بنیان شعر کلاسیک بر وزن و قافیه است




عنوان مجموعه اشعار : بی خبری ...
شاعر : روشنا .


عنوان شعر اول : .
دعایت می کنم این بارهم، اما نمی دانی
برایت شعرمی گویم ولی دیگرنمی خوانی

دوباره این غزل گم شدبه زیرسایه ات اما
تو آن ابر بهارانی که پیوسته ... نمی باری

اگر بیدی و مجنون پس چراسربه بیابان...نه شبیه برگ پاییزی و بر شاخه نمی مانی ...
چگونه واژه قاتل می شود ،خونریز چون نادر
توانستی جهانم زیرپابگذاری و جانم بپیمایی

من از دنیای تو سیرم قفس را باز کن لطفا که زندانی غمگینی چنان من را نمی خواهی!

عنوان شعر دوم : کسی دگر !
. من بی قرارتو ،تو به یادکسی دگر
همواره می رسی، توبه دادکسی دگر

من جویبار جاری دشت تو ام ولی
سیراب کرده ای دل و کام کسی دگر

من راهی جهان تو هستم تو نیز هم
آماده ی ادامه ی راه کسی دگر

صبرم به سر رسید و دلم تکه تکه شد ارزان فروختی ام به نگاه کسی دگر
حرف مرا نمی شنوی پس چه فایده شعرم بخوان دوباره به یاد کسی دگر!

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می‌گویم
خوشحالم که فرصت دارم روی شعرهای زیبای شما نکته‌های آموزشی مختصری بنویسم و از این مجال برای آشنایی با شاعری خوش آتیه و پراستعداد بهره ببرم.
بی‌شک برای کسی که کمتر از یک سال است طبع‌آزمایی می‌کند، این مقدار هنر و مهارت و ذوق خیلی هم خوب است. اصل؛ آن خمیرمایه و استعداد شاعری است که در نهاد شما وجود دارد. جدای از همه محاسن و خوبیهایی که این دو شعر زیبا دارند در دو موضوع باید دقت بیشتری داشته باشید و چون این دو نکته هر دو از موارد اصلی و ضروری شعر کلاسیک به حساب می‌آید پس لازم الاجراست.
یکی در مورد قافیه است. می‌دانید که شعر کلاسیک در قسمت موسیقی کناری با دو جزء همراه است؛ یکی قافیه و دیگری ردیف. ردیف، همان چیزی است که در همه ابیات ( مصرع‌های دوم) تکرار می‌شود؛ مثل غزل دوم شما که عبارت "کسی دگر" عیناً تکرار شده است. اما قافیه، کلماتی هستند که قبل از ردیف( مثل غزل دوم) می‌آیند و یا بجای ردیف ( مثل غزل اول ) می‌نشینند. در مواردی مثل غزل اول که شعر ردیف ندارد، قافیه به تنهایی بار شعر را به دوش می‌کشد. نکته کلی اینکه شعر بدون ردیف داریم اما شعر بدون قافیه نه ( البته در حوزه شعر کلاسیک). پس یک غزل، ممکن است ردیف نداشته باشد مثل غزل نخست شما؛ اما نمی‌تواند بدون قافیه باشد ( غزل دوم)
اما قافیه: به غزل اول دقّت کنید! کلمات کناری شعر شامل: نمی‌دانی / نمی‌خوانی / نمی‌باری / نمی‌مانی / بپیمایی/ نمی‌خواهی/ از نظر موسیقی تقریباً همه با هم برابرند(4 لختی یا 4 هجایی اند) اما این کلمات همقافیه نیستند.
بار دیگر دقت کنید: نمی دانی/ نمی‌خوانی / نمی‌مانی ... تنها این سه کلمه می‌توانند در این غزل با هم همقافیه شوند. چرا؟ چون جزء مشترک "انی" در هر سه وجود دارد. کلمه دیگر،" نمی‌باری" است که با "اری " تمام می‌شود و عبارت دیگر" بپیمایی" است که با " ایی" پایان می‌یابد و آخرین قافیه این شعر " نمی‌خواهی" است که با "آهی" تمام می شود.
برای کلماتی مثل "نمی‌خواهی" میتوان قافیه‌هایی مانند راهی / ماهی/ آهی / چاهی / و... پیشنهاد داد که "آهی" جزء مشترک آخر آنهاست.
و برای کلمه‌ای مثل "نمی باری" مواردی مانند یاری/ داری/ ساری/ جاری و ... که آخر آنها " اری" است همقافیه محسوب می‌شوند. به نظرم با این توضیح، درک بهتری از قافیه پیدا کردید... حالا به این گزاره علمی در مورد قافیه توجه کنید!
کلماتی همقافیه هستند که حداقل در یک حرف و حرکت (صدای) قبل از آن حرف، اشتراک داشته باشند. مثل سر و بر و تر و... که همه در حرف" ر" و حرکت ماقبل" ر" یعنی فتحه –ّ مشترک اند.
با این حساب: کلمه سر ( به معنی کله یا بخشی از بدن) نمی‌تواند با سِر(راز) یا حتی سُر همقافیه باشد؛ با آنکه هر دو حرف آن مشترک است؛ چون حرکت آنها با هم مشترک نیست. اولی فتحه دارد و دومی کسره و سومی ضمه،( ما به این حرکت می‌گوییم مصوت )
در تکمیل کلمات همقافیه لاید به این نکته توجه کرده‌اید که در تعریف قافیه، گفتیم باید حداقل در یک حرف مشترک باشند. پس می‌شود در چند حرف مشترک بود؛ به شرط آنکه حرکت یا صدا یا مصوت قبل از آنها نیز یکسان باشد.
با این توضیح خودتان می‌توانید شعر دوم را از نظر قافیه بررسی کنید: "کسی دگر" که ردیف است را کنار بگذارید؛ کلمات قبل از ردیف عبارتند از: یاد/ داد/کام/ راه/ نگاه /یاد/ که فقط اول و دوم و آخر (تکراری) با هم همقافیه‌اند.
نکته دوم: بحث دوم در موسیقی یا ریتم و آوای شعر است. البته شعرهای شما از نظر موسیقی خیلی مشکل ندارند. وزن غزل اول شما " مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن" است و خوب شروع شده و خوب هم ادامه داده‌اید. فقط در بیت چهارم در مصراع اول، یک رکن اضافه دارد. دقت کنید: توانستی (مفاعیلن) جهانم زی ( مفاعیلن) ر پا بگذا( مفاعیلن) ری و جانم ( مفاعیلن) بپیمایی ( مفاعیلن)
می‌بینید که این مصراع به جای 4 مفاعیلن به 5 رکن رسیده و این غلط است.
در شعر دوم نیز در بیت چهارم، لعزشی کوچک داشتید:
وزن آن شعر این است: مفعول فاعلات و مفاعیل فاعلن( ارزان فروختی (ام) به نگاه کسی دگر)
جزء " ام" در کلمه" فروختی ام "در این مصراع اضافه است.
امیدوارم با تمرین بیشتر در کلمات قافیه و تسلط بیشتر در مورد وزن و موسیقی شعر، شعرهای بهتر و زیباتری از شما ببینم.
باقی بقایتان!

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۲
علی رضا احرامیان پور » چهارشنبه 21 فروردین 1398
منتقد شعر
درود به شما خواهر ارجمندم
روشنا . » چهارشنبه 21 فروردین 1398
ممنونم از توجه و وقتی که صرف کردید .بسیار بهره بردم از کلامتان پاینده باشید .

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.