به منزل بعدي فكر كنيد




عنوان مجموعه اشعار : سوگند
شاعر : فروغ زمانی


عنوان شعر اول : بعد تو..
یک دو فنجان قهوه از چشمت برای من را بس است
تلخی قهرت برای کشتن این زن بس است
بعد تو آموختم مردانه تر عاشق شوم
دلبری باموی کوتاه و کت و دامن بس است
مثل یک شومینه چیزی در دلم گر می‌کشد
از هوای شرجی لبهات دل کندن بس است
بی تو در دی ماه آغوش خودم یخ میزنم
آاااااخ! یلدای نبودت در کنار من بس است
باز سیگاری که دودش توی چشمم رفته و
روزها را هی شمردن تیر تا بهمن بس است
آه!یک آتشکده با مهر تو برپا شده
موبدا!درآذر عشقت سپندیدن بس است
تا اهورایی ترین مضمون اشعارم تویی
گفتن از افسانه های دیو و اهریمن بس است
چشم نابینای من یک لحظه روشن می شود؟
این زلیخا که برایش بوی پیراهن بس است...
فروغ زمانی

عنوان شعر دوم : قصه
یک به یک رد می کنی این عابران خسته را
تا که از سر وا کنی یک دختر وابسته را
اخم کردی عاقبت بند دل من پاره شد
دیده ام جنگ دو ابروی به هم پیوسته را
نه غزل ها هم نمی فهمند حال ابری
قصه ای که می نویسد شاعری دل بسته را
با دوتا بال شکسته باز جا ماند از سفر
هرکس آمد سنگ زد این کفتر پربسته را
آه رفتی آسمان آوار شد روی سرم
اشک هایم شرح داده قصه ای سربسته را
تخته نرد چشمهایت بازی پیچیده ایست
باختم اما نگیر از من دو تاس خسته را
فروغ زمانی


