قالب شكني يا ... ؟




شاعر : زهرا آقامیرزایی


خواب خوشی چشم تو را بسته است
گوش تو از حرف دلم خسته است
کاش که بیدار شوی لحظه ای
بغض دلم
راه نفس های مرا
بسته است
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
اولين مساله اي كه راجع به اين شعر به ذهن مي رسد قالب آن است . آيا اين دوبيت شعر سنتي است يا شعري نيمايي ؟ در ابتدا يك بيت قرائت مي شود و سپس مصراع سوم هم از راه مي رسد و ذهن مخاطب را براي خواندن مصراع چهارم و رويارويي با يك دوبيتي آماده مي كند اما ... مصراع چهارم تكه تكه مي شود . مجموع اين تكه پاره ها ( به عنوان مصراع چهارم) وزني بيش از ديگر مصراع ها دارند . آيا به همين دليل نيست كه اين مصراع متلاشي شده است ؟! يا نه ، آيا مضمون بسته شدن راه نفس راوي شعر باعث لكنت و تكه پاره شدن مصراع آخر شعر نشده است ؟
نمي دانيم اما به هر حال انتهاي اين شعر با يك قالب شكني آشكار به شعري نيمايي با وزن مفتعلن مفتعلن فاعلات تبديل مي شود و مانع از آن مي شود كه مخاطب به ناتواني شاعر در رعايت وزن عروضي برسد .
اما فارغ از موضوع قالب كه البته در شعر موزون ، موضوع كم اهميتي نيست بايد به مضمون شعر اشاره نمود كه حرف تازه اي ندارد . اگر تخيل و تازگي صور خيال را جان شعر بدانيم ، شعر كوتاه خانم «زهرا آقاميرزايي» به جز موضوع قالب خود چيز زيادي براي ارائه به مخاطب و بحث نقادانه ندارد .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
زهرا آقامیرزایی » چهارشنبه 18 مرداد 1396
درود بر شما و سپاسگزارم از وقتی که صرف کردید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.