نوع بیان




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : مهران رحمانی


عنوان شعر اول : .
قسمتت بود اینکه لال شوی، یا که مابین لال ها باشی
قسمتت بود تا زنی نو زا وسط شهر آل ها باشی

دانه ی خشک، گل نخواهی شد زیر خاک سیاه می مانی
تا به کی اینچنین تو میخواهی به امید محال ها باشی؟

ماه بودی و قسمتت این بود که بیوفتی به چاه نومیدی
شیر بودی و سرنوشتت خواست دستبوس شغال ها باشی

ارزشت را کسی نمی فهمد، سرنوشت بدی ست وقتی که
صندوق گنج تا ابد پنهان در دل آشغال ها باشی

توی شهری که مرده آینگی لاجرم باید انتخاب کنی
یا به زیر غبار محو شوی، یاکه از دستمال ها باشی

مهران رحمانی

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
سروده‌ی پیش رو و سروده‌هایی که پیش‌ازاین توسط سراینده به پایگاه نقد شعر ارسال شده‌اند گواهی می‌دهند که با یک کارورز جدی ادبیات طرفیم. کسی که تا حد زیادی ناخودآگاهِ ورزیده‌ای دارد و در بیان، کارورزی هدفمند کرده است. شاعر هر جا که به سمت تصویرگرایی گام برداشته امکان دلالت گری و گره خوردن خیال خواننده با اندیشه و تخیل زاده‌ی متن را بیشتر فراهم کرده است.
تصویرگرایی و شیوه‌ی بیان تصویری، با توجه به نوع روایت و تصویرگرایی این فرصت را برای خواننده‌ به وجود می‌آورد تا از زاویه دید خود با موقعیت‌های به تصویر کشیده شده مواجه شود. این رویکرد در بسیاری از موارد با توجه به نوع روایت گری و توالی تصاویر به خوانش شخصی خواننده از متن منجر خواهد شد. تصویر در هنر مکتوب با مشارکت خواننده ساخته می‌شود و تصویرگرایی این قابلیت را دارد تا حتی امکان تصور چیزهایی هم که وجود خارجی ندارند برای خواننده فراهم شود. حافظه‌ی بصری خواننده در تجسم تصویر در هنر مکتوب نقش به سزایی دارد و حتی می‌توان ادعا کرد که در مواجهه با یک پدیده‌ی واحد به تعداد خوانندگان متن، امکان تصورهای متفاوت وجود دارد. به‌طور مثال اگر بگوییم یا بنویسیم «برج ایفل» می‌توان ادعا کرد که هر شخص این سازه را با توجه به پیش‌زمینه‌های ذهنی و تصویری‌اش به شکلی متفاوت نسبت به افراد دیگر تجسم خواهد کرد.

در متن پیش رو به ذکر چند نکته که توجه به آن‌ها سطح بیانی متن را ارتقا می‌دهد، اکتفا خواهد شد.
در بیت «قسمتت بود اینکه لال شوی، یا که مابین لال ها باشی / قسمتت بود تا زنی نو زا وسط شهر آل ها باشی» واژه‌ی «مابین» انتخاب مناسبی برای تصویر کردن یک انسان در میان جماعت نیست و برای روشن شدن این عدم به‌گزینی واژگانی به مثال‌های «مابین پیچ و مهره» و «بین آدم‌ها» توجه کنید. «مابین» در بیان معیار بیشتر برای اشیا به کار می‌رود و در اینجا استفاده از «بین» بدون توجه به وزن عروضی انتخابی شایسته‌تر بود چراکه رویکرد متن به شخصیت (زنی نو زا) شیئیتی نداده تا رویکرد شیءگرایی باعث شود این نوع بیان، بیانی کامیاب باشد.
لطفاً توجه بفرمایید که هیچ دو واژه‌ی کاملاً هم معنایی در بیان وجود ندارند و الا حضور دو واژه‌ی کاملاً هم‌معنا در زبان هیچ ضرورتی نداشت.
در بیت «ارزشت را کسی نمی فهمد، سرنوشت بدی ست وقتی که / صندوق گنج تا ابد پنهان در دل آشغال ها باشی» واژه‌ی «صندوق» را به‌ضرورت وزن بایستی (Sandogh) خواند که این باعث دوگانگی در بیان شده است.
در بیت «توی شهری که مرده آینگی لاجرم باید انتخاب کنی/ یا به زیر غبار محو شوی، یا که از دستمال ها باشی» بایستی پرسش کرد که در صورت حذف حرف «به» از نیم مصراع «یا به زیر غبار محو شوی» چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و آیا این حرف اتفاقی را در متن رقم زده است؟ پاسخ این پرسش منفی است و به نظر می‌رسد وزن عروضی این حرف را به متن تحمیل کرده باشد، بنابراین حشو است.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.