسبیت افکار من است
بر باد بده قداست مطلق را
......
دور تو گرفته قال و قیلی کهنه
آغوش گشوده مستطیلی کهنه
رویای تو تعبیر شد ای آزادی
یک حلقه طناب و جرثقیلی کهنه
......
در بوسه ی تو حرارتی شیرینم
جز شورش چیزی ندهد تسکینم
ما با هم کوکتل مولوتوف می سازیم
آغوش تو آتش است و من بنزینم
.....
از خنده ی تو شراب شیراز شدم
با باد شمال نغمه پرداز شدم
گیسوی تو خرمایی و تن آتش خیز
لب بر لب من زدی و اهواز شدم
....
می خوابد باز و باز برمی خیزد
خود را به زوال خویش می آویزد
میزی و اتاق و دستی از تاریکی
و ساعت شن زده که می. .. ری. .. ری. .. زد

عنوان شعر دوم : رباعی
تک بود و دلش به لرزه آمد، شد زوج
قله شدو سر به آسمان زد، شد اوج
تا دید که زندانی ساحل شده است
دریا به سرش زد بگریزد، شد موج
....
در خواب مرا کسی صدا زد هوهو
گفتند: بیا بیا بیا ...از همه سو
آنگاه ضمیر ها همه جمع شدند:
من بودم و تو بودم و ما بودم و او
....
هرچند که روزگارمان سخت شده
مانند خدا خیالمان تخت شده
آرام و مطیع قانع و معمولی
ماییم و جنازه ای که خوشبخت شده
.....
عمریست که از دست خودم سر ریزم
در خود خوری شبانه ناپرهیزم
وقتی که تمام راهها دایره/ ایست
آخر به کجا کجا کجا بگریزم
......
سخت است درخت زیر باران باشی
هم قصه ی پاییز و خیابان باشی
سخت است که باد برگ و بارت ببرد
تنهایی، تنهایی عریان باشی
...

عنوان شعر سوم : رباعی
چسبیده به فکر او خیالی قرمز
افتاده به دامنش زغالی قرمز
می خواست ز قلاب بپرسد خود را
شد حلقه به حلق او سوالی قرمز
.....
شمشیر بکش ، خون مدادم ای شب
بر باد بده که زنده بادم ای شب
باید بروی و گور خود را بکنی
من شاعر رو به بامدادم ای شب
......
از پاتک و تاکتیک خود مغرور است
از کشتن و جا گذاشتن معذور است
هرچند که می لنگد این ساعت پیر
هر عقربه اش حریف صد تیمور است
......
کش می خورم از خودم کشاکش شده ام
با باد به جنگ رفته شورش شده ام
می پیچم و می زنم به کوه و در ودشت
صد جبهه ی ابر، برق و بارش شده ام
.....
از دود و فلز غول بیابان تهران
هر جای تن اش پر از خیابان تهران
از یک غم کشدار به خود می پیچد
: نان نان نان نان نان نان نان نان تهران
.....
چشمش به کرشمه سحر کاری شده است
گیسو که گشاده آبشاری شده است
هی دست بترس ضامن از جا نپرد
پیراهن او بمب گذاری شده است
.....
عمریست که از خود به خودم در سفرم
جز پیرهنم نیست کسی دور و برم
رازی بجز اشک در دلم نیست، نگرد
مانند پیاز لایه بر لایه برم
...
چشم و دهنش شورش شیرین دارد
گیسوی هزار شعله چین چین دارد
باید که لب و دست تو ماهر باشد
در پوشش پیرهن دو تا مین دارد
.....
آرامشمان به کار بیرون بند است
رگهای حیاتمان به این خون بند است
هر چند همه در خور تحسین شدنیم
کوشیدنمان به بند سیفون بند است.
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
شاعر این رباعی‌ها زمان کوتاهی نیست که به سرودن مشغول است و هر یک از این رباعی‌ها نیز حکایت از تجربه‌های او دارند. اگر از تسلط ایشان بر وزن، که لازمۀ قطعی سرودن شعر کلاسیک به ویژه رباعی است بگذریم، با مرور این شعرها به ظرایفی از زبان می‌توانیم اشاره کنیم که اگرچه در این بخش نیز تسلط و آگاهی و آشنایی شاعر قابل درک و دریافت است، هنوز می‌توان به برخی نکات توجه بیشتری داشت تا سروده‌ای منسجم‌تر و موثرتر شکل یابد. چند مورد از جزییات را در این ابیات ببینیم:
گیسوی تو نسبیت افکار من است
بر باد بده قداست مطلق را
در این بیت کلمۀ نسبیت ـ چه با رویکرد اصطلاحی، چه عمومی ـ حضور موجهی نیافته است به ویژه در ترکیبی که با «افکار» ساخته است و انتظار می‌رود در مصرع بعد این ترکیب توجیه یا تقویت شود اما نمی‌شود.
