به طرف عمق حرکت کنید




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : زهره داوودی


عنوان شعر اول : من و درد
منم باران رعدآسای پر درد
تو کوه سنگی آرام و خونسرد

منم در حسرت یک کافه با تو
تویی در فکر شوخی با فلان فرد

من و هر شب پیامک... قلب قرمز
و تو در پاسخش.... یک شکلک زرد

تو در قلبت هزاران عشق داری
ولی من کنج قلبم عشق یک مرد

تو هر شب صید صدها دام هستی
و من صیاد پوچ و مست و شب گرد

بیا و کج بشین و راست گو باش
ببین این منطقت با من چه ها کرد

که من آن دختر شاداب بودم
که دنیا را به خنده شاد می کرد

و حالا روح زندانی جسمم
که کم کم می کنم این جسم را طرد

و سهم بیت آخر از تو این است:
من و درد و من و درد و من و درد

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر بیان گاهی بیان احساسات ساده و پاک انسانی است. شعری که از دل برمی خیزد و بدون آداب و ترتیب با مخاطبانش رو به رو می شود و آن ها را در احساسات شاعر همراه و شریک می کند. شعرهای باباطاهر عریان و بسیاری از دوبیتی سرایان در طول دوره های مختلف ادب فارسی این خصیصه را دارند که در آن ها شاعر سعی می کند احساسات خود را بدون درگیر شدن در پیرایه‌های مختلف به مخاطب منتقل کند. شعر این دوست شاعرمان هم همین ویژگی را دارد. شاعر دلش از موضوعی به درد آمده و این درد را در شعرش متجلی کرده است. همۀ بیت های شعر نشان دهندۀ این است که شاعر شکواهایی بر زبان نیامده دارد و آن‌ها را با لحنی تلخ و ناراحت بر زبان می آورد و در همین سطح می تواند با مخاطب ارتباط خوبی برقرار کند. این توانایی خوبی برای یک شاعر است اما یک خطر برای او نیز به همراه دارد. گاهی ممکن است شاعر بعد از مدتی سطح توقعش از شعر در همین حد پایین بیاید. یعنی فکر کند که شعر تنها وسیله ای برای بیان احساسات شخصی و گلایه‌های فردی است و دیگر هیچ سویه و جهتی دیگر در شعر او پیدا نشود. یعنی اینکه شاعر دچار ساده انگاری دربارۀ شعر شود و از کارکردهای اجتماعی و اندیشگی شعر غفلت کند. به عبارت دیگر بعد از مدتی در شعر او چیزی جز همین گلایه ها و احساسات فردی پیدا نشود. واقعیت این است که احساس و عاطفه یکی از ارکان شعر است اما هیچ شعر ارجمند و ماندگار و هیچ شاعر بزرگی نیست که بدون داشتن پشتوانه های فکری عمیق و قابل اتکا، ماندگار باشد. در شعرهای سادۀ باباطاهر، لایه ای از تفکر عرفانی در شعر او وجود دارد که باعث شده است، این دوبیتی های ساده و بی ریا در طول تاریخ ماندگار باشد. باباطاهر تنها به گلایه ای از معشوق که چرا او را از یاد برده است و در قلبش کسان دیگری هم هستند، بسنده نکرده است بلکه خودش را هم شماتت می کند که به دنبال دیده رفته است و در پی آن است که خنجری از فولاد بسازد تا بر دیده زند تا دل آزاد گردد. این، یعنی اینکه شاعر یک مرحله از بیان صرف احساساتش فراتر رفته است. این نگاه به شعر را اگر در شعرهای آیندۀ شما نبینیم، احتمالاً پس از مدتی شعرهایتان قابل حدس زدن می شود و دست شاعر پیش مخاطب رو خواهد شد و شاعر همراهی مخاطب را از دست خواهد داد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.