هندی سرایی بعد از نیما




عنوان مجموعه اشعار : _______
شاعر : نجمه پورملکی


عنوان شعر اول : ________
مثل مترسک ها که در جالیز می خندند
آنها که مجبورند با هر چیز می خندند

در روزگاری که صدای گریه خاموش است
یک عمر مردم اعتراض آمیز می خندند

شادی ما در اوج غم در چشم پیدا نیست
آئینه ها وقت شکستن ریز می خندند

شاباش می ریزد به پای هر درختی باد
خش خش تمام برگها پاییز می خندند

تنهاخوری هرگز نبوده رسم عاشق ها
با هم که می گریند با هم نیز می خندند

نجمه پورملکی

عنوان شعر دوم : ___________

دیر یا زود عاقبت یک راه پیدا می شود
گاه در شبهای ابری ماه پیدا می شود

کوه گاهی روز روشن هر چه میگردیم نیست
سوزن اما در میان کاه پیدا می شود

بارها از چاله می افتی به چاه و بیشتر
قدر آدم ها درون چاه پیدا می شود

هیچ وقت از عشق ورزیدن خلاصی نیست عشق
در مسیرت خواه یا ناخواه پیدا می شود

زندگی تا روی خوش قدری نشانت میدهد
ردپای غصه هم آنگاه پیدا می شود

می توانم از پس غم بربیایم نیمه شب
در بساطم آنقدرها آه پیدا می شود

نجمه پورملکی

عنوان شعر سوم : ___________
ای غنچه نشکفته زیبا حلالم کن
گر چیدمت از شاخه دنیا حلالم کن

از پشت گلدانها پریدی با صدای من
مرغ کنار شمعدانی ها حلالم کن

پرهای جفتت ریخته دور و بر لانه
ای یاکریم رفته از اینجا حلالم کن

شاید نبینم چشمهای آتشینت را
خورشید پشت کوه تا فردا حلالم کن

موجی پشیمانم که برمی گردد از ساحل
فریاد دارم می زنم دریا حلالم کن

جای قرار عاشقان زیر درختان است
زیر درخت سیبم و تنها....حلالم کن

من قدر باران بهاری را نمی دانم
اردیبهشت ای ماه شاعرها حلالم کن

نجمه پورملکی
نقد این شعر از : آرش شفاعی
هر اثر هنری در هنگام آفرینش، در حقیقت بر اساس انتخابی صورت می گیرد که هنرمند انجام می دهد. فرض کنیم داوینچی هنگامی که می خواست تابلوی شام آخر را بکشد، در نشاندن چهره‌های مختلف داستان شام آخر مسیح(ع) انتخاب دیگری می کرد، یهودا را در کنار مسیح می نشاند یا مریم مجدلیه را از پشت میز بلند می کرد، آن گاه ما با روایت جدیدی از شام آخر رو به رو بودیم که با تابلویی که امروز می بینیم، متفاوت است. این انتخاب همیشه هم اهمیت دارد و هم می‌تواند خطرناک باشد. خطر جایی است که هنرمند چشم بسته و بدون تجربۀ کافی از میان انتخاب‌های مختلف، بهترین انتخاب ممکن را انجام ندهد. در آن صورت اثر هنری با ضعف یا شکست رو به رو خواهد شد. سه غزلی که اینک رویاروی ماست، براساس انتخابی صورت گرفته است که شاعر انجام داده است. مهمترین انتخابی که سرنوشت هر سه شعر را تغییر داده است، استفاده از ردیف هایی است که ردیف هایی خاص محسوب می شوند. هر سه غزل ردیف های فعلی دارند اما فعل هایی که دایرۀ انتخاب و جولان شاعر را محدود کرده است. فرض کنیم شاعر در غزل آخر به جای «حلالم کن»، «م کن» را ردیف می گذاشت. در آن صورت او انتخاب های بیشتر و وسیع تری داشت. می توانست از ظرفیت ترکیبی افعال استفاده کند، فعل هایی مانند «بی خیالم کن»، «زلالم کن» و مانند آنها. شاعر این دایره را براساس تشخیص و انتخاب خود بسته است. مخاطب نیز چاره ای ندارد جز اینکه به این انتخاب گردن بنهد و نتیجۀ کار شاعر را ببیند. حالا نتیجۀ کار شاعر این شده است: مثلاً در غزل اول شاعر نگاه خود را از مترسک هایی آغاز می کند که در جالیز می خندند. در بیت بعدی شاعر دایرۀ نگاه خود را عمومیت داده است و از خنده های اعتراض آمیز حرف زده است. در بیت بعدی توجه شاعر به آیینه ها معطوف شده است، در بیت بعدی به برگ های پاییزی و ... این روند در هر سه شعر جریان دارد. مخاطب دقیق و حرفه ای خیلی زود دست شاعر را می خواند و می فهمد دلیل انتخاب های شاعر و این از فضایی به فضای دیگر پریدن چه بوده است: قافیه و ردیف! هیچ منطق شاعرانه و خط اتصال فکری در شعرها حضور ندارند. همه چیز را قافیه و ردیف به شاعر تحمیل کرده است و اینکه شاعر یک بار از خنده‌های اعتراض آمیز حرف زده است و یک بار از خنده‌های ریز آیینه ها هنگام شکستن به این دلیل بوده است که قافیه و ردیف این اجبار را به او تحمیل کرده است. ممکن است بگوییم این انتخاب شاعر است و مخاطب نباید حتماً به دنبال این باشد که در شعر از ابتدا تا انتهای شعر در یک خط فکری منسجم سیر کند. به نظر من این حرف در قرن دوازدهم هجری و زمانی که شعر سبک هندی سکۀ رایج بود، خریداری داشت اما امروز که ما تجربه های بزرگی از شعر مدرن را به مدد نیما و شاگردانش پشت سر گذاشته ایم، راضی شدن به این حد از شعر بازگشت به عقب است. ممکن است از اینچنین شیوه ای در شعر لذت ببریم و حتی تک بیت هایی از این شعرها برجسته شوند و زیبا هم باشند اما شعر فاقد انسجام و کلیتی است که از شعر امروز انتظار می‌رود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.