شعر جز اتفاق و ابتکار نیست




عنوان مجموعه اشعار : دلنوشته ها
شاعر : مسعود اویسی


عنوان شعر اول : تازگي ها هر شب قصّه اي مي خواهد...
دختري دارم من بهتر از مومِ عسل!
بهتر از هر بيتِ همه دنياي غزل!

تازگي ها هر شب قصّه اي مي خواهد...



- بابايي جون امشب قصّه ي دريا بگو.

[در نگاهش دريا واژه اي تنها بود
وسعتِ يك بركه وسعتِ دريا بود]

+ دخترم درياها بي نهايت زيبان
همه ي آدم ها عاشقِ درياهان

وقتي كه موج مياد
ساحلِش مي خنده
با همه غم هاي تو دلِش مي جنگه

دخترم درياها مهربون و شادن
ساكتن وقتي كه لب به لب فريادن

بعضي وقتا كه منم گريه دارم بابا...
همه ي غم هام رو
ميندازم تو دريا

دخترم درياها
پُرَن از مرواريد
ميشه از موجاشون
آسمون ها رو چيد

- بابايي پس دريا مثلِ مامان زيباس.

+ آره قندِ بابا، مامانت يك درياس.

عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
اگر قرار باشد هر شعر، اتفاق تجربه نشده ای محسوب شود، یا باید این اتفاق را در چشم انداز شهودی شاعر جستجو کنیم و یا به عنوان یک ابتکار، در کشف ذهنی شاعر دنبال شود. این اتفاق خاصه اگر قرار باشد در شکلی کلاسیک که از تقدم و تجربه ی مضاعفی برخوردار است، رقم بخورد قطعاً دشواری دو چندانی خواهد داشت از این روی که توانمندی پشت سر و نبوغ شاعران متقدم قطعاً اتفاقاتی را رقم زده است که ذهن مالوف مخاطب را در مواجهه با خلاقیت های جدید به سختی اقناع کند. جناب اویسی نیز که در اوان تلاش خود و با درک ضرورت اتفاق آفرینی، نظام شکلی قالب شعر خود را بر هم زده است، قطعاً به دشواری، جستجوگر همین نوتجربگی و تازگی است. در این اثر، شاعر سعی کرده است جهان کودکانه ای را که معلول مواجهه ی با دخترک داستان است بیافریند و تقرب رفتار زبانی اش به این دنیا نشانه ی خوبی از درک و دانش شاعر است. در واقع می خواهم بگویم که باید متناسب با اتفاق در شعر، رویکرد زبانی خود را انتخاب کنیم. خودآگاه و ناخودآگاه، تغییر لحن شاعر در دو مواجهه ی با خویش و با کودک و تفاوت انتخاب واژگان در این دو سطح برایم لذت بخش بود. نکته ی ارزشمندی است که علیرغم تجربه ی اندک اما این توانش انتقال در ذهن و زبان شاعر ایجاد شده باشد.
آن چه که باید شاعر بدان توجه و تمرکز بیشتری داشته باشد، سطح کیفی تولید معناست. قانع شدن به در دسترس ترین مضامین و غرق شدن در امواج حسی و هیجانی نمی تواند برای شعر عمر مطوّلی ایجاد کند و قطعاً مخاطب پس از خوانش یک باره شعر چندان تمایلی به بازخوانی و مرور آن نخواهد داشت. نکته ی دیگری که شاید در حوزه ی نقد اجتماعی اثر وارد باشد تمایز و تفاوت جدی کودکان این عصر با دیگر اعصار است. هوشمندی و جهان آگاهی یی که به واسطه مدرنیته و تسهیل در انتقال اطلاعات به وجود آمده است باید در شعر نمودی داشته باشد و کوته بینی است اگر توصیفات و روایت خود از دنیای پیرامونی را فروتر از این دانسته گی و خردمندی قرار دهیم.
مطالعه ی آثاری هم چون آثار عامیانه ی شاملو، فروغ فرخزاد و موانست با آثار داستانی روزگار ما که می توانند در تثیبت زبان و تحکیم تمایزات رفتاری شخصیت ها و پدیده های ادبی موثر باشند را به شاعر توصیه می کنم.
با درود و بدرود

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۱
مسعود اویسی » شنبه 11 اسفند 1397
درود بی کران بر شما جناب بهداروند گرامی ممنونم بابت نقد بسیار زیبایی که هدیه فرمودید و سپاس بابت نکات بسیار ارزنده ای که ارزانی داشتید سپاس بی پایان مرا پذیرا باشید پاینده باشید به مهر تا همیشه

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.