از قرنها تجربه شاعری دیگران بهره ببریم




عنوان مجموعه اشعار : بی مجموعه
شاعر : سعید علی زاده


عنوان شعر اول : فراموشی

خودم را می کنم سرگرم گاهی با فراموشی
که گاهی تکیه گاهم می شود ، تنها فراموشی

ندارد زندگی جز مرگ در دستان خود چیزی
سپرده ای مرا وقتی به یک دنیا فراموشی

ندارم آرزویی غیر مردن ... بی خیال
آخر
چه فرقی می کند ، بی دوست ، مُردن ، یا فراموشی

شبیه بچه های پشت هم این روزها اصلا
نمی سازد کسی با من خدا ، الّا فراموشی

بیاید تا اجل روزی سراغم ، لا اقل گاهی
عنایت کن به من قدری ، خداوندا فراموشی

سعید علی زاد

عنوان شعر دوم :


عنوان شعر سوم :
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می‌گویم
این غزل کوتاه، حاکی از ذهنی روشن و استعدادی قابل ملاحظه در حوزه سرودن است. کسی که نبض شعر زمان خود را می‌شناسد و تلاش می‌کند بر مبنای مقتضیات آن بسراید! سرودن با ردیف‌های اسمی -آنهم خوب سرود- مهارت خاصی می‌طلبد که شاعر این شعر، به‌خوبی از پس آن برآمده است. شاعر تلاش کرده در این شعر، گاهی تصویری، به بیان اندیشه‌اش بپردازد؛ البته کمتر از تصویرپردازی مدد گرفته است جز این بیت:
شبیه بچه‌های پشت هم ...این روزها اصلاً نمی‌سازد کسی با من خدا، الا فراموشی
درونمایه شعر کمی نامیدانه است و کاربرد واژگان "مرگ، اجل و مردن" در آن، به مثابه مرگ‌اندیشی شاعر نیست و مصراعاهیی مثل :
ندارد زندگی جز مرگ، در دستان خود چیزی ( در بیت دوم)
ندارم آرزویی غیر مردن ( در بیت سوم)
بیاید تا اجل روزی سراغم ...( در بیت آخر)
بیشتر سیاهی، تسلیم شدن و وادادگی را به ذهن می‌‌آورد.
اما از اینها گذشته چند نکته شاید بتواند به شاعر برای سرایش شعرهای بعدی اش کمک کند.
الف: خدا رحمت کند مرحوم محمدعلی مردانی، گاهی به ما می‌گفت شاعر باید هر کلمه‌ای را کنار کلمه دیگر قرار ندهد و به ترکیب معنایی یا شنیداری آن توجه کند. مثالهایی که می‌زد مثال های خوشایند یا مؤدبانه‌ای نبود اما -خوب یا ید-کاربردی‌اند. مثلاً می‌گفت بعد از فعل "بگو/ گو" از حرف اضافه "ز" یا کلمه ای که با" ز" شروع می شود استفاده نکنید. یا بعد از ادات شبیه مثل "چو" از کلمه‌ای که با حرف " س" شروع می شود پرهیز کنید.
بگو ز من چه دیدی؛ چرا ز من بریدی خزان بی بهارم همیشه بی قرارم
چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری

این نوع چینشها در شعر قدیم خیلی وجود داشت و هنوز وقتی با آنها مواجه می‌شوم، هم خنده‌ام می‌گیرد و هم ناخودآگاه به یاد مرحوم مردانی می‌افتم. اینها را برای این نوشتم که یادآوری کنم که مطلع شعر زیبای این شعر را به خاطر عبارت " خودم را می‌کنم" نمی‌پسندم (بدون شرح). از آن گذشته، تکرار دوباره کلمه "گاهی" در دو مصراع پشت سرهم در یک بیت، خیلی دلپذیر نیست!
در بیت دوم: ندارد زندگی جز مرگ در دستان خود چیزی/ سپرده‌ای مرا وقتی به یک دنیا فراموشی
در این بیت، فعل" سپرده‌ای" به ضرورت وزن باید به گونه‌ای خوانده شود که "ه" سپرده تلفظ شود؛ در صورتی که خارج از شعر ما این کلمه را به این شکل ادا نمی‌کنیم و در تقطیع معمولاً "س/ پر/ دِ/ ای یا م فا ع لن" تلفظ می‌شود.
در بیت آخر؛ کلمه "قدری" حشو است و بدون اینکه خللی به ساختار جمله و معنی وارد آید می‌تواند حذف شود. این کار زائد را در بیت چهارم با کلمه " خدا" نیز مشاهده می‌کنیم.
در واقع شاعر می‌توانست کمی هوشمندانه‌تر از کلمات استفاده کند و چینش‌های هنرمندانه‌تری داشته باشد.
اما یادمان باشد که این کار خیلی ساده و آسان نیست. حکایت ما حکایت کسی است که از بیرون گود به کسی که کشتی می‌گیرد می‌گوید "لنگش کن"! یک سراینده به‌طور همزمان، چندین کار را با هم انحام می‌دهد، یعنی منظورو هدفش را یا اصطلاحاً اندیشه و تفکرش را در قالب کلمات با محدودیت وزن و قافیه و ردیف و با استفاده از تصویرو خیال‌پردازی و با در نظر داشتن زیبایی‌های بصری و لفظی و معنوی به مخاطب ارزانی می‌دارد. البته که ممکن است دراین‌راه، به چالش‌هایی هم بر بخورد. معمولاً هرقدر شاعر، تجربه‌اش بیشتر می‌شود، در مسیر سرودن بر توانمندی‌‌اش افزوده خواهد شد و نوع برخوردش با هرکدام از این چالش‌ها متفاوت خواهد بود و خیلی از این‌ها را باز به صورت همزمان در حین سرودن و برخی را پس از سرایش اولیه در اصلاحات و تجدید نظرها رفع خواهد کرد.
اینحاست که به دوستان شاعر و بخصوص جوانترها توصیه می‌شود تنها به استعداد خدادادی‌تان تکیه نکنید و تا می‌توانید شعر بخوانید و شعر بخوانید؛ تا از تجربه‌های ده ها قرن شاعران گذشته استفاده کنید و آن هارا رایگان در شعرتان به کار بندید.
باقی بقایتان!

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۲
رعنا نوری » جمعه 17 اسفند 1397
چه نقد خوبی!
علی رضا احرامیان پور » دوشنبه 27 اسفند 1397
منتقد شعر
سپاس بانو/// امیدوارم فایده داشته باشد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.