ردپای یک شاعر جستجوکر




عنوان مجموعه اشعار : رباعی
شاعر : ابراهیم هدایتان


عنوان شعر اول : تنهایی
در بند توام گمشده از خود گورم
صد ساعت نوری ز جهانم دورم
در هر قدمی که مینهم سیگاریست
از رفتگران کوچه ات معذورم


در سیبل قلب من هزاران مرمی است
انکار علاقه ات به من بی شرمی است
مابین تو با کسی که دوسش داری
حتی نخودی بودن من دل گرمی است

مرزی زده در متن تنم تنهایی
مابین منو پیرهنم تنهایی
مجبور شدم که گور خود را بکنم
آورده برایم کفنم تنهایی



در لب کده ات شعر و غَسَل می نوشم
گیسوی تو را بر تن خود می پوشم
گویند که بار کج به منزل نرسد
پس کج بنشین وقت سفر بر دوشم
غَسَل=غزل+عسل

در بکرترین سلول قلبم غاری است
جز رد خودت تنش ز پایی عاری است
دریای مرا کسی نخواهد دزدید
وقتی که خزر به زیر پلکت جاری است


رویای شما خواب شبم را قاپید
در برکه ی تان ماه وجودم تابید
از نرده ی من پیچکتان بالا رفت
از پنجره تان کبوترم شد تبعید

با دست خودم دلیت و فرمت شده ام
در شهر خودم وارث غربت شده ام
طفلک دل من در انفرادی افتاد
در قتل خودم شریک جرمت شده ام

این سینه ی گرم و مبله ام آماده
تحویل تو شد بدون پیش و داده
گفتی که برای هر شبی یک بوسه
شش ماهه اجاره ات عقب افتاده

با گاری خود در پی نانی ول بود
از حس عجیبمان به هم غافل بود
برف است و کنار کاج جایت خالی
ای کاش که بابای منم نوئل بود

از سمت تو کمبود محبت دارم
در حسرت یک جمله ازت بیمارم
یک آن بنویس دوستم داری تا
در زیر ورق کاربنی بگذارم

عنوان شعر دوم : طنز شپش
خوشا آنان که سر بر تن ندارند
به تن زخمی ز اهریمن ندارند
شنیدم نوح را هم او تلف کرد
خوشا آنان که مادر زن ندارند

ای عمویم نذر آن خان دایی ات
ای مگسها غوطه ور در چایی ات
وزن خرناست مفاعیلن فَعَل
مانده برتن شکل آن دمپایی ات

کم برایت گریه زاری کرده ام
کم برایت پاچه خواری کرده ام
دوش دیدم اس زدی با خواهرت
با فلانی خر سواری کرده ام

از جهانم طعم شادی برده یی
از برایم توله یی ناورده یی
نیمه شب گفتم لبی گیرم ز تو
وای بر من سیر ترشی خورده یی

دست زورت بال پروازم گرفت
سوسن و سولماز و سانازم گرفت
دست بردم لای زلفت دزدکی
یک شپش با اشتها گازم گرفت

نزد فامیل لیل و لیلی می کنم
پیش مادر ویل ویلی می کنم
با نگه بر ناخن ده سانتیت
یاد مرحوم بروسلی می کنم

سنگ میبارد ز چشم و روی تو
زان فلسطینی وشان در سوی تو
عهد کردم نگذرم تا روز وصل
بی کلاه ایمنی از کوی تو


عین رهزن در مسیر و گردنه
در خیابان پیله کردی ای کنه
بهر کادو روز والنتاین به من
جان بابایت نزن با وردنه

عهد بستی تا مرا بابا کنی
مطلقا آن قرص ها را وا کنی
خاک عالم کرده ام بر فرق خویش
رفته یی مهریه را اجرا کنی

رک بگویم جنس بنجل مانده یی
عصر دیدم یک ترانه خوانده یی
من دویدم در کنارت لم زنم
شاسخین را جای من خوابانده یی

برق منزل قطع گردد یا خدا
لاقل امشب نمی بینم تو را
بس دروغ در حلق گوشم کرده یی
گشته یی پینو کیو ای ناقلا