عنوان شعر سوم : چشمهایت
طلوع دو خورشید از چشم هایت
که روشن شده چشم خانه برایت

بغل کرده ام عطر پیراهنت را
منم پیرکنعانی آشنایت

بیا زل بزن توی چشمم بخندو
نوازش کن امشب مرا با صدایت

تو خود دوزخی زیر پیراهن آخر
بهشتی جز آغوش من بوده جایت؟

نگاهم گره می خورد در نگاهت
چه رازی است در چشم مشکل گشایت؟

کمی شعله را کم کن آخر چگونه
به جوش آمده قهوه در چشم هایت

قدم می زنم اصفهان را کنارت
که این شهر فرشی است در زیر پایت

همه شعرهایم بهانه است وقتی
نفس میکشم شهر را در هوایت

فروغ زمانی
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
در هر دو نوبت قبلی که درباره‌ی آثار این سراینده، نکاتی را گوشزد کردم، بر این نکته‌ی مهم انگشت تاکید نهادم که این همراه گرامی پایگاه نقد شعر، مقدمات را به‌خوبی پشت سر گذاشته و مشکل چشمگیر و تکرارشونده‌ای در مبانی ساختاری شعر موزون و مقفا ندارد؛ پس، از این به بعد، مانند کسی‌ست که به اندازه‌ی کافی شاگردی کرده، آگاهی‌های اولیه را گرد آورده، تجربیات قابل قبولی را هم پشت سر گذاشته و حالا دیگر باید کاروبار خودش را راه بیندازد. و برای رسیدن به چنین هدفی هم ارائه‌ی تازه لازم است؛ ارائه‌ای که به ذات هنر که تازگی و آفرینش است، مقید باشد. با این مقدمه، نگاهی به سه اثر پیش رو می‌اندازیم.
در غزل نخست، پیش از هر چیز، ردیف «بس است» جلب توجه می‌کند؛ ردیفی که به دلیل بار معنایی مطلقی که دارد، سراینده را مکلف می‌کند که احکام قطعی صادر کند. البته تنوع قوافی در این طرح، آن‌قدر هست که سراینده‌ی کاربلد، بتواند از تنگناهای آن برهد و به نتایج دلخواه برسد؛ به این شرط که در روند اثر، قافیه‌های درستی را انتخاب و آنها را به شکلی تاثیرگذار، اجرا کند. در بيت اول، تمركز بر مضمون قهوه‌ي قجري بوده است؛ قهوه‌اي كه خورنده را مي‌كشد؛ اما پيوندها و تناسبات، مي‌توانسته كامل‌تر باشد. قاعدتا وقتي از «قهوه‌ي چشم» حرف مي‌زنيم، بايد به تناسبات آن هم فكر كنيم. به عنوان مثال، اينجا ديگر «فنجان» نمي‌تواند نسبتي با تصوير و مضمون بيت داشته باشد و بايد به فكر واحد متناسب‌تري بود. از سوي ديگر، در حالي كه در مصراع دوم، از قهر سخن گفته شده، مصراع اول، طعم و رنگ لطف و مهر دارد. در چنين وضعيت‌هايي مخاطب به خودش حق مي‌دهد كه نقش قافيه را در روند سروده، بيش از آنچه بايد، برآورد كند. در بيت دوم، باز هم مضمون به قدر كافي پرداخته نشده است؛ اگرچه تلاش سراينده براي بهره‌مندي از عناصر عيني و جزئي، قابل‌توجه و محترم به نظر مي‌رسد؛ خصوصا كه اين توجه، در قافيه به ثمر نشسته است. در بيت سوم، باز هم دادوستد مصراع‌ها، كامل و دقيق نيست. كسي كه دچار گرگرفتگي‌ست قاعدتا به «خنكا» و «سايه‌سار» فكر مي‌كند، نه «شرجي». درست است كه در شعر با فرامنطق مواجه هستيم اما در همين ساحت هم بايد تعليل‌ها درست و دقيق باشد. در بيت بعد، نسبت‌ها بين «دي ماه آغوش خودم» و «يلداي نبودت»(نبودنت) كامل و مكمل است. در بيت پنجم، «و» پايان مصراع نخست، دو مصراع را به يك جمله تبديل كرده و به همين دليل «باز» و «بس است» براي يكديگر تزاحم نحوي ايجاد كرده‌اند. جاي پاي «آه» در آغاز بيت ششم، چندان محكم نيست؛ خصوصا كه پيش‌تر و با فاصله‌ي كمي، از «آخ» هم استفاده شده است. به‌كارگيري «آذر» در معناي «آتش» و در تناسب با «مهر»، نشان از مهارت‌هاي اوليه سراينده دارد ولي حالا ديگر وقت آن است كه ايشان، اين منزل را به قصد منزل بعدي ترك كند؛ يعني اينكه از ترفندهاي قالبي بگذرد و به رفتارهاي خلاقانه‌تر روي بياورد. در بيت بعدي، «تا» با «بس است» همنشيني درستي ندارد. و در بيت پاياني هم رنگي از پايان بندي نيست؛ انگار كه سراينده خسته شده يا قافيه‌هايش ته كشيده است. حتما در آثار بعدي به فرود درست اثر در بيت پاياني هم توجه داشته باشيد.
براي بررسي جزئي دو سروده‌ي ديگر، مجال نيست اما بايد بر نكته‌اي تاكيد كنم كه به هر سه سروده ربط دارد و لازم است به آن توجه شود. يك بار ديگر، از منظر ناگهان‌هاي موجود در اين سه اثر و رخدادهاي تازه، آنها را مرور كنيد! مثلا در غزل دوم، اجراي اكثر عواطف و تصاوير، معمولي‌ست. قاعدتا سراينده‌اي در اين سطح، ديگر نيازي به تمرين‌كردن بيت‌هاي معمولي ندارد. به جان شعر بيشتر فكر كنيد و سعي كنيد عيار هنري تجربه‌هايتان را افزايش دهيد. مطمئن باشيد كه شدني‌ست.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.