شاعری در مسیر




عنوان مجموعه اشعار : آرزو
شاعر : شهاب مهری


عنوان شعر اول : ماه شعبان
خیره بر ماهی و او سر در گریبان میشود
پلک برهم میزنی شیطان پریشان میشود

چشم گنبد، دل ضریحت، گیسوانت جانماز
زائر است هر کس که در قلب تو مهمان میشود

نیمه ی شعبان فقط یک نیمه از ابرو ی تو
نیمه ی دیگر هلال ماه قرآن میشود

ابروانت پر گره دیگر قمر در عقرب است
این گره را باز کن دوزخ چو رضوان میشود

"روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد"
گیسوان آشفته کن کافر مسلمان میشود

عشق من نمرود و اینک واژه ها پیغمبرند
تا به اسمت میرسم آتش گلستان میشود

واژه بارانم هوای شعر من ابری شده
مصرعی دیگر بگویم سخت طوفان میشود


عنوان شعر دوم : شبیخون
شبیخون میزند کابوسِ شبگرد ولنگارم
زمینم میزند باران و تنهایی و سیگارم

کمی آهسته تر از روی من رد شو، مراقب باش
پلی پوسیده ام از بارشِ چشمانِ خون بارم

تو رفتی و تمام رنگ ها را با خودت بردی
غزلها، نغمه ها، لبخند بر لب های خودکارم

شبیه مرده ای در آرزوی مُردنی دیگر
از این تکرار جانکاهِ نفس ها سخت بیزارم

تو گفتی مرد می میرد، ولی هرگز نمی بارد
قوی ماندم، ولی روی دو پایم نیز سَربارم

فقط کوهی که آتش در دلش پنهان شده فهمید
که از این زندگی یک مرگ بی حسرت طلبکارم




عنوان شعر سوم : کلبه
آتشِ خنده های تو رو به نگاهِ نم زده
سوخت مرا - همان لبی که از بهشت دم زده

حجله ی بی عروسِ دل، مدفنِ خاطرات توست
آخرِ هفته ها دلم، چشم به راه و غم زده

غرقِ نبودنت شدم، چه مرگِ شاعرانه ای
رو تنِ خیس کاغذم با تو قلم، قدم زده

کلبه ی پَرتِ قلبِ من روی گسل بنا شده
رفتی و شانه های من، طعنه به ارگِ بم زده

نگاه سرد آخر و قصه ی مرگ و زندگی
باز دوباره چشمِ تو بختِ مرا رقم زده
نقد این شعر از : آرش شفاعی
وقتی این سه شعر را کنار هم می خوانیم، باور کردن اینکه شاعر هر سه شعر یک نفر است؛ بسیار مشکل است. کاش شاعر تاریخ سرودن شعرهایش را به ما می گفت تا بتوان دقیق تر و درست تر دربارۀ شعرهایش به قضاوت رسید اما اگر فرض کنیم شعر اول به نام «ماه شعبان» از دو شعر دیگر، قدیمی تر است باید گفت شاعر در شعرش پیشرفت زیادی کرده است و توانسته است، راهی دراز و سخت را در مسیر شاعر شدن پشت سر بگذارد. در غزل اول، شاعر دچار عادت هایی است که از شعرهایی که خوانده است، در ذهنش باقی مانده. زبان شعری او کهنه است و به وفور ترکیب ها و تصویرهایی در شعرش می بینیم که در شعر گذشتگان بارها و بارها تکرار شده است. اما مشکل اصلی شعر اول فقط این نیست، مشکل اصلی این است که شاعر نتوانسته است حتی روابط و تناسباتی را که در شعر سنتی هست، به خوبی پیاده کند.
مثلاً این بیت را ببینید:
نیمه‌ شعبان فقط یک نیمه از ابروی تو
نیمه‌ی دیگر هلال ماه قرآن می‌شود
شاعر در مصرع اول گفته است نیمه شعبان فقط یک نیمه از ابروی توست، طبیعی است که ذهن مخاطب به سمت مسأله ظهور امام رمان(عج) برود و انتظار داشته باشد شاعر دربارۀ نیمۀ دیگر ابروی یار، صحبت کند و چون هنوز آن نیمۀ دیگر دیده نشده است، ارتباطی شاعرانه میان این تصویر و غیبت کبری ایجاد شود. اما در مصرع دوم شاعر تنها می گوید که نیمۀ دوم این ابرو، هلال ماه رمضان می شود. یعنی اینکه شاعر یک تصویر دارای پتانسیل فراوان برای ایجاد تصویرهای شاعرانۀ خلاق را با بی رحمی تمام هدر داده است.
در همین شعر موارد دیگری از این تناسبات ضعیف و ارتباط سست میان دو مصرع هست. البته در مصرع چهارم هم شعر دچار مشکل وزنی شده است. در غزل دوم ناگهان شاعر دیگری در برابر ماست. شاعری که به جای مصرف کردن تصویرهای کهنۀ شعر گذشتگان و رفتن به دنبال تناسب های شعر کلاسیک، خودش در پی کشف است. در این شعر و شعر بعدی شاعر اندک اندک خود را پیدا کرده است. هنوز با شاعری که بتواند یک تنه و شش دانگ از پس یک شعر کامل برآید، رو به رو نیستیم. هنوز برخی از تناسب های شاعر سست است( مثل نسبت منطقی مصرع یکی مانده به آخر غزل دوم - که مصرع بسیار خوبی است- و مصرع بعدی بیت آخر) و گاه شاهد ایرادهای زبانی هستیم( مثل استفاده از صورت محاورۀ «روی تن» در این مصرع که رو تنِ خیس کاغذم با تو قلم، قدم زده) اما مهم این است که شاعر در حال پیدا کردن خود و مسیر خود است و باید برایش در این مسیر آرزوی توفیق کرد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
شهاب مهری » چهارشنبه 14 فروردین 1398
با سلام. خیلی ممنونم. نقد درست و بجایی بود و همونطور که حدس زده بودید غزل اول مربوط به اویل کارم بوده. امیدوارم با استفاده از نقد اساتیدی مثل شما در مسیر پیشرفت گام بردارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.