انس با شعر امروز




عنوان مجموعه اشعار : شب افسانه ها
شاعر : محمد جواد انصاری


عنوان شعر اول : شکست
اشک هم ز کنج خلوت پیمانه پاکشید
تنها نه اشکْ، این دل دیوانه پاکشید

تا شعله های آتش و حیرت ، هماره شد
عرض فنا ، ز محفل پروانه پاکشید

در بزم شعر ، هیچم و با این غبار عشق
نقش عدم ز بزم ادیبانه پاکشید

هرشب خیال ماه ، شب افسانه می شود
در راه عشقْ ، عقلْ ، نُومیدانه پاکشید

(جز مرگ نیست چاره ی آفاق زندگی)*بیدل دهلوی
این راز سر به مهر ، حکیمانه پاکشید

عنوان شعر دوم : دفتر خاطره
شبی از نیمه گذشت و همه جا بارانی
کوچه و قلب و دل و خاطره ها بارانی
دفتر خاطره انگار به حرف آمده بود
خطی از جوهر مشکی و صدا ، بارانی

موج طوفان بلا بود که باز امده بود
بهر یادآوریِ آن مه ناز امده بود
ورقی خورد و شدم همسفر گوشه ی پیل
چه خیالی? چِقَدَر چشم نواز امده بود

دفتر خاطره این آتش بیداد ْ نشان
این سیاهی ستم در شب فرهاد ْ دلان
زخمه ی عشق به جان من بیچاره نواخت
این جفا پیشه به شب های غمآهنگْ نشان

تیشه ای بود به جا مانده ز اوهام زمان
خط پاییز به اوراق غم افزای خزان
جوهر تیره همان ماهیت روز ازل
نقشی افکند به خاکستر بی نام و نشان

ناتمام

عنوان شعر سوم : تک بیت
چون گل حسرت فدایی بهارانیم ما
غنچه ی ما در خزان ، با غم ، همآغوشیم ما

