چالش آفريني ادبي




عنوان مجموعه اشعار : شعر
شاعر : امین کنونی


عنوان شعر اول : خودکشی خودخواهانه
کاش در حاشیه ی امن جوب
دلهره های طاعونی اش را
با خود به فاضلاب ها می ریخت.
موش پاشیده وسط چار راه.

عنوان شعر دوم : کودکانه
شلیک می کند
شلیک می کند
وآدمها زنده می شوند
کودک با تفنگ آبپاش.

عنوان شعر سوم : ایست بازرسی
در جیب هایش دنبال چیزی می گشتند
که در سرش پنهان بود.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
اگر به كارهاي كوتاه «امين كنوني» بخواهيم از منظر زيباشناسي شعر ورود كنيم، نشانه هاي اندكي از خصلت هاي ادبي در آن يافت مي شود و در واقع شكلي از تهيدستي زباني و كم بضاعتي در حوزه ي اجرا، باعث شده است كه توفيق شاعر در توليد به تاخير بيفتد. اين نقيصه البته نمي تواند منكر، نكته بيني و قدرت نفوذ ذهني شاعر در اتفاقات معمولي به نحوي كه خروجي انديشه ورزي دارد، باشد. در همين فرصت هاي كوتاه، شاعر به خوبي تجربيات به ظاهر كم ارزشي مثل تفنگ آب پاش كودكان و زير لاستيك رفتن موشي در خيابان را به موضوعاتي براي فكر كردن و متمركز شدن مخاطب تبديل كرده است. پيداست كه شاعر از حوزه ي شعر كلاسيك به آزادنويسي روي آورده است و اين تغيير شكل به خوبي از مكانيسم هاي به كار گرفته شده در اين سه شعر مشهود است. اما آيا چقدر اين به كارگيري شيوه هاي شعري كلاسيك بتواند در آزادنويسي نيز كاركرد داشته باشد سوال اين لحظه مي تواند باشد. در هر سه شعر شاعر ابتدا نقطه ي تاريكي ايجاد كرده است و بعد با تمركز نور در سطر پاياني، فضاي معمايي شعر را حل كرده است و مخاطب پس از پايان شعر، چيزي براي چالش ذهني بعدي ندارد و شعر عملاً در اين مرز متوقف مي شود. شايد اگر بخواهيم از عبارت توقع سطحي شاعر از شعر استفاده كنم شايد با برخي توان و تلاش شاعر كه در لايه هايي از آثارش قابل مشاهده است تطبيق نداشته باشد اما به هر حال كيفيت اثر هنري و سطح اثرگذاري آن واقعيتي غيرقابل انكار است كه همواره شاعران در پي دستيابي به آن جستجو كرده اند و تلاش داشته اند.
مي خواهم به صورت مصداقي شعر سوم شاعر را با نمونه اي از شعر شاملو مقايسه كنم تا تاثيرگذاري شيوه هاي اجرايي در تبديل ذهنيت و توليد معنا را واضح تر درك كنيم:
- در جیب هایش دنبال چیزی می گشتند
که در سرش پنهان بود.
- دهانت را مي بويند
مبادا گفته باشي دوستت دارم
هر كدام از ما اگر خواننده اين دو شعر باشيم در ابتدا به واسطه ي موسيقي مستقر در بينا واژگان شعر دوم احساس لذت بيشتري خواهيم داشت و ديگر اين كه شاعر براي انتقال معناي ذهني اش به تاثيرگذاري عاطفي و حسي نيز توجه كرده است.
با احترام به تلاش دوست عزيز بايد بگويم با ممارست در مطالعه و توليدهاي تجربي قطعا مي تواند اين توان و تلاش را به نتيجه برساند.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.