مواظب کلیشه ها باشیم




شاعر : حمید رضا یوسفی فر


قهوه نوشیدم و دیدم که تو در فالِ منی
تو همان بخت قشنگی که در اقبال منی

برقِ چَشمان تو را دیدم و دیوانه شدم
عشقِ هر ساعت و هر روزه و هرسال منی

خواب دیدم تک و تنها لب دریا هستیم
من به دنبال تو هستم، تو به دنبال منی

تو نمایانگرِ تصویر من هستی ای عشق!
مثل یک آیِنِه ای، جلوه ی تمثال منی

از ازل خاکِ گلم را به تو آغشته خدا
من فقط مال تو هستم ، تو فقط مال منی
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزل حمیدرضا یوسفی فر، نشان دهندۀ توانمندی ها و ذوق او در شعر است. حق این است که به این شاعر بیست ساله آفرین بگوییم و او را بخاطر سلامت زبان، احساس و شاعرانگی شعرش تشویق کنیم. فعلاً حمیدرضای عزیز همینقدر تمجید و تعریف را از ما قبول کند چرا که قصد داریم دربارۀ آسیب‌هایی که ممکن است در شعر او دیده شود و بعدها برجسته تر شود، حرف بزنیم. شاعر خوب شاعری است که بتواند، راه های نرفته را کشف کند و به مدد گام هایی که خود در شعر بر می دارد، رشد کند. شعر یک شاعر خوب شناسنامه دارد و دیگران نمی توانند آن را به اسم خود سند بزنند یا اینکه شعرهایش را با دیگری اشتباه کنند. یک ویژگی شعر خوب این است که از کلیشه‌ها تا جایی که بتواند دوری می کند یا اینکه سعی می کند در دل کلیشه هایی که به سنت های ادبی بدل شده اند، نگاهی تازه و کشفی مختص به خود بیابد. مثالی بزنیم داستان عشق افسانه ای لیلی و مجنون را همه خوانده ایم. معمولاً همۀ شاعران هم سعی کرده اند از این داستان در شعرهای خود بهره ببرند. حسین منزوی به عنوان یک شاعر خلاق وقتی به این داستان برخورد می کند، کلیشۀ همیشگی لیلی و مجنون را نمی‌بیند. او به قسمتی از این داستان نگاه می کند که کمتر توجه دیگران را به خود جلب کرده است. می دانیم که لیلی را به شوهری مردی تاجرپیشه به نام ابن السلام داده اند. منزوی می گوید: لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد/ عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد. داستان لیلی و مجنون قرن ها در برابر چشم همه بوده است اما کسی که ابن السلام داستان را دیده است و در شعر زنده کرده است، منزوی است. شعر حمیدرضا یوسفی فر می تواند به شعری رشک برانگیز تبدیل شود به این شرط که شاعرش راهی را در شعر برگزیند که منزوی برگزیده بود: دوری از کلیشه‌ها و اهمیت دادن به کشف های تازه. به نظر شما تابحال چندصد بار در غزل های امروزی، هرجا حرف از قهوه شده است، بلافاصله دربارۀ فال صحبت شده است؟ استفادۀ کلیشه ای از قهوه و فال در این غزل نقطه ضعفی است که بخصوص در مطلع توجه مخاطبان را به خود جلب می کند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
حمید رضا یوسفی فر » دوشنبه 09 مرداد 1396
سپاس از شما استاد گرامی جناب شفاعی عزیز از لطف و نقد به جا و راه گشایی که داشتید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.