کشف هنری و کنش ادبی




عنوان مجموعه اشعار : بینایی مشروط
شاعر : مازیار چابک


عنوان شعر اول : 1
گل کرد
سیگار دست سرباز
شراب در گونۀ دشمن

آن گل
که از لوله درامد
گلوله شد

عنوان شعر دوم : 2
بینایی مشروط به عینک
شکستن اعتصاب غذا
به اجبار نمردن است
اگر به مرگ من باشد
فقط
عینکم را بشکنید

عنوان شعر سوم : 3
دریا
همیشه از سنگ هایی خورده
که روزی
نمکش را خورده بودند
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
تلاش شاعر اگر از پس کشف ها و کنش ها و تولید به کلیتی شاعرانه که مخاطب را اقناع کند ختم نشود، تلاش عقیمی بوده است. بر این اساس برای من دو شعر نخست، به آن کلیتی که باید، ختم نشده است و تنها در شعر کوتاه سوم است که بازخورد کمرنگی در شعر قابل وصول است. «مازیار چابک» این بخت را دارد که توان مسلّم ادبی خود را که اتفاقاً در آفرینش هایی هم چون سطرهای زیر مشهود است افزایش دهد و با اشراف بر شرایط شعر و ظرفیت های شکلی و تجمیع اندوخته های تجربی و مطالعاتی خود به سطحی ممتازی از تولید برسد:
-«شراب در گونه ی دشمن» (که ای کاش با حذف "در" به آن تشخیص و تفرد بیشتری ببخشد
-«گلی که گلوله شد»
آن چه که مرا به عنوان یک مخاطب از کلیت شعر جناب چابک دور می کند رفتار مکانیکی او با پدیده ها و اتفاقاتی است که در شعر نمود پیدا کرده اند. قاعدتاً تزریق چاشنی های زبانی، روابط تصویری و توسل به عواطف و هیجانات حسی می تواند در دوربردتر کردن تیر پرتابی اندیشه ی او موثر باشد. این موضوع به خصوص در شعر دوم که شاید به سختی بتوان آن را یک اثر ادبی نامید به چشم می خورد. در واقع یکی از راه های علاقمند کردن مخاطب و تعلق آفرینی به متن برخورداری متن از حال و هوای تغزلی یا شبه تغزلی، استفاده به هنگام از زبان محاوره و تکنیک های اجرایی است که در زیر به نمونه هایی برای روشن تر کردن موضوع اشاره خواهیم کرد. نمونه های زیر از نظر تجربه ادبی و زمان سرایش با تجربه و سن شاعر حدوداً تطابق دارد و می تواند هم فضایی ایجاد کند.
- کاش کتابی در کتابخانه ات بودم
حرفی میان امضایت
کاش می دانستم پرنده ها به بال های خود چه می گویند
این یکی به آن یکی چه میگوید که با هم راه می افتند در آسمان... (سیاوش سبزی)
- گاو ها اطفال معصومی هستن
که از دروغ های بزرگ ما شاخ درآورده اند
ای گاوها
من با هیچ کاردی نسبت خونی ندارم (صمد آبروشن)
در شعر سوم بخشی از این توصیه ها محقق شده است از آن جمله می توان به کارگیری عبارت «همیشه از سنگ هایی خورده»، «نمک کسی/چیزی را خوردن» که کارکرد محاوره ی زبان را در خود دارد اشاره کرد.
امیدوارم در آثار بعدی دوست عزیز به نکات و توجهات دیگری روبرو شویم.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.