دور تو گرفته قال و قیلی کهنه: به کار بردن وجه وصفی فعل (گرفته) به نفع فصاحت جمله نیست و حذف رای مفعولی نیز همین وضعیت را ایجاد می‌کند. «دور تو را گرفته است»
در بوسه ی تو حرارتی شیرینم (؟)
جز شورش چیزی ندهد تسکینم: در این بیت معنا دچار پریشانی و پراکندگی است و رابطه‌های معنایی قوت ندارند. در حالی که در بیت بعدی همین رباعی، وجود رابطه معنایی و انسجام در ساخت به درستی دریافت می‌شود.
با باد شمال نغمه پرداز شدم: این مصرع نیز از آن نوع است که هر مصرع دیگری که با آن هم‌قافیه باشد می‌تواند جای آن بنشیند. مقصود این است که اتصالی قوتمندی میان این مصرع با سه مصرع دیگر ایجاد نشده است و جز قافیه، نقطۀ اتصال محکمی میان این مصرع و باقی مصرع‌ها نیست.
میزی و اتاق و دستی از تاریکی: تصویر و سخن زیبایی در این رباعی طرح شده است. دقت کنیم که آیا به جای میز، اتاق و دستی از تاریکی می‌توان از کلمات دیگر استفاده کرد یا خیر؟ منظور این است که حضور این کلمات چقدر موکد یا قطعی است؟ آیا با کلماتی دیگر یا تصویر یا مفهومی خاص ربط قوی و معناداری دارند؟ این پرسشی است که اگر هنگام گزینش هر کلمه با خود داشته باشیم، قطعا باید به بهترین انتخاب‌ها برسیم.
تک بود و دلش به لرزه آمد، شد زوج: در این رباعی مخاطب حس می‌کند که شاعر در دام قافیه گرفتار شده است. البته می‌دانیم که در شعرهای کلاسیک نقش قافیه در هدایت ذهن شاعر غیرقابل انکار است و هنر این است که مخاطب این تداعی و هدایت‌گری را حس نکند و از شعر تنها متوجه زیبایی‌های ساخت و محتوای آن شود. زوج و اوج در این رباعی مصرع‌هایی را ساخته‌اند که معلق و رها به نظر می‌رسند و در بیت بعد وقتی به قافیۀ موج می‌رسیم مشخص می‌شود که شاعر برای بیت دوم، دو مصرع اول را ساخته و این دو مصرع را با قوت به یکدیگر و به بیت بعدی متصل نکرده است تا انسجام شعر به کمال شکل گیرد.
عمریست که از دست خودم سر ریزم: سرریز بودن از دست خود، خوب است اما این بیان را نمی‌توان بهترین نحوۀ بیان دانست. بهره‌گرفتن از ظرفیت‌های زبان و دایرۀ مفاهیم هر کلمه، شاعر را در برقراری شبکه‌های معنایی در شعر یاری می‌کند. «سرریز شدن» از آن دست است و حیف است بی‌ارتباط با سایر کلمات، مفرد و رها باقی گذاشته شود. در حالی که می‌بینیم شاعر همین امکان را در بیت بعد به کار گرفته و کلمۀ «ایست» را طوری نوشته است که دو معنا را متبادر کند. بنابراین با این بهره‌گیری مناسب، شبکۀ معنایی در یک بیت را گسترده‌تر کرده و به استحکام و انسجام بیت افزوده است:
وقتی که تمام راهها دایره/ ایست
آخر به کجا کجا کجا بگریزم
سخت است که باد برگ و بارت ببرد: ای کاش رای مفعولی در این مصرع حذف نمی‌شد.
شمشیر بکش ، خون مدادم ای شب
بر باد بده که زنده بادم ای شب: در این دو مصرع معنارسانی کامل صورت نگرفته است. دو جمله هر دو نارسا هستند و مشکل از جمله‌بندی است که با کاستی‌هایی در نحو جمله، وضوح معنا مختل شده است.
کش می خورم از خودم کشاکش شده ام (؟!)
با باد به جنگ رفته شورش شده ام (؟!)
از یک غم کشدار (؟) به خود می پیچد
مانند پیاز لایه بر لایه برم (؟)
علاوه بر این موارد که اغلب جزییات شعرند و رعایت هر نکته که ذکر شد می‌تواند شعر را در وضعیت بهتری قرار دهد، رباعی‌ها در کلیات، تجلی توانایی و استعداد شاعر هستند و به ویژه نشان از نگاه غیرمقلدانه و نوجوی شاعر دارند.
با آرزوی موفقیت بیشتر برای این شاعر ارجمند.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.