از غزل تا سپيد




عنوان مجموعه اشعار : آیینه روح
شاعر : هاجر جعفری


قفسی ساخته ام در ذهنم
که در اندیشه ی تو حبس شوم
که در اندیشه ی آغوش تو من مست شوم
چشم ها را بستم
چشم ذهنم باز است
من تو را میبینم

خنده های نمکینت را هم میشنوم
تو به من میخندی

به خیالات عجیبم ،
به دلم میخندی

و من از دیدن لبخند قشنگت سر ذوق آمده ام



شعر دوم

شده از درد نبودش
دل تو
مثل یک فصل مه آلود
شود بارانی
روز و شب طوفانی
شده دنیای بزرگت
قفسی تنگ شود
آسمان در چشمت
سنگ شود
عشق کمرنگ شود
و تو در دنیایی
گام بگذاری
که در آن شور پریدن نیست
فرصت دیدن نیست
آسمان ابری و دلگیر
هوا بغض آلود
چشم آماده بارش
و دلت سنگ صبور


من در این واقعه ی تلخ
زمینگیر شدم
پلک بر هم نزده پیر شدم


شعر سوم

چشم بستم
که در اوهام خودم غرق شوم
خالی از درد شوم
و به مفهوم زمان فکر کنم

به
چرا رفت
چرا آمد از اول که بخواهد برود
به غم انگیزی دنیای خودم فکر کنم
من از آینده ی خود می ترسم
از جهان،
از دلِ سنگِ
خوبرویان جهان می ترسم

من به امید
به مرهم
به خدا محتاجم
که بگوید هستم
که از آینده و حال
از جهان هیچ نترس
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست با ذوق و علاقه مند ما، خانم هاجر جعفري كمتر از يك سال تجربه ي شاعري دارند. در همين مدت كوتاه، هم قالب غزل را تجربه كرده اند و هم اين بار سه شعر در قالب نيمايي فرستاده اند. از مطالعات اين دوست عزيز اطلاع چنداني نداريم. نمي دانم شعر كدام شاعران را بيشتر خوانده اند و با كدام قالب ها آشنايي دارند. به هر روي، همين شعرهاي ارسالي نشان مي دهد كه ايشان ذوق و استعداد خوبي دارند. اما داشتن ذوق و استعداد در هر زمينه اي، گام نخست است و اگر با تمرين و مطالعه و ممارست همراه نشود، در همان مراحل ابتدايي، متوقف مي شود و شكست مي خورد.
اين بار خانم جعفري سه شعر نيمايي فرستاده اند. در اين شعرها جرقه هاي خوب و اميدواركننده اي ديده مي شود از جمله:

خنده های نمکینت را هم می شنوم...
در اين سطر شاعر از آرايه ي «حس آميزي» استفاده كرده. يعني دو حس شنوايي و چشايي را با هم تركيب كرده( نمكين، مي شنوم) همين تفاوت در نوع نگاه، باعث شده تا اين سطر متمايز و زيباتر از سطرهاي ديگر اين شعر باشند. پس يكي از مولفه ها و تفاوت هاي شعر با كلام عادي و شاعر با مردم ديگر، همين متفاوت ديدن و به قول سهراب «جور ديگر ديدن» است.
هر قالبي كه براي سرودن انتخاب مي كنيم، قواعد و اصول مربوط به خود را دارد و ما ملزم به رعايت آن هستيم. نمي دانم ايشان تا چه اندازه با قواعد و اصول قالب نيمايي آشنايي دارند. اما بد نيست بدانند كه قالب نيمايي چند ويژگي مهم دارد. اولين نكته اين است كه در اين قالب مصراع ها باهم مساوي نيستند. مثلا ممكن است در يك مصراع يك كلمه داشته باشيم و در مصراع بعدي چند كلمه. نمونه اش را از شعر خود ايشان مثال مي زنم:

خنده های نمکینت را هم میشنوم
تو به من میخندی
به خیالات عجیبم ،
به دلم میخندی
و من از دیدن لبخند قشنگت سر ذوق آمده ام
دومين نكته اين است كه اين قالب هم مثل قالب هاي كلاسيك وزن عروضي دارد اما وزن آن مي تواند كوتاه يا بلند شود و نكته ي سوم كه بسيار بسيار مهم است، نوع نگاه شاعر به پديده هاست. در شعر نيمايي نگاه شاعر به پديده ها، عيني است. او جزئيات پديده ها و موضوعات را مي بيند و روايت يا توصيف مي كند. بر خلاف شعر كلاسيك كه ذهني بود. در آن بيشتر شاعر كلي گويي مي كرد و كمتر به مسائل عيني وارد مي شد. علاوه بر اين، در قالب نيمايي هرجا هم شاعر احساس نياز كند مي تواند از قافيه استفاده كند و مثل شعر قديم، قافيه جايگاه ثابت و مشخصي ندارد. حالا برگرديم به شعرهاي خانم جعفري و ببينيم چقدر به اصول شعر نيمايي پاي بند بوده اند.
اصل كوتاهي و بلندي مصراع ها رعايت شده:

من در این واقعه ی تلخ
زمینگیر شدم
پلک بر هم نزده پیر شدم
هم چنين در اين بند و چند بخش ديگر، از قافيه نيز استفاده شده است. البته اشكالاتي جزئي در نحوه ي مصراع بندي سطرها مشاهده مي شود كه به نظرم به مرور و با تمرين بيشتر، در آينده حل خواهد شد. نيز نگاه شاعر كه ذهني و همراه با كلي گويي ست بايد تغيير يابد.
دوست عزيزمان بايد بسيار و بسيار شعر بخوانند تا به شكل غيرمستقيم اين قواعد را بياموزند. شعرهاي شفيعي كدكني، قيصر امين پور و ساير نيمايي سرايان موفق را حتما بايد بخوانند. براي ايشان آرزوي موفقيت داريم.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.