نظام بصری شعر




عنوان مجموعه اشعار : وقتی کسی گریست
شاعر : فرشته عزیزی


عنوان شعر اول : چگونه رفته ای
خو کرده‌ام
به ناممکن‌ها
به زخم
و خانه‌ای بی حضور تو
-برزخی-
که سنگین می‌شود
هر ثانیه
سخت می‌شود
سرد
پاییزهای پیاپی!

چگونه رفته‌ای؟
که جهان
این گونه از پی تو
تند می‌دود.

عنوان شعر دوم : جاده
شعرم از تو شروع می‌شود
خودم از کدام نقطه
نمیدانم.
زاده شدم
بی که چشم‌هایت را رسیده باشم
به عمق
و شاعر
میان چادر مشکی
هی سوگوار است.
واژه های خیس
به مدارها
که می‌چرخند دور سرم
بر می‌خورند.
این جاده
قسمت نیست تمام شود
به گیسوی تو
که مویه می‌کند
روی خارها
چقدر گریستن
چقدر خندیدن
سهم ما می‌شود
ما که زود
بازخم های بزرگ
بزرگ می‌شویم.

عنوان شعر سوم : بد حادثه
بر هر درگاه
گاهی تیغ میگذارند و
گاهی خار
چه بی اختیار
پاهایم را بر می‌دارم
از "بد حادثه‌"ای
که هر سو می‌کشاندم
دم نمی‌زنم
از لب‌های آشنایی که زخم می‌زنند و به مرهم شبیه ترند
و در پناه بادها
به خواب چاقوها
و قو ها
فکر نمی‌کنم
به غارنشینان غبطه می‌خورم
که در پناه آتش های بی رنگ دیواره‌ها
گرم زیسته اند.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
نظام بصری هر سه شعر به واسطه ی تعجیل یا تدبیر یا تقصیر شاعر، مشوّش است. این تشویش علاوه بر ایجاد موانع موسیقایی، مانع درک دیداری شعر و تسهیل نفوذ مخاطب به لایه های شعر می شود. پلکانی شدن بی دلیل بسیاری از سطرهایی که می توانستند در ادامه ی هم قرار بگیرند، صرفاً به تطویل طولی شعر منجر شده است و کارکرد دیگری نمی تواند داشته باشد. تصحیح عناصر موسیقایی شعر شاید به تعبیری درد اصلی شعر نباشد اما بسیاری از سطرهای جاری و ساری شعر از گذشته تا به امروز به واسطه ی همین کارکرد هارمونیک متن است که در مخیله ی مخاطبان باقی مانده است و فراموش نشده است. شاید ذکر چند نمونه برای همدرکی من و شاعر خالی از لطف نباشد:
- مرا تو بی سببی نیستی...
همین «ی» مزید بر «سبب» باعث شده است که این سطر به فراخور خود و به واسطه تغییری در عادات ذهنی در خاطر باقی بماند.
اگر بخواهیم این تاثیر تونالیته ی استقرار کلمات و عبارات را در شعر خانم عزیزی بررسی کنیم با اندک تغییری در یکی از بندهای آن به چنین نتیجه ای که به زعم من از ارزش هنری بیشتری برخوردار می باشد خواهیم رسید:
- چگونه رفته‌ای؟
که جهان
این گونه از پی تو
تند می‌دود...
- - چگونه رفته‌ای؟
که جهان
این گونه تند می دود
از پی تو...
--- چگونه رفته ای
که جهان از پی تو
این گونه تند می دود...
به همین اندک تغییر متوجه اثربخشی همآوایی و تغییر سرنوشت رسایی و رسانگی شعر می شویم.
از دیگر سو گاهی با مدیریت واژه ای که در خلال متن اصطکاک بیان ایجاد می کند می توان این روند را تصحیح نمود. به سطر زیر دقت کنیم:
- و خانه‌ای بی حضور تو
برزخی
که سنگین می‌شود...
اگر هم به دلیل معرفه بودن و هم به دلیل اصلاح موسیقی، خانه ای را به خانه تبدیل کنیم متوجه می شویم که حذف همان اندک دست انداز موسیقایی چقدر می تواند به ارزش ادبی شعر بیفزاید:
-- و خانه‌ بی حضور تو
برزخی
که سنگین می‌شود...
آن چه که من به واسطه ی این سه شعر، شناخت پیدا کرده ام، حضور آگاهانه ی شاعر در متن است و توجه به روابط ارگانیک پدیده ها و اشیاء در طول شعر و بهره مندی از داشته های مطلوبی در حوزه ی گنجینه ای واژگان... آن چه که می تواند این پتانسیل را به مقصد نزدیک تر کند به کارگیری شیوه های اجرایی خلاق در تولید است. درود

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.