تصویرپردازی در خدمت موثرساختن کلام




عنوان مجموعه اشعار : شماره پنج
شاعر : اکرم هاشمی سجزئی


عنوان شعر اول : شهید حججی
تقدیم به روح بلند شهید محسن حججی

سرخست چشمش، چادری مشکی به سر کرده
با چشم‌های باز شب تا صبح سر کرده

دائم به پرچم می‌کشد دستان خیس‌اش را
هر نقطه از تابوت را با اشک تر کرده

تابوت را پرچم گرفته تنگ در آغوش
زن حلقه‌ی دست خودش را تنگ‌تر کرده

سرتاسر کوچه پر از جمعیت است و او
از سوریه تا خانه را بی سر سفر کرده

تا چشم می‌بیند پر از جمعیت است این شهر
با چشم‌هایش کل دنیا را خبر کرده

در دست او انگشتری با ذکر یا زهرا س است
ترکش هم از پهلو و بازویش گذر کرده

تابوت روی شانه‌های رود، بارانیست
این اشک چشم هر کسی را باز تر کرده

تصویر دود و خیمه‌ها، انگار عاشوراست
او در سکانس سرخ بعدی ترک سر کرده

محسن نظر کرده ا‌ست بی شک، گفته است این را
هر کس به عکس چشم‌های او نظر کرده

عنوان شعر دوم : خیال

روز از نو روزی از نو...باز شب سر می‌رسد
در خیالم یک نفر هرلحظه از در می‌رسد


یک کبوتر بچه توی لانه تنها مانده است
مادرش تا صبح فردا حداکثر می‌رسد

انتظار و انتظار و انتظار و انتظار
یک شب آیا انتظار من به آخر می‌رسد؟

روی خود ملافه‌ی چشم انتظاری می‌کشم
تا صدای لرزش آویز سر در می‌رسد

هی توهم، قیژ قیژ در، «کسی پشت در است؟»
باز بوی عطر تو با عطر دیگر می‌رسد

روی مبل لعنتی ول می‌شوی، از پنجره
هی صدای ناله‌های آن کبوتر می‌رسد

دست خود را بین موهای سیاهت می‌برم
فکر می‌کردم شبم با تو به آخر می‌رسد

رنگ می‌بازد درون چشم تو تصویر من
تا صدای روشن الله اکبر می‌رسد

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
خرسندم که پس از مدتی باز دو غزل از این شاعر جوان و کم‌سابقه اما توانمند می‌خوانم. خاطرم هست که در میان آثار جشنواره شعر انقلاب، سه غزل از این شاعر خوش ذوق خواندم که در بخش تک‌اثر، تمام توجه مرا به خود جلب کرد و تا امروز همچنان تصاویر بکر آن سه غزل را پیش چشم دارم. در این دو غزل که یکی برای شهید حججی و دیگری در موضوع آزاد با محتوای انتظار است، نیز تصاویر حرف اول را می‌زنند. زبان سالم و روان شعرها و حال سادۀ شاعر که انعکاسی در کلمات او یافته‌اند، شعرها را اثرگذار کرده است. سرودن شعر اگر بیان سخنی موثر نباشد، کاربردی محدود می‌یابد. به کاربردن نوترین و تازه‌ترین شگردهای شعر نیز به همین منظور است و آنجا که سخنی موثر شکل می‌گیرد، شاعر به هدف خود بسیار نزدیک شده است.
در شعر اول دقت کنیم که چطور احوال زنانۀ همسر شهید را بیان کرده است:
در مطلع شعر و بیت دوم جزییاتی از حال زن را گفته است و در بیت سوم اوج تصویرپردازی و معناسازی را در تنگ‌تر کردن حلقۀ دست زن، می‌بینیم. در این بیت اشارۀ خاصی به حلقه در معناهای گوناگون شده و بر ارجمندی این بیت افزوده است. این نوع بیان حاصل تجربه‌هایی ویژه است که معمولا در نگاه جزءبینانۀ زن می‌تواند روی دهد؛ رعایت تناسبی که در سه بیت بعد نیز، با ذکر یا زهرا و ترکش و پهلو و بازو خودنمایی کرده است. یک نکته که شاید بهتر باشد دربارۀ این غزل رعایت شود، تغییر جای بیت ماقبل آخر است. در این بیت، به این دلیل که پیش‌تر سخن از سفرکردن بی سر شهید رفته است، تکرار، نامناسب جلوه می‌کند و بهتر این است که بیت تصویر دود و خیمه‌ها ... منتقل شود به قبل از بیت سرتاسر کوچه پر از جمعیت است و او...
غزل دوم:
شعری تغزلی در موضوع انتظار است که شاعر باز به تصویرپردازی و جزءنگری، غزل را شکل داده و سخن هر بیت را برای مخاطب قابل لمس و درک ساخته است. زبان شعر این غزل، زبان صمیمی غزل روزگار ماست و البته در یک مورد برای حفظ سلامت وزن، کلمۀ «ملافه» لازم است با تشدید تلفظ شود و در سایر موارد، هم زبان، هم تصاویر هم ساخت شعر، به سلامت و دقت پرداخته شده است.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۱
اکرم هاشمی سجزئی » 18 روز پیش
با عرض سلام سپاسگزارم از اینکه وقت خود را در اختیار این حقیر قرار دادید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.