باید توجه عمیق‌تری به اندیشه در شعر داشت




عنوان مجموعه اشعار : تورا در شعرهایم کرده ام پنهان
شاعر : امیرمحمد آرین نیا


عنوان شعر اول : خلیل عشق
مرا به من نمیدهی ذلیل کرده ای مرا
تورا به کس نمیدهم بخیل کرده ای مرا
تو خود گلی بمن چه که عزیز شهر دل تویی
به حرفهای بی دلیل، دلیل کرده ای مرا
به آتش کلام خود میفکنی در آتشم
به بوستان چهره ات خلیل کرده ای مرا


عنوان شعر دوم : نیمکت چوبی
هنوزم عکستو دارم که روی نیمکت چوبی
نشستی پات روی پاته با این ژستت چقدر خوبی
همون عکسی که آخر هم نفهمیدم کجا بودی
برعکس عکسای قبلی نداری عینک دودی
همون عکسه که تنهایی نمیدونم کجاهایی
حواست باشه قلب من همونجاس که تو اونجایی
نمیدونم خدا چی خاس که من پیدا کنم جاتو
خودش کلی برام خوبه اگرچه نیستم باتو
رسیدم جایی از دنیا چه زیبا بود و رویایی
همون عکسه یادم افتاد که فهمیدم تو اینجایی

عنوان شعر سوم : شرع عشق
به شرع عشق نگاه تو عین حد زدن است
واین سکوت من اسمش کنار آمدن است
به باغ و گل چه نیاز است اگر تو یار منی
که خانه بی تو برایم شبیه قبر من است
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
باید توجه عمیق‌تری به اندیشه در شعر داشت
ابتدا درودتان می‌گویم
اگرچه از سابقه شاعریتان بیاطلاعم؛ اما از سن و سال می‌شود فهمید که آشنایی‌تان با حوزه شعر و ادبیات نمی‌تواند خیلی دیرپا باشد! با این وصف، باید گفت این قطعاتی که برای نقد ارائه داده‌اید بسیار هم خوب‌اند! خوب به معنای عالی نه؛ اما خوبند. مثلاً همین شعر اول که به نظر ناتمام است چون هم از نظر ابیات، آنچنان که باید قد کشیده و رعنا نیست و هم از نظر محتوا شعر ناتمام و به انتها نرسیده، قطع شده است. با این حال قافیه سختی که انتخاب کرده‌اید نشان می‌دهد دوست دارید وزنه‌های سنگینی را بردارید و در رقابتهای سخت، خودتان را بیازمایید. البته ناگفته نماند که همین انتخاب احتمالاً باعث شده که شاعر نتواند از پس ادامه آن برآید و پیدا کردن قوافی دیگری بجز ذلیل، بخیل، دلیل و خلیل برایتان سخت بوده است و این به فرجام ناتمام این شعر منتهی شده است. یکی از کارهایی که لازم است شاعر در بدو سرودن هر شعر مد نظر داشته باشد این است که ببیند این قافیه و ردیف تا کجا او را می‌برد و تا چه اندازه او را همراهی می‌کند. این محاسبه و دوراندیشی در قالب‌هایی مثل غزل لازم است و البته منافاتی با ناخودآگاهی شعر و بخش الهامی آن ندارد.
شعر دوم که به نظر می‌رسد ترانه‌وار سروده شده و به لحاظ قالب، شکل مثنوی دارد بیشتر شبیه شعر محاوره است؛ چون مختصات ترانه را در این اثر نمی‌بینیم. اما در شعر محاوره به واسطه این که شاعر کلمات را می‌شکند و از شکل‌های عامیانه، فولکلور و محاوره‌ای ‌نها استفاده می‌شود، مخاطب انتظار دارد بیشتر "شعر محض" را بشنود و حس کند. در واقع با قابلیت شکستن کلمات که قدری از معذوریت‌های شاعر کاسته می‌شود باید بهترین کلمات، ناب‌ترین و شاعرانه‌ترین آنها در شعر قرار بگیرد و بهترین و رساترین مفهوم از آن دریافت شود. در این شعر، گذشته از موارد شکلی و ساختاری، از نظر محتوایی، حرف یا اندیشه قابل ملاحظه‌ای را مطرح نمی‌کند. حرفها متاسفانه سطحی‌اند! در واقع می‌شود گفت شاعر به ساده‌گویی دچار شده است.
و اما شعر سوم یک دو بیت ناتمام است./ این نه در قالب رباعی است یا آن وزن مالوف و مشهور؛ و نه دو بیتی است با موسیقی "مفاعبلن مفاعیلن مفاعیل" و مضامین عاشقانه و مناجاتی ... ما اینجا دو بیت از یک غزل را شاهدیم در عروض مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن " که البته ناتمام رها شده است.
در یک جمع بندی باید گفت این شاعر از استعداد خوبی برای سرودن برخوردار است. به نظر می رسد کم مایگی و مطالعه اندک باعث شده که شاعر از نظر اندیشه کم بیاورد و نتواند حرف‌های دیگری در ادامه دیالوگش در شعرها مطرح کرده و در قالب شعر بیاورد. برای این جوان عزیز توصیه می کنم:
- اولا تا جایی که می‌تواند شعر بخواند و به ذهن بسپارد و در آن تعمق کند. خواندن شعر دیگران یعنی شریک شدن با اندیشه آنها و آموزش رایگان در شناخت قافیه و ردیف ، و موسیقی و ریتم‌های مختلف و متعدد.
- ثانیاً شاعر برای اینکه بتواند چشمه جوشان و خروشان فکر و اندیشه باشد باید زیاد بخواند. سینه هر شاعر باید مخزنی از تاریخ ، فلسفه ، حکمت، ادبیات و ... باشد.
- ثالثاً: در حوزه زبان، باید تلاش کند به زبان زمان خودش حرف بزند تا مخاطب‌های روزگارش را دریابد
برای این شاعر جوان آرزوی بهترین ها را دارم.
باقی بقایتان!

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.