عنوان شعر سوم : ترانه ی پرستو

آهای آهای پرستویی که قاصد بهاری
یکی مث تو اسیره اونو تنها نزاری

یکی مثل تو اسیره قفس تنگ و تاره
افتاده کنج این قفس نفسهاش به شماره

غریبه توی چشماش غریبی خونه کرده
غریبه درد غربت اونو دیونه کرده


مجنون آسموناست لیلی اون پروازه
فرهاد کوه نشینه شیرین اون آوازه

با خاطرات آزادی زل میزنه به آسمون
نمیدونه هم سفراش رد شدن از دو کهکشون

میمیره و زنده میشه پشت دیوار میله ها
چشاش برکه ی اشک شده لبش پر از گلایه ها

با زبون بی زبونی با اون نگاش به من میگه
بریدم از تو حبس بودن نا نمونده واسم دیگه

اگه که از همسفرام یکی دیدین بگین بیاد
که جون این پرستو هم داره روی لباش میاد
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
اینکه شاعری با سابقه ای کمتر از یک سال شعر سرودن بتواند اینقدر بر ابتدائیات و مقدمات شعر مسلط باشد، بسیار جای امیدواری است. در تعداد زیادی رباعی که در نوبت اول برای پایگاه نقد فرستاده شده است، ردپایی از یک شاعر جستجوگر و خلاق دیده می شود. البته شعرها اشکالات زیادی هم دارند اما برای شروع بسیار امیدوارکننده اند. با توجه به تعداد زیاد شعر در مورد هر رباعی چند خط کوتاه می نویسم. رباعی اول گنگ است. «میهنم سیگاریست» یعنی چه؟ ضربهء آخر شعر قوی نیست. شعر دوم مایه ای طنز دارد. کلمه «سیبل» به خاطر بیگانه بودنش کمی در وزن خوش ننشسته است. در شعر سوم منظور از «کفنم»، «کفنم را» بوده است که «را» به ضرورت وزن حذف شده؛ همین موضوع باعث ضربه خوردن زبان شعر شده است. مخصوصاً که این اتفاق در مصرع چهارم و نهایی افتاده است. رباعی چهارم رباعی بدی است. نکته نهایی اش نه لطیف است و نه شاعرانه؛ حتی شوخی بانمکی هم نیست. به جز آن «غَسَل» یک نوآوری قبیح و نازیباست. ترکب کلمه ها باید زیبایی و لطافت داشته باشد. شاعر نمی تواند همینطوری بدون توجیه و دلیل شاعرانه کلمات را در هم ترکیب کند. شعر پنجم شعر خوبی است. تصویر زیبا، بکر و لطیفی در بیت دوم وجود دارد اما کلمه «سلول» در وزن ننشسته است. در رباعی ششم چند تصویر وجود دارد اما همه آنها به قدرت هم نیستند. به نظر من رباعی که کلاً دو بیت دارد، جای اینهمه تصویر نیست. شاید اگر تصویر پیچک بازتر می شد بهتر بود. «میلهء من» هم تعبیر جالبی نیست. دلیل ارتباط و وجه شباهت میله و شاعر چیست؟ شعر هفتم ضربهء نهایی خوبی دارد اما بیت اول خوبی ندارد. قشنگ مشخص است که بیت اول به زور به بیت نهایی چسبیده است. رباعی هشتم اگر چه وجهی شوخی دارد اما منطق شوخی به هم ریخته است. شعر نهم اصلاً شعر خوبی نیست. ارتباط بابا نوئل و کاج وبرف و عاشق و معشوق کاملاً گنگ است و ابتر مانده است. تصویر نهایی رباعی دهم هم خیلی قدرتمند نیست؛ اگر چه تا حدودی بانمک است. در سری دوم، رباعی اول منطق ارتباطی و قرینه ای بین ماردزن و نوح وجود ندارد. شعر دوم گنگ است. معلوم نیست منظور شاعر چیست یا کیست. شعر سوم را متوجه نشدم. ضعف تالیف در آن موج می زند. به یاد داشته باشیم که باید بتوانیم منطق درون ذهن خود را به مخاطب منتقل کنیم. این شبکه ارتباطات باید برای خواننده شعر ساخته شود. شعر چهارم و پنجم بانمک بود. شعر ششم قافیه صحیحی ندارد «لیلی» با «بروسلی» هم قافیه نیست. اگر هم کلمه «لِیلی» نیست که خب در آن صورت بیت اول بی معنی و پریشان است. شعر هفتم ضربه بانمکی دارد اما تصویر «فلسطینی وش» فقط به خاطر شباهت «سنگ زدن» کامل و صحیح نیست و نیاز به وجوه ارتباطی بیشتری است. در شعر هشتم اگر چه فکاهه بامزه است، کلمه «والنتاین» در وزن درست جا نشده است. شعر نهم ارتباط دقیقی بین بیت اول و دوم وجود ندارد. شعر دهم شعر خوبی نیست. نه ضربه خوب و محکمی دارد نه اینکه مشخص است بیت اول برای چه آمده است. تازه بین مصرع اول و دوم بیت اول هم ربطی پیدا نمی کنم. شعر آخر هم همان مشکل بیت اول بی ربط را دارد. در ضمن در مصرع سوم «دروغ» در وزن ننشسته است.
سومین اثر ترانه است که در آن وزن به خوبی رعایت نشده است. شاعر سعی کرده است با ارتباط برقرار کردن با یکی از سمبل¬های آمدن بهار شعر را منعقد کند اما مشکل اینجاست که پرستو را در قفس نمی کنند. برای همین منطق شعر از همان اول فرو می ریزد.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.