راز ماندگاری و جذابیت شعرها را بیابیم




عنوان مجموعه اشعار : ۹۷۱۲-۱
شاعر : مهران عزیزی


عنوان شعر اول : ۹۷۱۲-۱۱
شعله باشی، پر پروانه نباشم چه کنم
عاشقت باشم و جانانه نباشم چه کنم

عطر موهای تو و بال نسیم و دل من
من خودم گریه، خودم شانه نباشم چه کنم

هیچکس جز تو در این عالم بی‌خویشی نیست
با خودم بعدِ تو بیگانه نباشم چه کنم

تو بخواهی که کسی مثل مرا صید کنی
من خودم دام، خودم دانه نباشم چه کنم

تو پس پنجره داری به جهان می‌نگری
وَ جهان هم به تو؛ دیوانه نباشم چه کنم

عنوان شعر دوم : ۹۷۱۲-۱۲
شعر ترِ عاشقانه را گم کردیم
در اوج صدا، ترانه را گم کردیم

اسفند گذشت و باغمان سبز نشد
طوفان شد و ما جوانه را گم کردیم

خون از تن پاک سربداران می‌ریخت
ما دور شدیم و خانه را گم کردیم

انگار نشانه ردّ خون بود، نبود؟
شب شد، همه‌مان نشانه را گم کردیم

بر سفره‌ی داغ لاله و ناله‌ی باغ
آداب قلندرانه را گم کردیم

گردید زمان و بغض‌هامان گم شد
هم گریه و هم بهانه را گم کردیم

عنوان شعر سوم : ۹۷۱۲-۱۳
یک عمر روبرو شده‌ام با نقاب‌ها
با شکلک دروغ بنی‌آ... حباب‌ها

گشتم نبود اصل حقیقت نگرد نیست
نستُر غبار سنگ مزار کتاب‌ها

یک عمر رفته‌ام پی هیچ از برای هیچ
بیهوده در تلاطم و در التهاب‌ها

من حاصلش من است و جهان وهم‌های من
تصویر آب و آینه‌های سراب‌ها

من یک سکوت ممتدم و یک نگاه سرد
در روزگار خوش‌خوشِ عالیجناب‌ها

اینجا دروغ و راست به شدت برابرند
زنهار تا یقین نکنی در جواب‌ها
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان میگویم
شاعر این شعرهای خوب در مرحله گذار از شعر دیروز به سمت شعر امروز است. این تلاش قابل رؤیت و در نهایت قابل تحسین است. او می کوشد در عین پایبندی به شعر کلاسیک، سمت و سویی امروزی به آثارش بدهد. استفاده از برخی واژگان امروزی‌تر، و تکنیک‌هایی که در شعر دیروز جایگاهی نداشت مثل سفیدخوانی و مواردی از این دست به معنای این است که شاعر دل به این سمت دارد؛ ولی هنوز نتوانسته کاملاً خودش را از فضای شعر قدیم رها سازد. از او انتظار است که در سن 40 سالگی به بعثت کلمه نزدیک شود و این خود می‌تواند رخداد خوبی برای شعرش باشد. در این سن -که دوره پختگی اندیشه و تکامل به حساب می‌آید- شاعر می‌تواند با انقلاب در کلمه و واژگان و ترکیب‌سازی، خودش و شعرش را چند سر و گردن بالاتر بیاورد. برای این کار لازم است شهامت و جسارت بیشتری در استفاده از واژگان امروزی‌تر و برخی تصویرسازی‌ها ارائه داد.
از این‌ها که بگذریم هر سه شعر نه تنها کم عیب و نقص‌اند، بلکه می‌تواند در ردیف شعرهای خوب و خوش‌آهنگ باشند. سه غزل با سه موسیقی که هر سه شنیدنی است.
در غزل اول، البته نکاتی است که می‌شود روی آن ها انگشت گذاشت و به شاعر توجه داد که در آنها تجدید نظر کند. مثلاً در بیت مطلع: مصراع اول، اراده فعل در دست شاعر است یعنی پروانه نبودن؛ در واقع او خود را ملامت می‌کند که تو شعله‌ای ولیکن ممکن است من پروانه نباشم؛ اما در مصراع دوم اراده در دست دیگری است؛ یعنی من عاشقت هستم ولی ممکن است در نظر تو دلبر جانانه نباشم.
خُب! جمع این دو مصراع چه خواهد شد و مخاطب چه برداشتی باید از این دو داشته باشد؟ گذشته از این، کاربرد" جانانه" به جای جانان هم بی‌مشکل نیست.
بیت دوم با مصراع زیبایی شروع می‌شود و توصیف موهای رها شده کسی در دست باد را دارد‌، اما نمیدانم چرا در مصراع دوم شاعر باید گریه کند آنهم وقتی که یار در کنارش زلف به باد داده است؟ این تضاد معنایی همچنان در محور عمودی غزل ادامه می‌یابد چون در بیت بعد باز حرف رفتن و نبودن است و بی‌وفایی یار؛ اما بلافاصله در بیت چهارم می‌گوید یار مرا صید کرده (یا می‌کند) و سرانجام هم مشخص نیست این شعر فراقی بود یا وصالی؟ ملامت است یا ندامت؟ عشق است یا تنفر؟!
همچنین در بیت دوم حذف نابجای فعل صورت گرفته که شعر را دچار بحران می‌کند: " و جهان هم به تو (می نگرد). ضمن آنکه دیوانه شدن شاعر احتمالا ًاز حسادت یا حسرت باید باشد.
غزل دوم در وزن رباعی است و انصافاً زیبا سروده شده است و با آنکه شعر سالم است اما تصویر درخشان یا بیت‌الغزل ویژه یا کشف شاعرانه‌ای که چشم‌ها با شنیدنش از حدقه بیرون بزند ندارد.
نخستین توصیه‌ای که در چنین مواردی به ذهن می‌رسد مطالعه شعر شاعران موفق و کنکاش و بررسی در علل و عوامل خوانایی و توجه عوام و خواص به اشعار آنهاست. باید در هر شعر، دلایل ماندگاری و جاودانه شدن را پیدا کرد و تلاش کرد از این تجربه گرانبها برای ماندگاری و جذابیت شعرهای خود استفاده کنیم.
در .اقع باید کشف سرّ کرد نتا موفق شد. باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۲
مهران عزیزی » یکشنبه 18 فروردین 1398
جانانه: (نِ) (اِمر.) ۱- معشوق ، محبوب . ۲- درست و حسابی ، سخت و کامل . فرهنگ فارسی معین با سلام دوباره. جانانه را در معنی دوم استفاده کرده‌ام.
مهران عزیزی » یکشنبه 18 فروردین 1398
سلام و احترام. بسیار سپاسگزارم از لطف و توجه و محبت و مهربانی شما. خوشحالم که نشانه‌های پیشرفت، هر چند اندک، دارد در نوشته‌هام دیده می‌شود. تلاش می‌کنم همانطور که توصیه کرده‌اید عمل کنم. باز هم ممنونم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.