مشکل خوانی



عنوان مجموعه اشعار : سپید
عنوان شعر اول : دیوار پنجره دریاچه کویر
دیواری در من فرو نشسته
که تا حرف می زند
لال می شود
پنجره ای روبرویم ایستاده است
که باز نمی شود

چشم هایم را محاصره میکند کویر
او از آن سوی پنجره سر برآورده یا
تصویر من
در مردمک پنجره نقش بسته است؟

خواب میبینم هفت کویر چاق
هفت دریاچه لاغر را
به دندان گرفته اند
بعد دریاچه ای پریشان
با موهایی سپید
و یک جفت چشم کور
روبرویم می ایستد و می گوید:" سلام دشتِ کویر"
سلام می دهم
زخمی سر باز می کند
آیا نام کبیر من کویر است؟
یا قبلا همدیگر را دیده بودیم؟

آهسته دریاچه رفت عقب
دستی به سرش کشید
دستگیره را تکان داد
سر برگرداند
آهسته گفت:
"سلامِ یه دریاچه خشک
جز نمک روی زخم
چیز دیگه ای نمی تونه باشه نه؟
بعد از پنجره بسته خارج شد

میان دیوارها
ایستاده خوابیده ام
و با تنی زخمی
درد می کشم
چشم ها را باز می کنم
چیزی شبیه خاک دورم را گرفته
دیوارها در من فرو میروند
پرده را کشیده اند
موج هزار و چندم رادیو
خبری از اقیانوس آرام می خواند


عنوان اثر دوم: گربه خانگی
خانه ام کشوری پهناور است
من اما برای پر کردن این پهنا
با گربه ای خانگی
در اتاق کوچکم
زندگی می کنم

عنوان اثر سوم: .
گلستان از پنجره
به اتاقم می آید
من اما دخترِ گرجیِ بی وطنی هستم
که در عهدِ فتحعلی شاه قاجار
دیده می گشاید به ایران
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
یک - از شعر اول هیچ چیز نمی فهمم آن قدر که پراکنده گو و درهم و برهم است و کارکردهای ناادرستی از زبان را نشان می دهد .
در همان ابتدای شعر :
دیواری در من فرو نشسته
که تا حرف می زند
لال می شود
کی حرف می زند ؟! کی لال می شود ؟! اگر دیوار حرف می زند چه کسی لال می شود و اگر دیوار لال می شود چگونه حرف می زند ؟!
چشم هایم را محاصره میکند کویر
او از آن سوی پنجره سر برآورده یا
تصویر من
در مردمک پنجره نقش بسته است؟
گزاره های دو سطر اول و دو سطر دوم اصلا تقابلی با یکدیگر ندارند و "یا" بی کاربرد م معلق می ماند .
بخش بعد شعر کابوسی سوررئالیستی است که با کلیت شعر نسبتی زبانمدارانه و سبکی ندارد .
بخش بعدی شعر می توانست به تنهایی شعری زیبا باشد اما در نعامل با باقی این شعر خنثی و بی اثر شده است .
خانه ام کشوری پهناور است
من اما برای پر کردن این پهنا
با گربه ای خانگی
در اتاق کوچکم
زندگی می کنم
گویا ذهنیت خانم " مهشید رشیدی " ذاتا پیچیده گوست و حتی در ساختار مختصر شعری کوتاه نیز همین بغرنجی را در خود دارد .
چگونه می توانی با زندگی با گربه ای خانگی در خانه ات پهنای کشورت را پر کنی ؟ ! اولا چگونه و ثانیا چرا ؟
اما شعر سوم با توجه به ارجاعات تاریخی اش شعر خوب و باعاطفه ای ست . قرارداد گلستان را به یاد آوریم و آنگاه موقعیت دختر غریب گرجی را در نسبت با آن بیابیم . ایهام گلستان می تواند بر غنای این شعر بیافزاید .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.