ردّ تسلط قافیه




عنوان مجموعه اشعار : طرح معماري نباشد، سازه مي خواهد چکار
شاعر : علی اسماعیلی


عنوان شعر اول : خواهم که نخواهم هیچ

تنگِ ماهي آب بي اندازه مي خواهد چکار
جذر و مدّش بيش ازين آوازه ميخواهد چکار

دل به دل راهي اگر دارد نَهان دركويِ عشق
شهرِ ما همشهريان دروازه مي خواهد چکار

هرکه همچون من ندارد غيرِ خود خواننده‌اي
دفتر شعرش دگر شيرازه مي خواهد چکار

کلکِ اين شاعر بگيرد جوهر از ابرويِ يار
نسخِ امروزي وليکن بازه مي خواهد چکار

سر پناهم زلف محبوبست و آن هم اي دريغ
طرح معماري نباشد، سازه مي خواهد چکار

چون شقايق ، من خُمار از چشم خمّارم دلا
ورنه خواب آلودگي خميازه مي خواهد چکار

عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
این شعر کوتاه در قالب غزل شکل یافته است و محتوایی تغزلی نیز دارد. یکی از نقاط قوت این شعر، مطلع آن است که شروع شعر را به قوت شکل بخشیده و البته انتظار مخاطب را نیز با همین شروع خوب، بالا برده است. این قوتمندی، در دومین مصرع و در همان آغاز شعر، ناگهان به سطحی نه‌چندان مطلوب تنزل می‌یابد. دقت کنیم که اندیشه‌ای تلنگرزننده در مصرع اول، در مصرع دوم وارد فضایی نارسا و گنگ می‌شود. زیبایی این سخن: «تنگنای یک ظرف کوچک که ماهی در آن قرار گرفته است، با آب بسیار، رفع نخواهد شد» در مصرع دوم ادامه نیافته است. مصرع دوم گزینش دقیقی در کلمات و چینش سالمی برای شکل بخشیدن به معنایی دقیق ندارد. ضمیر متصل به «جذر و مد» را اگر با توجه به معنای کلی بیت، راجع به «آب» بپذیریم، آن‌گاه با این پرسش مواجه خواهیم شده که این جذر و مد چه آوازه‌ای داشته است که اکنون بیش از آن آوازه را نمی‌طلبد؟ دومین بیت این غزل، بیتی است که معنا و ساخت خوشی دارد. هم ردیف هم قافیه هم ساخت و محتوای بیت همگی در وضعیت مطلوب و خوبی هستند. بیت سوم نیز چنین است با این نگاه که زبان و محتوای بیت تا حدی می‌تواند به طنز یا طعنه نزدیک شده باشد. بیت چهارم محتوایی خوش دارد و زبانی نارسا. تصویر جوهر گرفتن کلک از ابروی یار به نظر بنده از منظری می‌تواند نامتناسب باشد چرا که ابرو اگرچه دست‌آویزی برای اغراق در شعر شاعران است و در این بیت می‌تواند رنگ‌دهنده به جوهر باشد اما تصور این تصویر و تجسم آن اندکی دور از ذهن به نظر می‌آید. مقصود شاعر از مصرع «نسخ امروزی ...» که با «ولیکن» به مصرع قبل مرتبط شده است، برای بنده واضح نبود. بیت ماقبل آخر که سخن از زلف محبوب دارد که شاعر آن را سرپناه خود دانسته است، باز مصرع دومش به خوش‌ساختی و سلامت مصرع اول نیست و همین وضعیت در بیت پایانی نیز دیده می‌شود:
چون شقايق ، من خُمار از چشم خمّارم دلا
ورنه خواب آلودگي خميازه مي خواهد چکار
شاعر گل شقایق را در حال خمیازه کشیدن وصف کرده است و این وصف قابل قبول است، در جمله‌ای دیگر نیز خود را خمار از چشمی وصف کرده و این نیز قابل قبول است. مرتبط ساختن خود با گل شقایق نیز قابل پذیرش است؛ شاعر خود را مانند شقایقی خمار در حال خمیازه کشیدن توصیف می‌کند اما محتوای مصرع دوم چندان قابل توجیه نیست؛ «خواب‌آلودگی خمیازه می‌خواهد چه کار» در حالی که معمولا خواب‌آلودگی با خمیازه همراه است. ربط منطقی یا هنری میان این دو مصرع برقرار نشده است.
این غزل می‌تواند معرف ذوق و توانمندی شاعری باشد که ضمن دارایی کمترین تجربه‌ها در سرایش، بیشترین توانایی را متجلی ساخته است. برخی بیت‌ها غلبهٔ قافیه بر ذهن شاعر را نشان داده‌اند و شعر را از طبیعی بودن دور کرده‌اند. در مجموع ذوق و تسلط شاعر با وجود کوتاهی زمان تجربه‌اندوزی ایشان نشانهٔ مطالعات و علاقمندی و توانمندی شاعر است.
برای ایشان آرزوی موفقیت می‌کنم.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۲
فریبا یوسفی » شنبه 31 فروردین 1398
منتقد شعر
سلام. موفق باشید
علی اسماعیلی » جمعه 30 فروردین 1398
سلام دستتون درد نکنه، بینهایت سپاسگزارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.