********
کوشش سیگار و قلیان هم نشد درمان غم
می، پناه اورد خلوت ناله ی افسرده را

********
شمع جانم ره سوزان بلا پیش گرفت
خامشی را به صبا, ساز و نوا پیش گرفت

تا که مهتاب شب افروز ز شب پرده درید
خواب رندانه ی من , راه فنا پیش گرفت

*********
اشک چشم است که از داغ فراقت زجگر ریخته ام
چهره ار وقت سحرگاه چو گل در غم مه ، بارانی است
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
یک غزل، یک چارپاره و چند تک‌بیت از شاعری که سابقه و تجربۀ سرودن خود را کمتر از یک سال نوشته است، خواندم. این شعرها حکایت از ذوق و استعدادی ذاتی دارند که شاعر برای رشد و پرورش آن چاره‌ای جز مشق بسیار ندارد. این مشق‌ها و تجربه‌اندوزی‌ها از مسیر مطالعۀ شعر حاصل می‌شود. مطالعۀ شعرهای سالم که از گذشته تا امروز در دایرۀ ادبیات این سرزمین آفریده و ماندگار شده است. البته پیداست که شاعر این شعرها مطالعاتی در ادبیات گذشته دارد و ذهن و زبان شعر او نیز اثرپذیرفته از همین آشنایی‌هاست. به این نکته دقت کنیم که از جمله فواید مطالعۀ شعرهای کهن، آموختن سلامت بافت نحوی شعر است و تقویت آن. فصاحت و بلاغت در شعرهای گذشتگان ذهن خوانندگان آن را ناخودآگاه با ظرایف زبانی و دستوری آشنا و مانوس خواهد کرد اما سلامت «نحو» تنها یکی از ارکان شعر است. شاعر برآیند مولفه‌های گوناگونی را در شعر خود متجلی می‌سازد که توجه به هریک از آن‌ها بسیار مهم و در شکل نهایی شعر بسیار اثرگذار است. موسیقی شعر، خیال‌انگیزی کلام، طرز ساخت ابیات و ساختار شعر، زبان و نوع نگاه شاعر در این فرآیند نقش‌های بنیادین دارند.
از شعرهای این شاعر جوان، می‌توان چنین دریافت که ایشان هنوز انسی با شعر معاصر نیافته‌اند و دنیای ذهنی و زبانی شعرهای دهه‌های اخیر هنوز وارد اشعار ایشان نشده است یا ایشان وارد تغییرات قابل اعتنای شعر روز نشده‌اند و اگر شعرهای شاعران نامدار روزگارمان را خوانده باشند، هنوز با جان‌شان نیامیخته است تا نشانه‌هایش در زبان شعرها متجلی شود. البته فراموش نکنیم که علاوه بر شعرخواندن، مطالعاتی دربارۀ شعر، تقویت نگاه دقیق و کسب تجربه‌های زیستی و آمیختن آن‌ها با ذوق و هوشیاری شاعر در ساخت شعر می‌تواند موثر باشد.
به برخی نکات در جزییات شعر این شاعر جوان توجه کنیم:
اشک هم ز کنج خلوت پیمانه پاکشید (اشکم ز کنج ...) وزن شعر با «اشک هم...» دچار مشکل است.
عرض فنا ، ز محفل پروانه پاکشید (مقصود از ترکیب «عرض فنا» چیست؟)
در راه عشقْ ، عقلْ ، نُومیدانه پاکشید (وزن روی کلمۀ «نومیدانه» دچار اختلال است)؛ در راه عشق، عقل چه نومید پاکشید.
این راز سر به مهر ، حکیمانه پاکشید (پاکشیدن راز؟! آن هم حکیمانه؟)
در شعر دوم، بند آغازین، تصویر و سخن و ساختی خوب دارد و چه خوب بود اگر این سلامت در تمام شعر حفظ می‌شد. از بند دوم، شعر دچار پریشانی می‌شود:
ورقی خورد و شدم همسفر گوشه ی پیل (همسفر گوشۀ پیل؟!)
این جفا پیشه به شب های غمآهنگْ نشان (؟)
در بند آخر نیز پراکندگی و عدم وضوح تصویر و معنا مخاطب را سرگردان می‌کند.
شاعر در پایان شعر دوم نوشته است: ناتمام. اگر این شعر را با این نگاه بخوانیم که هنوز قرار است بیت‌ها و بندهایی به آن اضافه شود، ممکن است تا حدودی نارسایی‌های معنایی بیت‌ها با این تصور توجیه شوند که در بیت‌های ناسروده برخی گره‌های معنایی باز شود. در غیر این صورت نمی‌توان گنگی و عدم وضوح برخی ابیات را در شمار ضعف‌های تالیف ندید. مثلا در بند سوم؛ دفتر خاطره که آتش بیدادنشان است و سیاهی ستم در شب فرهاددلان است، زخمۀ عشق به جان شاعر می‌نوازد و در ادامه جفاپیشه‌ای در شب‌های غمآهنگ نشان هم داریم که نمی‌دانیم کیست و چیست. آیا همان دفتر خاطره همچنان منظور است؟
تک بیت‌ها:
در اولین تک‌بیت: با توجه به تکرار ضمیر «ما»، این سوال ایجاد می‌شود که آیا این کلمه در بیت نقش ردیف دارد؟ در این صورت قافیه‌ای نیز باید باشد که نیست.

شمع جانم ره سوزان بلا پیش گرفت
خامشی را به صبا, ساز و نوا پیش گرفت (مقصود از این مصرع روشن نیست)
خواب رندانه ی من , راه فنا پیش گرفت (خواب رندانه؟!)
شاعر ارجمند و خوش‌ذوق ما بی‌تردید با اولین تجربه‌های سرایش روبه‌روست و در صورت انس یافتن بیشتر با شعر این روزگار و نیز راه‌دادن اندیشه‌هایی تازه به شعرهایش، در آینده‌ای نزدیک به آفرینش شعرهایی درخشان‌تر، جان علاقمندان به شعر و خوانندگان شعرش را به وجد خواهد آورد.
با آرزوی توفیق بیشتر برای ایشان.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.