کار سختی در پیش گرفته‌اید اما امیدوار باشید




عنوان مجموعه اشعار : رباعی
شاعر : امین کنونی


عنوان شعر اول : رباعی
گفتند که این است ولی او آن بود
می گشت میان شهرو در زندان بود
می مردو به زندگی بشارت می داد
انسان انسان او انسان بود
………
دیدی که تلاطم چه به روزت آورد
این آمد و رفت ها زمین گیرت کرد
از جانب دریا تو چه خیری دیدی
ای رود بیا به پشت کوهت برگرد
…………
ای کاش بگیرد این دیاران را برف
لشکر بکشد به شهرمان فردا برف
آنقدر گلوله بر سر هم بزنیم
تا کشته شویم در خیابان با برف
………


عنوان شعر دوم : رباعی
دربستر ما عقاب جریان دارد
تیغ خوش آفتاب جریان دارد
عریانی آتشیم در کوچه ی سرد
در ما شب انقلاب جریان دارد
…… ..
این پشت پر از دشنه ی هر نامرد است
این زخم همیشه بی بروبرگرد است
این قرعه به نام دایره افتاده
از هر طرف این درد بخوانی درد است
…………
با ماه بلند آسمان بیرون زد
با جفت قشنگ بوکشان بیرون زد
آمد لب رود تا لبی تر بکند
تمساحی از آب ناگهان بیرون زد
………… .



عنوان شعر سوم : رباعی
در رگ رگ ریشه های او غیرت مرد
هرجای تنش که دست بگذاری درد
هر چند که شاخه هایش از سنگ شکست
اما به همه میوه تعارف می کرد
………
دل بند سرت بند پرو بالت بند
بیت الغزل معرفت فالت بند
ای بلبل کاموایی قاب نشین
پرواز تو چون قصه ی هر سالت بند

