عدم تناسب زمان فعلها، روایت را مختل می‌کند




عنوان مجموعه اشعار : بینام
شاعر : زهرا غلامی


عنوان شعر اول : بینام
تاریک کردی آسمانم را
تا گم کنم نام و نشانم

لبخند هایت جنس باران بود
گم کرده ام رنگین کمانم را

از آسمان دستی تکان دادی
وقتی شکستی نردبانم را

با چشم های سبز زیتونیت
تو تلخ کردی داستانم را

مثل شکر در چای صبحانه
هم میزدی روح و روانم را

هربار گفتم دوستت دارم
گس کرده ای طعم دهانم را

روزی غزل هایت برای غیر
آرام میگیرند جانم را

چایی خودش حل میشود در سم
سر میکشم من استکانم را

زهرا غلامی

عنوان شعر دوم : بینام
خالی

عنوان شعر سوم : بینام
خالی
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
عدم تناسب زمان فعلها، روایت را مختل می‌کند
ابتدا درودتان می‌گویم
غزل دلنشینی است در بحری کوتاه و قافیه‌ای خوش. معلوم است شاعر به اندازه کافی مهارت دارد. وقتی وزنی کوتاه با بحری اینچنین انتخاب می‌شود باید زبده‌ترین و ویژه‌ترین کلمات در شعر ریخته شود. یعنی هیچ جایی برای کلمه زائد یا حشو وجود ندارد. این اصل، البته در تمامی قالبها و وزن‌ها باید اجرا شود اما در وزن‌های کوتاه به خاطر تعداد کلمات هرمصراع، اگر کلمه‌ای زابد یا حشو وجود داشته باشد خیلی زود خودش را نشان می‌دهد؛ ضمن آنکه چون شاعر در شرایط معمولی هم با کمبود فضا برای بیان مقصودش مواجه است اگه بخواهد کلمه‌ای حشو و غیرضروری را هم در جمله بیاورد سختی کارش دو جندان می‌شود زیرا فضایی کافی برای بیان همه اندیشه در محور افقی شعر وجود ندارد. شاعر باید جندان ماهر باشد که از پس چنین اوزانی برآید. انصافاً این شعر این ویژگی را دارد. ردیف کوتاه (را) برای چنین وزن و چنین غزلی کاملاً هوشمندانه بوده است. غزل با مطلع خوبی آغاز می‌شود؛ اما بیت دوم در ادامه و راستای مضمون و فضای بیت اول نیست. در بیت مطلع، شاعر از کسی گلایه می‌کند که روزگار او را سیاه کرده است اما در بیت دوم، لبخندهای او را از جنس باران می‌داند که تصویر بیت دوم، تصویر مثبتی ارزیابی می‌شود. با این‌حال ادامه این تصویر ( بیت دوم)، مخاطب را به جایی نمی‌رساند . اینکه لبخند او از جنس باران بود یک چیز است و اینکه من رنگین کمانم را گم می‌کنم از جنس دیگر. عدم تطابق زمانی افعال در این بیت نیز خودش موضوعی است که جای تأمل دارد. ناگفته نماند که رعایت نکردن همزمانی افعال، در بعضی ابیات بعدی شعر هم تکرار می‌شود. به هر تقدیر اینکه شاعر، از " بود" ماضی ساده به "گم کرده‌ام" (ماضی نقلی) در مصراع دوم می‌رسد می تواند چالش شعر باشد.
بیت سوم با تصویر نابی شروع می‌شود یعنی کسی به آسمان برسد و نردبان ترقی و ارتقا را بشکند. این در نوع خودش عالی است اما این چه ارتباطی می‌تواند با شعر و فضای شعر داشته باشد. در واقع مخاطب باید چه حسی از این بیت بگیرد. آیا منظور شاعر این است که او باعث رشد و تعالی طرف مقابلش شده است؟ پس شکستن نردبان چه معنی دارد؟ آیا طرف مقابل -که شاعر از او حرف می‌زند- بالا رفته و نخواسته که شاعر را هم با خود ببرد؟ این ها سوالاتی است که خوب بود شاعر در شعرش به آنها جواب می‌داد یا ارتباط بهتری با ابیات بالا داشت. از سویی دیگر آیا این دست تکان دادن را باید به چه معنا بگیریم؛ یعنی مثبت یا منفی؟ یعنی گاهی آدم برای کسی دست تکان می‌دهد تا او را شاد کند و گاهی به نشانه فخر فروشی و پایان ارتباط با طعنه برای کسی تکان می‌دهد و مشخص نیست کدام ایندو منظور شاعر بوده است.
بیت چهارم: ارتباط معنایی کلمات" تلخی و زیتون" می‌تواند قابل درک باشد؛ اما چرا شاعر باید با تعریف از چشم‌های زیتونی طرف مقابلش، داستانش را تلخ کند. تکرار ضمیر "تو" در این بیت و ضمیر "من" در بیت آخر یعنی "سر می کشم " زائد است و صرفاً برای پر کردن وزن آمده است.
در بیت پنجم: باز با فعلی مواجه هستیم که با افعال پیشین از نظر زمانی تناسب ندارد؛ یعنی تا اینجا غالب افعال و تم داستان به زمان گذشته مربوط است اما در این بیت با فعل "می‌زدی" همه چیز به هم خورد. این اتفاق را می‌توان در بیت بعد و فعل "گس کرده‌ای" نیز دنبال کرد.
در مجموع شاعر علیرغم تلاش شایسته‌اش برای تصویرهای زیبایی که خلق کرده؛ نتوانسته در زمان جملات، یکدستی و یکنواختی ایجاد کند.
امیدوارم با دقت بیشتر و وسواس دوچندانی که ازاین بعد چاشنی کارش خواهد کرد، شاهد شعرهای بهتر و زیباتری از این شاعر جوان باشیم.
باقی بقایتان!

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.