…………
از قصه ی راه جستجویی مانده
از آن همه گفتگو مگویی مانده
مرده ست پلنگ و در ته چشمانش
نقشی از ماه روبرویی مانده
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
کار سختی در پیش گرفته‌اید اما امیدوار باشید
ابتدا درودتان می‌گویم
انصافاً رباعی‌سرایی کار چندان آسانی نیست. مخاطب در غزل و سایر قالب‌ها انتظار دارد در طول شعر، گاهی با ابیات درخشانی روبه‌رو شود و اصطلاحاً شوک به او بدهد. وجود شاه‌بیت‌ها یا بیت‌الغزل‌ها تقریباً همین کار را می‌کردند؛ اما در رباعی چون گزیده‌گویی است و همه اندیشه باید در 4 مصراع و نهایتاً در دو بیت خلاصه شود مخاطب می‌خواهد همه این 4 مصراع را با جان و دل در ذهن بسپارد؛ همین "در ذهن سپردن" خودش مصیبتی است برای رباعی! چون رباعی همه‌اش دو بیت است و نمی‌شود بخشی از آن به ذهن سپرد و از مابقی آن صرفنظر کرد. با این حساب این چهار مصراع، باید قابلیت به ذهن سپردن و ارزش ماندگاری در ذهن را داشته باشد. پس کار آسانی نیست. در واقع می‌شود گفت رباعی‌سرایی نوعی فوق دکترای شعرست؛ وگرنه سروده‌های شاعر بر باد فنا خواهد رفت و تنها سینه سپید کاغذ را سیاه خواهد کرد و بس.
از آنچه که از این شاعر محترم ‌خواندیم نشان می‌دهد که ایشان علاقمند است به صورت تخصصی به رباعی بپردازد؛ پس کار سختی در پیش گرفته و قطعاً با آگاهی پا در این میدان نهاده است. برای او که به لطف تلاش‌ها و تجارب ارزشمندش الحمدلله از گذر ابتدائیات رباعی عبور کرده است توصیه می‌کنم:
اولاً: تلاش کنیم مفاهیم ارزشمندی را به دنیای رباعیات خود وارد کنیم! رباعی مجال هر نوع موضوعی نیست. بگذریم که در این سالها برخی از شاعران با رباعی هرکاری کرده‌اند، از هزل و طنز گرفته تا روضه در آن تجربه شده است.
ثانیاً : باید از فرم و کارهای فرمیک به اندازه و به قاعده در این قالب تُرد و لطیف بهره برد. اقتضای شعر امروز، این نیست که بگوییم شاعر از کارهای فرمیک دوری کند یا از آن بی‌بهره بماند اما در رباعی می‌توان دست به عصاتر بود!
ثالثاً: توجه به موسیقی کناری یعنی قافیه و ردیف، در رباعی باید دوچندان بلکه چند برابر باشد. چون هم طول شعر کوتاه است و هم محدودیت کمتری از نظر تعداد کلمات قافیه دارند. گذشته از این، به لحاظ موضوعات خاصی که معمولاً برای رباعی انتخاب می‌شود توصیه می‌کنیم از قافیه های محکم‌تر، جاندارتر، پر مایه‌ و موسیقیایی‌تر استفاده شود. ردیف، در رباعی اگر نگویم اجباری و الزامی است؛ اما اطمینان دارم خیلی کارگشا ست. چون یک جور چفت و بست به شعر می‌دهد و خوش‌آوا می‌کند آن‌را، بنابراین ردیف‌های بکر و متنوع می‌تواند رباعی‌های شما را در ذهن‌ها ماندگار کند. در مجموع، روی قافیه و ردیف‌ها بیش از پیش دقت کنید و به هر قافیه‌ای و هر نوع ساده‌انگاری در رباعی تن ندهید!
رابعاً: موسیقی رباعی از یک نظر محدود است. یعنی همان وزن مشهور "مفعول مفاعیل مفاعیل فعل" . گرچه در همین یک بحر موجز 12 زیر وزن وجود د ارد و به شیوه مرحوم دکتر ناتل خانلری، با کم و زیاد کردن هجاها 24 زیر وزن ایجاد می‌شود و همین ظرافت در موسیقی و عقب و جلو کردن هجاها و استفاده از قانون اختیار تسکین باعث می شود که در محور افقی رباعی، طول هر مصراع از 10 تا 14 هجا متغیر باشد که خودش یک جور مانور است برای شاعر. با این حال وزن، همان وزن مشهور است پس محدودیم! در چنین مواردی؛ معمولاً توصیه می‌شود شاعر از موسیقی درونی و کلمات هم‌آوا و واج‌آوایی و هارمونی درون متنی بیشتر بهره ببرد .
خامساً: به فکر ضربه نهایی و مصراع اصلی در رباعی‌تان باشید. کشیدن ماشه در وقت خودش و زمان مناسب از ترفندها و مهارت‌هایی است که شاعر رباعی‌سرا باید بر آن واقف باشد. و اما در کنار این توصیه‌های کلی:
در رباعی اول: مصراع چهارم؛" انسان، انسان، او انسان بود" یک انسان در تایپ علی‌الظاهر جاافتاده است.
در رباعی دوم: اگرچه شعر ردیف ندارد و با کلمات قافیه تمام می‌شود اما تکرار ضمیر ت در کلمات قبل ازقافیه مثل روزت ، گیرت و کوهت، کمی به چشم می‌آید . و ایکاش به‌گونه‌ای دیگر می‌آمد. در واقع تکرار ضمایر پیوسته "ت:"، موسیقی کناری شعر را بی‌اثر یا حداقل کم اثر کرده است. در این رباعی دو ضرب‌المثل" از ... چه خیری دیدی" و "به پشت کوه برگرد" با آنکه ابتکاری نیست اما در ترکیب این شعر خوش نشسته‌است.
رباعی سوم: کلمه "دیاران" اگرچه به ظاهر جمع فارسی با" ان" درست است اما چنین کلمه ای تاکنون مسموع نیفتاده است.
رباعی پنجم" در مصراع سوم، معنی قرعه به نام دایره افتادن را درک نکردم.
و مصراع چهارم "از هر طرف این درد بخوانی درد است" باید در واقع "درد را بخوانی" باشد و "رای مفعولی" جا افتاده و جمله را از نظر دستوری دچار اختلال می‌کند.
رباعی ششم: بیت اول به نظر ضعیف افتاده و نتوانسته زمینه‌ساز خوبی برای بیت دوم و به خصوص مصراع چهارم باشد.
رباعی هفتم: مصراع دوم، سفید خوانی در این مصراع خیلی مناسب نیست و حذف فعل بدون توجیه انجام شده است.
رباعی هشتم:به نسبت سایر رباعی‌ها این شعر خیلی ضعیف‌تر و نارساتر است.
رباعی نهم: قافیه مصراع چهارم در این رباعی، نمی‌تواند بار معنایی مورد نیاز شاعر را به دوش بکشاند.
باقی بقایتان!

منتقد : علی رضا احرامیان پور




دیدگاه ها - ۲
علی رضا احرامیان پور » دوشنبه 13 اسفند 1397
منتقد شعر
متشکرم
امین کنونی » شنبه 11 اسفند 1397
سپاسگزارم از نقد سودمندتان. در رباعی پنجم به تصویر دایره که آغاز و پایانش یکی است با واژه ی "درد" که از هر طرفش بخوانی باز هم درد است نظر داشته ام.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.